”مرگ من عصیان یک زندگی است که نمی خواهد بمیرد”، نامه‌ای از سعید شیرزاد

Kurdane.com

سعید شیرزاد، زندانی سیاسی که در سی و یکمین روز اعتصاب غذای خویش بسر می‌برد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از ادامه اعتصاب خویش خبر داده است

 

این زندانی سیاسی از روز چهارشنبه ۱۷ آذرماه در اعتراض به مرگ خاموش زندانیان بیمار و فقدان امنیت زندانیان سیاسی از سوی محمد مردانی، رئیس زندان رجایی شهر کرج با دوختن لبهای خود اعلام اعتصاب غذا کرده، همچنان در اعتصاب غذا بسر می‌برد.

نسخه‌ای از این نامه بە نقل از شبکه حقوق بشر کُردستان در پی می‌آید:

”مرگ من عصیان یک زندگی است که نمی خواهد بمیرد”

از تاریخ چهارشنبه، ۱۷ آذر ماه در اعتراض به ضرب‌وشتم زندانیان، بازداشت خانواده‌ها در سالن ملاقات، جلوگیری از اعزام زندانیان به بیمارستان علی‌رغم داشتن مجوز از طرف دادستانی، عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان بیمار (از جمله محمد نظری، کریم معروف‌عزیز، اصغر قطان، فرهاد اقبالی) و … که به دستور محمد مردانی، ریاست زندان صورت گرفته است، اعتصاب غذا و لب‌دوزی کردم. در آخرین نمونه از این رویه‌ی ناعادلانه، بهنام موسیوند هنگامی که در اعتصاب غذا بود، مورد ضرب و شتم قرار گرفت و با ویلچر به بیمارستان منتقل شد.

همان‌طور که در نامه‌ی اعتصاب غذا اعلام کرده بودم، این اعتصاب به‌هیچ عنوان شخصی نیست. لذا با توجه به ادامه‌ی رویه‌ی مذکور که حتی مواردی از آن‌ها منجر به مرگ زندانیان شده است، به این اعتصاب ادامه می‌دهم. بلکه این‌گونه صدای محبوس‌شده‌ی زندانیان دربندی باشم که صدای بی‌صدایشان را فریادرسی نیست.

این نوشته را با شعری از “کارو” شاعر درد و رنج و فقر به پایان می‌رسانم، که انتهای این راه هرچه باشد، چیزی جز پیروزی نیست:

من می‌میرم … اما مرگ من، مرگ زندگی من نیست …

مرگ من انتقامی است که زندگی من از جعل‌کننده‌ی نام خود می‌گیرد …

من می‌میرم تا زندگی زیر دست و پای مرگ نمیرد …

مرگ من عصیان یک زندگی است که نمی‌خواهد بمیرد!

سعید شیرزاد

زندان گوهردشت

نظرات

ارسال نظر