کوردانه: پروژه‌ای که در ۱۹ مارس ۲۰۲۶ با حمایت بیش از ۲۰۰ چهره ملی معرفی شد، می‌کوشد وحدت کوردی را از سطح شعار به سطح هماهنگی سیاسی و دیپلماتیک برساند؛ اما هنوز روشن نیست این ابتکار تا چه اندازه به ساختاری پایدار و اجرایی تبدیل خواهد شد.

پروژه «یک ملت، یک سرنوشت» یا به کردی «یەک نەتەوە، یەک چارەنووس» در باشور کوردستان در فضایی اعلام شده که طراحان آن، منطقه را درگیر بی‌ثباتی، جابه‌جایی موازنه‌ها و تحولات شتاب‌دار می‌بینند. در گزارش‌های منتشرشده درباره این طرح آمده است که ابتکار یادشده در ۱۹ مارس ۲۰۲۶ معرفی شده و از آن به‌عنوان پروژه‌ای برای «کۆدەنگیی نیشتمانی» یا هم‌صدایی ملی یاد شده است؛ تلاشی برای آن‌که مسئله کورد از سطح پراکندگی داخلی فراتر رود و بر مراکز تصمیم‌گیری جهانی اثر بگذارد.

در ظاهر، این پروژه بیش از آن‌که یک بیانیه مناسبتی باشد، یک فراخوان سیاسی است. متن‌های منتشرشده درباره آن تأکید می‌کنند که تجربه‌های سال‌های اخیر، از جمله آنچه درباره روژاوا ذکر شده، این پیام را به همراه داشته که تنها همگرایی ملی می‌تواند «پیلانگێڕییە گەورەکان» یا طرح‌های بزرگ علیه کوردها را خنثی کند. از این منظر، «یک ملت، یک سرنوشت» می‌خواهد به کوردها یادآوری کند که در دوره تحولات بزرگ منطقه‌ای، نداشتن صدای مشترک می‌تواند به معنای حذف شدن از میز تصمیم‌گیری باشد.

اهمیت سیاسی این طرح در آن است که بر اساس گزارش‌ها، صرفاً بر احساس وحدت تکیه نمی‌کند، بلکه از ضرورت ایجاد سازوکار نیز سخن می‌گوید. در محورهای منتشرشده، از تشکیل یک مرکز مشترک ملی برای گفت‌وگو و ارزیابی تحولات خاورمیانه، و نیز یک هیئت سیاسی ـ دیپلماتیک مشترک برای ارتباط با جهان نام برده شده است. این بخش، پروژه را از یک شعار عاطفی نوروزی یا هویتی جدا می‌کند و آن را به سمت یک ابتکار سیاسی با ادعای اثرگذاری عملی سوق می‌دهد.

در همین‌جا، نقطه قوت و نقطه ضعف پروژه هم‌زمان آشکار می‌شود. نقطه قوت آن، تکیه بر یک نیاز واقعی است: شکاف‌ها و پراکندگی‌های دیرینه در سیاست کوردی. شعار محوری بازتاب‌یافته در گزارش‌ها ــ «یەکە یەکە یەکە، گەلی کورد یەکە» ــ نشان می‌دهد که طراحان این پروژه مسئله اصلی را نه کمبود احساس تعلق ملی، بلکه نبود ترجمه سیاسی و هماهنگ برای آن می‌دانند. اما نقطه ضعف اینجاست که تا این لحظه، آنچه در فضای عمومی دیده می‌شود بیشتر معرفی رسانه‌ای و بیانیه‌ای است، نه سندی جامع درباره ساختار، آیین‌نامه، دبیرخانه، منابع مالی یا زمان‌بندی اجرایی.

حمایت اعلامی از این پروژه نیز قابل‌توجه است. گزارش‌ها می‌گویند این ابتکار با همراهی بیش از ۲۰۰ شخصیت ملی مطرح شده و در میان نام‌های منتشرشده، چهره‌هایی از حوزه دیپلماسی، دانشگاه، نویسندگی، تحلیل سیاسی و فعالیت مدنی دیده می‌شوند. همچنین بازتاب‌های بعدی نشان می‌دهد که دست‌کم برخی جریان‌ها و محافل سیاسی کوردی از آن حمایت کرده‌اند؛ از جمله گزارشی که از پشتیبانی حزب زەحمەتکێشان کوردستان از این فراخوان خبر می‌دهد. این موضوع می‌تواند نشانه‌ای از ظرفیت جذب نیروهای متنوع باشد، هرچند هنوز برای سنجش دامنه واقعی نفوذ آن زود است.

با این حال، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا «یک ملت، یک سرنوشت» می‌تواند از مرحله ادبیات وحدت‌خواهانه عبور کند؟ تجربه سیاست کوردی نشان داده است که فاصله میان «فراخوان به وحدت» و «ساختن نهاد مشترک» بسیار زیاد است. ابتکارهای مشابه معمولاً زمانی به نیروی مؤثر بدل می‌شوند که سه عنصر را هم‌زمان فراهم کنند: اعتماد میان بازیگران، سازوکار روشن تصمیم‌گیری، و تداوم سازمانی. فعلاً درباره هر سه مورد، اطلاعات عمومی محدود است؛ بنابراین قضاوت نهایی درباره موفقیت یا ناکامی این پروژه هنوز زودهنگام خواهد بود. این جمع‌بندی، بر اساس نبود جزئیات نهادی در گزارش‌های علنی موجود، یک ارزیابی تحلیلی است.

در مجموع، پروژه «یک ملت، یک سرنوشت» را می‌توان تلاشی برای بازتعریف وحدت کوردی در لحظه‌ای حساس از تحولات منطقه دانست؛ تلاشی که می‌خواهد از ادبیات هویتی به زبان سیاست، دیپلماسی و هماهنگی عملی گذر کند. اما سرنوشت واقعی آن نه در قدرت شعار، بلکه در توانایی‌اش برای ساختن یک چارچوب مشترک، فراگیر و ماندگار تعیین خواهد شد. تا این لحظه، این پروژه بیش از آن‌که یک نهاد تثبیت‌شده باشد، یک بانگ فراخوان سیاسی با بار نمادین و گفتمانی بالاست.