کوردانه: پژمان قبادی: ماهها از انقلاب ژینا میگذرد و با وجود سركوب شدید انقلابیون در نقاط مستعدی چون كوردستان و سیستان و بلوچستان و شهرهای شمال ایران در ادامه‌ اشاره‌ خواهد شد چرا این نقاط مستعد میباشند_ همچنین با شروع حملات شیمیای به‌ مدارس به ویژه مدارس دخترانه به‌ باور بسیاری از فعالان اجتماعی حكومت در حال انتقامگیری از دانش‌آموزان است. تهدیدات مقامات اطلاعاتی و امنیتی در خصوص سركوب زنان، تلاشهای همه‌ جانبه‌ی شخص اول نظام آخوندسالاری برای تحمیل حجاب اجباری تحت لوای اسلام شیعی و فشار و تلاشهای عوامل اجرایی عظما، همچنان شاهد تداوم انقلاب در جهات و زاویه‌های مختلف هستیم. از مادران شهدای آبان تا خانواده‌های كشته‌شد‌گان و همچنین جوانانی كه‌ در انقلاب هدف گلوله‌ قرار و چشم و یا یكی از اعضای خود را از دست داده‌اند تا مادران شهیدان انقلاب زن. زندگی. آزادی…!

بنا به‌ انچه‌ لنز دوربینهای انقلابیون موفق به‌ ثبت و ضبط شده‌ و طبق آمار و ارقام منتشر شده‌ از سوی نهادهای مستقل حقوق بشری در ایران، هزاران تن كشته‌ زخمی و مفقود و بازداشت شده‌اند و بسیاری نیز در صف اعدام قرار دارند.
هر زندانی كه‌ مجال بروز اطلاعات به‌ خارج را دارد از پر شدن زندانها و میزان چشمگیر بازداشت شدگان انقلاب ژینا سخن میگوید.
دیگر این روزها خروج یك بازیگر و یا یك مهره‌ی سوخته‌ی نظام به‌ یكی از كشورهای خارجی چندان توجهی به‌ خود جلب نمیكند، حتی بازی خنده‌دار ” وكالت میدهم و وكالت نمیدهم” نیز نتوانست زمان زیادی را به‌ خود اختصاص دهد.
میزان افزایش بهای اقلام ضروری و در كل شاخص تورم در سال گذشته‌ و همچنین كاهش شدید بهای پول كشور از یک سو و از سوی دیگر سقوط قشر بزرگی از كاركنان و شاغلین به‌ دره‌ی عمیق خط فقر سبب شده‌ تا فشار اقتصادی این روزها اكثریت جامعه‌ی ایران به‌ جز عده‌ای معدود را با فقر مواجه‌ كند. به‌ دنبال آن نارضایتی بسیاری را به‌ همراه‌ داشته‌ باشد و قشر منفعل و عافیت طلب را بیشتر از هر زمانی در معرض فشار اقتصادی قرار دهد.
اما در این بین همچنان قشر بزرگی در صفوف پیش خرید خودرو، دلار و دیگر اقلام به‌ سر میبرند! این درحالیست كه‌ والدین شهدای انقلاب برای چهلم ها و ماهگردها و تولد فرزندانشان به‌ دیدار یكدیگر میشتابند و ریشه‌های همبستگی را در میان تمامی مرزهای كشیده‌شده‌ توسط نظام آخوند سالاری را در هم می‌کوبند.
انقلاب از جنبه‌های خروشان به‌ زیر آمده‌ و گاهی در كوچه‌ و بازار با موی پریشانی و شعار نویسیی به‌ حیات خود ادامه‌ میدهد.
بلوچستان اما خروشان و استوار به‌ جمعه‌های خونین خود ادامه‌ میدهد و رهبران مذهبی این خطه‌ با خطبه‌هایی علیه‌ دستگاه سركوب و خود شخص خامنه‌ای، به‌ كارزار دور و درازشان ادامه‌ میدهند، كارزاری كه‌ بر گرده‌ی فرودستان و دلاوران بلوچ استوار است و به‌ كار خود ادامه‌ میدهد. متاسفانه از اكتهای خلاقانه‌ و متفاوت در این فورم انقلابی خبری نیست!

سمبلان این انقلاب زنان كه‌ در زندان نیز فعالند_ در اینجا باید از سپیده‌ قلیان یاد كرد كه‌ دلیرانه‌ در مقابل زندان و در هنگامه‌ی آزادی شعار سر میداد” امسال سال خونه‌، سید علی سرنگونه‌” یاد کرد. وی مست شادی بود و با شور و شوق خاصی فریاد سر میداد.
زندانها به‌ سنگر مبارزه‌ بدل و روز به‌ روز به‌ آنچه‌ كه‌ معنای واقعی ”مقاومت در زندان و مبارزه‌ در كوهستان” است، نزدیكتر میشوند.
در این برهه‌ سوالهایی از سوی فعالان سیاسی و اجتماعی مطرح می‌شود كه‌ به‌ نوبه‌ی خود به‌ آن میپردازم.
یكی از این سوالات مهم كه‌ ذهن كاونده‌ی هر انسان آزاد و دلبسته‌ به‌ آزادی را به‌ خود مشغول میدارد، اینست:” سرانجام این انقلاب به‌ كجا خطم میشود”.
با نگاهی به‌ سیر تحولات سیاسی و اجتماعی چهار دهه‌ی گذشته‌ به‌ تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران و خاورمیانه‌ در تصویری بزرگ‌تر میتوان اذعان داشت كه‌ چكیده‌ی از حیات آزاد به‌ دل و جان گروه‌ بزرگی از توده‌های ایران و ملل تحت ستم ورود كرده‌ است. به‌ شكلی با چشیدن طعم آزادی و تصور دنیایی بدون دیكتاتوری و در اینمورد خاص دیكتاتوری تئوكراسی اكنون، مصمم رفتن به‌ سوی این آزادی هستند و تا جان دارند تلاش كنند تا به‌ سرمنزل مقصود برسند.
نشان داده‌اند كه‌ لیاقت آزادی و حیات آزاد را دارند و بهای آن را با جان شیرین خود پرداخته‌اند. پس امیداوارانه‌ میتوان گفت كه‌ این انقلاب در هر صورتی منجربه‌ سقوط دیكتاتوری آخوندی خواهد شد. اما اینكه‌ چقدر میتوان خشنود بود كه‌ در مسیر انقلاب زن، زندگی، آزادی بماند، جای تأمل است.
در گفتارهای پیشین به‌ واكاوی تیپولوژی ایرانی پرداخته‌ و آن را متكی به‌ منجی و برادر بزرگ‌تر دانستیم. ویژگی كه‌ برخواسته‌ از دل مذهب و آمیخته‌ با فرهنگ بسیاری از ایرانیانی است كه‌ همچنان در مرور خاطراتشان به‌ دنبال روزهای خوش گذشته‌ میگردند و از حال غافل و از آینده‌ بیم دارند و یا سرنوشت را بدست تقدیر سپرده‌اند.
در این بزنگاه‌ حساس باید گفت این تیپولوژی به‌ دنبال قیم و منجی، سبب شده‌ تا از اصالت روح انقلاب كه‌ منجر به‌ همستگی تمامی ملل ایران شده‌ بود فاصله‌ بگیرد. چنگ به‌ دامان دول خارجی بیاندازد و چشم به‌ راه‌ حمله‌ی آمریكا و اسرائیل به‌ سپاه‌ بماند و از بازیهای پشت پرده‌ و دادو ستدهای یواشكی غافل بماند و همزمان سیل خروشان انقلاب را در خانه‌هایشان نگاه دارد كه‌ دوباره‌ بیاندیشند باید چگونه‌ ادامه‌ داد؟
چه‌ كسی شایسته‌ی محول كردن و یا موقر ساختن به‌ نام رهبر است؟
اصلا میتوان بدون داشتن یك فرد واحد تحت نام رهبر این تئوكراسی را برانداخت و یا نشدنی است؟
اصلا رهبر كیست و چه‌ ویژگیهایی دارد؟
همزمان در كنار این پرسشها و موج‌سواری سیاسی و پوپولیستی چهره‌های شاخص بدون كاربرد خارج از گود سبب شد” كوردستان كه‌ چشم و چراغ ایران ” در خون خود خاموش بماند و به‌ فكر فرو رود.
سیستان و بلوچستان خونین دست بر روی دست بگذارد و در نماز ظهر جمعه‌ قتل‌عام شود و سراسر ایران سكوت كند.
دلاوران مازندران و گیلان در زندانها شكنجه‌ شوند و كسی بروز ندهد چه‌ بر آنان گذشت!
این نتیجه‌ی درماندگی در چنگ منتظران منجی است. رویکرد و عملکردی كه‌ نتیجه‌اش منفعل ساختن انقلاب بود.
اما فلسفه‌ی ”حیات آزاد” كه‌ در شعار” زن .زندگی.آزادی” متبلور شد، در سرزمین مادیش همچنان جاویدان است.
بر بلندای زاگرس، هر انسانی خود را در این عصر طلایی به‌ ابزار آگاهی مسلح و در حال دواندین ریشه‌های رنسانس در دل خانه‌های تاریك است.
جایی كه‌ آخرین سنگر آزادی باقی خواهد ماند.
در جمعبندی این بخش میتوان گفت كه‌ تیپولوژی ایرانی كماكان در تلاش برای رهایی یافتن از دست مردسالاری دینی، هنوز نتوانسته‌ به‌ ایده‌ال انقلاب” زن. زندگی. آزادی” دست یابد.

از آنجایی كه‌ موضوع انقلابی” ژن.ژیان.ئازادی” برای خلقهای تركیه‌ و سوریه‌ و عراق شناخته‌تر از خلقهای ایران است( در این گفتار خاصا به‌ جغرافیای ایران پرداخته‌ میشود). بنابر این تمرکز بر منطقه بندی ایران( جغرافیایی كه‌ شامل شرق كوردستان نیز میشود) در حال شناخت این فلسفه‌ است. بنا به‌ پیشینه‌های فرهنگی، توانایی گسترش و توسعه‌ و بومی‌سازی شگفت انگیزی را از خود نشان داده‌ است. به‌ گونه‌ای كه‌ سرلوحه‌ی بسیاری از جریانهای همجوار در كشورهایی كه‌ زن به‌ بردگی كشیده‌ شد و انسان مدرن به‌ قعر تاریك بی‌خردی و خرافات سقوط كرده،‌ شده‌ است. كشوری چون افغانستان تنها كه‌ دو دستی به‌ دامان رادیكالیسم اسلامی پرتاب شد.
اما خلقهای ایران توانستند كه‌ این اندیشه‌ را سنتز كرده‌ و به‌ اجرا درآورند كه‌ خود نشان از پتانسیل بالای جامعه‌ی ایرانی در تكثر خود دارد. ولی با توجه‌ به‌ آنچه‌ در تیپولوژی قشر بزرگی از جامعه‌ی ایرانی_ همانا مردسالاری و تزلزل و عدم خودباوری نهفته‌است_ ، چشمها به‌ خارج از گود و به‌ آسمانها دوخته‌ شد. كه‌ متاسفانه‌ پروسه‌ی انقلاب را به‌ كندی كشاند.
زن آزاد كه‌ همان انسان متفكری است كه‌ توانسته‌ از بدو تاریخ خالق بسیاری از شگفتیها باشد، امروزه‌ باید باز به‌ خودباوری و خودشناسی برسد.
معنای واقعی كلمه‌ی قدرت در سازماندهی توده‌های ناراضی نهفته‌ است. این مهم با مشاركت زنان اگاه‌ و شجاع به‌ سرعت تكثیر میشود، همانند نمونه‌هایی كه‌ در انقلاب مصر تاریخ ساز شد._ به‌ این معنی كه‌ زنان لیدرهای میدانی انقلاب بودند_
در اندیشه‌‌ی” زن. زندگی. آزادی، این زن است ‌ آغازگر زندگی و سپس در تكمیل این روند تكاملی به‌ آزادی منتهی میشود.
آنچه‌ در كردار كنشگرانه‌ی مادران شهدای انقلاب ژینا در كوردستان سمبلیك و قابل تأمل برای تمامی خلقهاست، ایجاد همبستگی و یافتن ریشه‌های مشترك كه‌ همانا درد مشترك و بیزاری از دیكتاتوری و تداوم راه‌ مبارزان و گرفتن انتقامشان از مزدوران و جنایتكاران است، میباشد. با توجه‌ به‌ اینكه‌ در خود كوردستان نیز تنوعات بسیاری وجود دارد، اشتراكات اكتهای انقلابی به‌ گونه‌ای زنجیره‌وار ادامه‌ دارد و در این میان خلاقیت در كوردستان بیش از هرجای دیگری به‌ چشم میخورد و استواری و تداوم مبارزه‌ در سیستان و خوزستان و مازندران و گیلان… را می‌طلبد.
بنابر این برای رسیدن به‌ قلب تپنده‌ی این فلسفه،‌ باید به‌ زنان و رهبران میدانی خود باور داشته‌ باشیم و دست از انتظار برای منجی برداریم. تنها در این صورت است كه‌ میتوانیم به‌ خود ایمان داشته‌ ب و تاریخ ساز شویم.
چراكه‌ بازیهای نه‌ چندان انسانی ابرقدرتها در اتاقهای تاریك سیاست و داد و ستد سیاسی چنگی به‌ دل شخصیت آزادی كه‌ در ایران در حال شكوفایی است، نخواهد زد.
امروز بیش از هر زمانی خلقهای ایران شایستگی داشتن سرزمینی آزاد و آباد را دارند و در این سیر به‌ جز خودباوری و اعتماد به‌ نفس و اتكا به‌ رهبران میدانی به‌ هیچ كس و هیچ چیزی نیاز ندارند.
فلسفه‌ی”زن.زندگی.آزادی” با اتكا به‌ نرمش انسانی و فراگیری در تمامی جنبه‌های دمكراسی، حقوق بشری و در یك كلام زندگانی بخشیدن، توان ایجاد بستری مناسب برای آینده‌ی ایران و خاورمیانه‌ را دارد، به‌ همین دلیل استحقاق رسیدن به منزل مقصود را دارد. این وظیفه‌ا‌ی بر عهده‌ی این نسل گذاشته‌ شده‌ است تا شریك و سهامداران جریانی نو در جهان باشند.
در كلام آخر برای تاكید بر رهایی از چنگ ستم در هر شكلی میبایست به‌ گذشته‌ی جوامع و ملل آزاد نگریست.
در یك نقطه‌ی حساس كه‌ بر اساس فاكتورهای مختلف خلق میشود، خلقها مصمم می‌شوند از بردگی و بندگی گذر كنند، به‌ كرامت و شرافت و آزادی دست یازند كه‌ در این راه از هر چیزی كه‌ مانعشان شودم بیزاری جسته‌ و از آن عبور خواهند كرد.
تاریخ ملل و جوامع مدرن پر از این فراز و نشیبها و حتی هم اكنون نیز كه‌ رفورمیزم گسترده‌ای در دنیا صورت گرفته‌ و چهره‌ی دیكتاتوریها به‌ ماسكهای زیبا و شعارهای دهن پركن آراسته‌ گشته‌، نسلهای هوشیار در تلاش برای حفظ آزادیها و دستاورهایشان هستند، به‌ این معنی كه‌ كار در فردای انقلاب و رفورمیسم سیاسی به‌ پایان نخواهد رسید و این نبرد در اشكال دیگر به‌ حیات خود ادامه‌ خواهد داد.
در ادامه‌ی این روند باید به‌ خلقهای تحت ستم مضاعف چون خلق كورد اشاره‌ كنم.
خلق كورد بیش از یك سده‌ است كه‌ تصمیم خود را برای رسیدن به‌ حیات آزاد گرفته‌ و در این راستا فرزندان و دلیران كورد در صفوف فداییان راه‌ آزادی به‌ استقبال مرگ فرستاد تا الفبای آزادی را برای نسلهای پس از خود هجی كنند.
در نتیجه‌ هیچ راه‌ برگشتی برای این خلق وجود ندارد و این مهم خود را در شكستهای مكرر دول مركزی در پایتختهای چهار كشور آشغال كننده‌ی خاك كوردستان نشان داده‌ است.
سالها مرزبندی و فاصله‌گذاری بین خلق كوردستان به‌ شكست انجامید. این نسلهای هوشیار یكی پس از دیگری كشور كوردستان را در قلب خود دوباره‌ بازساخته‌اند و روزی دنیا را ناچار به‌ قبول این حقیقت خواهند ساخت كه‌ كوردستان كشوری واحد و مستقل و زیباست كه‌ در آن همگان میتوانند در امنیت و آرامش و خوشبختی زندگی كنند.
بنا به‌ همین ادله كه‌ آزادی در تارو پود خلق كورد عجین و سالها برای دستیابی بدان بهای سنگینی را با جان و تمام هر آنچه‌ در چنته‌ داشته‌اند، پرداخته‌اند. میتوان گفت كه‌ هر شكلی از دیكتاتوری در كوردستان پذیرفته‌ نخواهد شد و سرنوشتی جز نابودی نخواهد داشت. بدین دلیل که‌ این اصل در میان كوردها نهادینه‌ شده‌ و تیپولوژی كورد در اندیشه‌ی خود آزاد است. با این وصف نمیتوان دربندش نگاه داشت، زیرا كه‌ او راه‌ مبارزه‌ را شناخته‌ و در پیش گرفته‌ است.