شمعی برای ندا، برای ندای ایران

برای همدردی با خانواده شهداء، از کلیه ایرانیان سراسر جهان میخواهیم تا جمعه شب، هنگام غروب آفتاب، در سراسر جهان، در خیابانها، در مساجد، در کلیساها، در معابد، در جلوی سفارتخانههای ایران، و در ایران در پشت بامها با روشن کردن شمع به شام غریبان شهدای آزادی ایران بنشینیم.
حتی نگذاشتند پدر ندا گریه کند. حتی نگذاشتند مادر ندا داغی را که بر دل داشت بگرید. نه اینکه نگذاشتند رای هایمان را بشماریم، که حتی نگذاشتند شهدایمان را بشماریم.
ما که تاریخ مان تاریخ عزاست، به نام قانون از عزاداری منع شدیم.
ای خدا این جا کجاست؟ ای خدا این چه غربتی است؟ این چه شام غریبی است؟ ای خدا از تو اجازه گریه میخواهم. از تو اجازه عزاداری میخواهم. ای خدا میخواهم جمعه شب، وقتی خورشیدت غروب کرد، شمعی برای شام غریبان ایرانم روشن کنم. شمعی روی بام خانهام، شمعی پیشاپیش در خانهام، شمعی در مساجدت، شمعی در کلیساهایت، شمعی در معابدت، شمعی در همه دنیا.
ای خدا این جمعه شب به من اجازه بده، به وقت غروب، برای ندا، برای ندای ایران که پرپر شد، برای شهدای ایران که پرپر شدند شمعی روشن کنم. ای خدا آیا آنها که نام ترا گروگان گرفتهاند، با قانون تفنگ شان، این یکی را به مردم ایران اجازه میدهند؟
برای همدردی با خانواده شهداء، از کلیه ایرانیان سراسر جهان میخواهیم تا جمعه شب، هنگام غروب آفتاب، در سراسر جهان، در خیابانها، در مساجد، در کلیساها، در معابد، در جلوی سفارتخانههای ایران، و در ایران در پشت بامها با روشن کردن شمع به شام غریبان شهدای آزادی ایران بنشینیم.
هر ایرانی جمعه شب در غروب آفتاب برای شهدای آزادی یک شمع روشن خواهد کرد.
محسن مخملباف
ثبت لينك در
ايميل كردن اين
نظرات (0)

نوشتن نظر

















