مردم ایران، پس از دهه‌ها تحمل فقر، تبعیض، سرکوب و انکار مستمر حقوق بنیادین انسانی، برای بازپس‌گیری حق زندگی،آزادی و کرامت انسانی به خیابان‌ها آمده‌اند.

پاسخ حاکمیت: بار دیگر، گلوله، بازداشت، شکنجه و کشتار بوده است.
پاسخی که ماهیت واقعی نظام سیاسی حاکم را عریان‌تر از همیشه به نمایش گذاشته است.

آنچه در روزها و هفته‌های اخیر در ایران رخ داده، نه برخورد امنیتی، نه کنترل ناآرامی و نه حفظ نظم عمومی، بلکه سرکوبی خونین، سازمان‌یافته و هدفمند علیه مردم غیرمسلح بود.
تکرار سناریوهای نخ‌ نمای دشمن خارجی و عوامل نفوذی، دیگر نه تنها افکار عمومی ایران، بلکه وجدان جهانی را نیز فریب نمی‌دهد.
این روایت‌ها سال‌هاست کارایی خود را از دست داده‌اند و صرفاً ابزاری برای فرار از پذیرش مسئولیت جنایت‌اند.

در یکی از خون‌بارترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، هزاران نفر از شهروندان  زن، مرد، کودک و نوجوان  هدف خشونتی قرار گرفته‌اند که هیچ توجیهی، حتی در چارچوب قوانین موجود، برای آن قابل تصور نیست. کشته‌شدن کودکان و نوجوانان، بازداشت‌های گسترده، ناپدیدسازی‌ها و اعمال فشارهای ضدانسانی در بازداشتگاه‌ها، نشانه‌ی آشکار ورشکستگی سیاسی و اخلاقی حاکمیت است.

فرهنگیان ایران، به عنوان بخشی آگاه و مسئول از جامعه ی مدنی، خود نیز از قربانیان مستقیم این سرکوب بوده‌اند.

بازداشت، تهدید، اخراج و حتی جان‌ باختن بیش از ۱۰ معلم و ده ها دانش آموز بی گناه در جریان اعتراضات مردمی، گواه آن است که حاکمیت آموزش و آگاهی را خطری جدی برای ادامه ی بقای خود می‌داند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ضمن ابراز تسلیت و همدردی عمیق با خانواده‌های جاوید نامان و همه‌ی مردم داغدار ایران، با صراحت اعلام می‌کند:
ما در کنار مردم معترض ایستاده‌ایم و خود را جزئی جدایی‌ناپذیر از مبارزه‌ی جامعه برای آزادی، عدالت اجتماعی، دموکراسی و رعایت حقوق بشر می‌دانیم. سکوت در برابر این حجم از خشونت، خیانت به مسئولیت تاریخی و مدنی ماست.

بر این اساس، شورای هماهنگی به‌طور روشن اعلام می‌کند که:

۱. حاکمیت مسئول مستقیم کشتار و سرکوب خونین مردم است و باید به جای دروغ‌ پراکنی و فرافکنی، پاسخگوی این جنایات در برابر افکار عمومی ایران و نهادهای مستقل بین‌المللی باشد.   

  ۲. تمامی بازداشت‌ شدگان، از جمله دانش‌آموزان، معلمان و فعالان صنفی و مدنی، باید فوراً و بدون هیچ قید و شرطی آزاد شوند     
      
  ۳. پادگانی‌کردن مدارس، دانشگاه‌ها و فضاهای آموزشی باید بی‌درنگ متوقف شود، فضای آموزش، میدان جنگ نیست.

۴. از همه ی وجدان‌های بیدار در سراسر جهان می‌خواهیم که با مردم ایران اعلام همبستگی کنند و در برابر این توحش حکومتی سکوت نکنند.

تاریخ به ما آموخته است که حق در نهایت پیروز است و آنان که امروز فرمان سرکوب می‌دهند، در زباله دان تاریخ خواهند افتاد و البته قطعا ناگزیر از پاسخ‌گویی خواهند بود.
مهم است که کدام طرف تاریخ بایستیم، طرف حق و جاودانه ماندن یا طرف مستبدان و سرکوبگران.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۴