
گزارش تازهی آکسیوس از تلاش دوباره دونالد ترامپ برای رسیدن به توافق با جمهوری اسلامی، بار دیگر الگوی آشنای سیاست خارجی او را برجسته میکند: ترکیب تهدید نظامی معتبر با مسیر محدود دیپلماتیک؛ الگویی که در ادبیات سیاسی واشینگتن از آن با عنوان «دیپلماسی توپخانه» یاد میشود. در آستانه مذاکرات برنامهریزیشده در استانبول، این رویکرد نهتنها معطوف به تهران، بلکه پیامی چندلایه به بازیگران منطقهای و متحدان آمریکا نیز هست.
برتری استراتژیک واشینگتن و موقعیت متزلزل تهران
بهنوشته باراک راوید و مارک کاپوتو، ترامپ اینبار با دست بالاتری نسبت به دورههای پیشین وارد میدان شده است. استقرار گسترده نیروهای نظامی آمریکا در خلیج فارس، دریای سرخ و شرق مدیترانه، یک تهدید نظامی قابل باور ایجاد کرده که از منظر بازدارندگی، وزن سیاسی مذاکرات را به نفع واشینگتن سنگینتر میکند.
در مقابل، جمهوری اسلامی در یکی از ضعیفترین موقعیتهای داخلی و خارجی خود قرار دارد. اعتراضات گسترده، بحران مشروعیت، فشار اقتصادی و انزوای فزاینده بینالمللی، قدرت مانور تهران را بهشدت محدود کرده است. با این حال، ارزیابی مقامات آمریکایی این است که ضعف ساختاری رژیم لزوماً به انعطاف سیاسی رهبر جمهوری اسلامی منجر نمیشود؛ بلکه ممکن است او را به مواضع سختگیرانهتر و تدافعیتر سوق دهد.
تردید در کاخ سفید: حمله نظامی، راهحل یا بنبست؟
آکسیوس از وجود شکاف و تردید جدی در حلقه مشاوران ترامپ پرده برمیدارد. بخشی از تیم سیاست خارجی او معتقد است که بمباران تأسیسات هستهای ایران—even اگر از نظر نظامی موفق باشد—الزاماً به تغییر رفتار یا ساختار سیاسی مطلوب واشینگتن منجر نخواهد شد. در عوض، چنین اقدامی میتواند زنجیرهای از واکنشهای تلافیجویانه جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش را در منطقه فعال کند؛ از عراق و سوریه تا لبنان و خلیج فارس.
نکته مهمتر آن است که ترامپ، برخلاف تصویر رایج از او بهعنوان رئیسجمهوری شتابزده در استفاده از زور، در مقاطع حساس تصمیم به تعلیق اقدام نظامی گرفته است. بنا بر گزارش آکسیوس، او سه هفته پیش و در واکنش به کشتهشدن هزاران معترض ایرانی، تا آستانه صدور فرمان حمله پیش رفت، اما در آخرین لحظه عقب نشست تا فرصت بیشتری به میانجیگری ترکیه، قطر و مصر داده شود.
شکاف پنهان واشینگتن–تلآویو
یکی از ابعاد مهم این گزارش، اشاره به اختلاف دیدگاه میان آمریکا و اسرائیل است. مقامات نظامی اسرائیل، از جمله ژنرال ایال زامیر، رئیس ستاد کل ارتش، در سفرهای اخیر خود به واشینگتن، سناریوهای تهاجمی علیه ایران را ارائه کردهاند. اما به گفته یک مقام آمریکایی، اگرچه «اسرائیلیها خواهان حمله هستند»، ترامپ هنوز به این جمعبندی نرسیده است.
ترامپ بر این باور است که فعالیتهای هستهای فعلی ایران، برخلاف مقاطعی مانند ژوئن گذشته، هنوز به سطح یک تهدید فوری و غیرقابل مهار نرسیده که اقدام نظامی سریع را توجیه کند. این ارزیابی، نشاندهنده شکاف تاکتیکی میان دو متحد است؛ شکافی که میتواند در صورت شکست دیپلماسی، به تنشهای جدیتری منجر شود.
استانبول؛ دیپلماسی در سایه تهدید
مذاکرات روز جمعه در استانبول، از منظر ترکیب هیئتها و مطالبات، آزمونی تعیینکننده خواهد بود. جرد کوشنر و استیو ویتکوف به نمایندگی از ترامپ با عباس عراقچی دیدار میکنند؛ دیداری که از پیش، با اختلافی عمیق در دستور کار دو طرف همراه است.
جمهوری اسلامی تأکید دارد که گفتگوها باید صرفاً بر برنامه هستهای متمرکز باشد. در مقابل، واشینگتن بستهای بسیار گستردهتر را روی میز میگذارد:
- توقف کامل غنیسازی
- محدودیت جدی برنامه موشکی
- پایان حمایت از گروههای نیابتی در منطقه
بهگفته یک مقام ارشد از کشورهای میانجی، اگر تهران بدون پیشنهادهای ملموس و امتیازدهی واقعی وارد مذاکرات شود، پنجره دیپلماسی بهسرعت بسته خواهد شد و ایران وارد مرحلهای «بسیار بدتر» از فشار سیاسی و امنیتی میشود.
دیپلماسی یا مسیر تقابل؟
آنچه از گزارش آکسیوس برمیآید، نه یک خوشبینی دیپلماتیک، بلکه مدیریت بحران در لبه پرتگاه است. ترامپ تلاش میکند بدون ورود فوری به جنگ، حداکثر امتیاز را از جمهوری اسلامی بگیرد؛ در حالی که تهران میکوشد زمان بخرد و از شکافهای میان بازیگران خارجی بهره ببرد.
اما واقعیت این است که دیپلماسی توپخانه، اگرچه میتواند کوتاهمدتاً بازدارنده باشد، در بلندمدت تنها زمانی موفق خواهد شد که طرف ضعیفتر—در اینجا جمهوری اسلامی—اراده سیاسی برای عقبنشینی واقعی داشته باشد. نشانهها تاکنون چنین ارادهای را بهروشنی نشان نمیدهند.
استانبول ممکن است آخرین ایستگاه پیش از یک مرحله پرهزینهتر از تقابل باشد؛ مرحلهای که نهتنها ایران، بلکه کل منطقه بهای آن را خواهد پرداخت.
