مجید اژنگ: فیلم The March در سال ۱۹۹۰، زمانی که مهاجرت گسترده از آفریقا به اروپا هنوز به یکی از مهمترین چالشهای سیاسی و اجتماعی این قاره تبدیل نشده بود، پرسشی را مطرح کرد که امروز بسیار واقعیتر به نظر میرسد: اگر شکاف میان فقر و ثروت، جنگ و امنیت و امید و ناامیدی همچنان عمیقتر شود، آیا مرزها میتوانند مانع حرکت انسانها شوند؟ بازخوانی این فیلم پس از بیش از سه دهه، یادآور آن است که گاهی سینما پیش از آنکه تاریخ رخ دهد، پرسشهای آن را مطرح میکند.
چند روز پیش فیلمی را دوباره پیدا کردم که بیش از سه دهه قبل دیده بودم؛ فیلمی ساخته سال ۱۹۹۰ که عجیب است چگونه بسیاری از پرسشهایی را که امروز اروپا با آن روبهروست، همان زمان مطرح کرده بود.
این نوشته برداشت شخصی من از آن فیلم و نسبت آن با جهان امروز است؛ نگاهی به اینکه چگونه گاهی یک اثر هنری، سالها پیش از آنکه موضوعی به بحران روز تبدیل شود، نشانههای آن را پیش چشم ما قرار میدهد.
گاهی یک فیلم فقط یک داستان نیست؛ گاهی هشداری است که معنای واقعی آن سالها بعد آشکار میشود.
در سال ۱۹۹۰ فیلمی با عنوان The March ساخته شد؛ داستانی درباره یک رهبر آفریقایی که هزاران نفر را در سفری بزرگ به سوی اروپا هدایت میکند. مردمی که از فقر، گرسنگی، بیثباتی و ناامیدی گریختهاند و به امید یافتن زندگی بهتر، راهی سفری سخت و پرمخاطره میشوند.
در آن زمان شاید بسیاری این داستان را نوعی خیال سیاسی، هشدار اخلاقی یا تصویری اغراقآمیز از آینده میدانستند. اما امروز، هنگامی که تصاویر مهاجرانی را میبینیم که از سواحل آفریقا به سوی اسپانیا، ایتالیا و دیگر نقاط اروپا حرکت میکنند، شباهتهایی میان جهان آن فیلم و واقعیت امروز آشکار میشود.
البته واقعیت امروز بسیار پیچیدهتر از داستان یک فیلم است. مهاجرت تنها یک مسئله انسانی نیست؛ بلکه پدیدهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی نیز هست. کشورهای اروپایی با پرسشهای دشواری درباره ظرفیت پذیرش، همبستگی اجتماعی، بازار کار، مسکن، امنیت و آینده جوامع خود روبهرو هستند.
در سوی دیگر، بسیاری از کشورهای آفریقایی نیز با فقر گسترده، بیثباتی سیاسی، جنگ، نابرابری، فساد، کاهش فرصتهای اقتصادی و پیامدهای تغییرات اقلیمی دستوپنجه نرم میکنند. مجموعه این عوامل میلیونها انسان را به این نتیجه میرساند که آیندهای در محل زندگی خود نمیبینند و باید برای یافتن امنیت و امکان زندگی بهتر، راه مهاجرت را در پیش بگیرند.
ارزش The March در این است که سالها پیش از آنکه تصاویر قایقهای مهاجران و مرزهای پرتنش اروپا به بخشی از اخبار روزانه تبدیل شوند، یک پرسش اساسی را مطرح کرد:
اگر فاصله میان ثروتمندترین و فقیرترین نقاط جهان همچنان افزایش یابد، آیا مرزها خواهند توانست برای همیشه جلوی حرکت انسانها را بگیرند؟
پشت هر عدد در آمار مهاجرت، یک انسان قرار دارد؛ یک خانواده، یک خاطره، یک ترس و یک آرزو. مهاجرت فقط عبور از یک خط جغرافیایی نیست؛ داستان انسانهایی است که در جستوجوی امنیت، کرامت و آیندهای بهتر حرکت میکنند.
اما این فقط یک سوی ماجراست.
جوامع میزبان نیز حق دارند درباره آینده خود، نظم اجتماعی، اقتصاد، امنیت، هویت فرهنگی و ظرفیت واقعی پذیرش مهاجران پرسشهای جدی مطرح کنند. هیچ جامعهای دارای ظرفیت نامحدود نیست و نادیده گرفتن نگرانیهای واقعی مردم کشورهای میزبان، نه به حل مسئله مهاجرت کمک میکند و نه به همزیستی اجتماعی.
از همین رو، مسئله اصلی تنها انتخاب میان «پذیرش» یا «بستن مرزها» نیست. چالش بزرگتر، یافتن تعادلی میان مسئولیت انسانی و واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی است؛ تعادلی که هم حقوق انسانهای مهاجر را به رسمیت بشناسد و هم محدودیتها، نگرانیها و ظرفیت جوامع میزبان را جدی بگیرد.
مهاجرت گسترده در نهایت نتیجه مشکلاتی است که بسیار فراتر از مرزهای اروپا شکل گرفتهاند. تا زمانی که جنگ، فقر، بیثباتی، فساد، نابرابری و نبود چشمانداز برای نسلهای جوان در بخشهایی از جهان ادامه داشته باشد، فشار مهاجرت نیز ادامه خواهد یافت.
شاید مهمترین پیام The March پس از ۳۶ سال هنوز همان باشد:
هیچ دیواری نمیتواند برای همیشه میان مشکلات جهان و انسانهایی که از آن مشکلات میگریزند، فاصله ایجاد کند.
این فیلم یادآوری میکند که مهاجرت صرفاً مسئلهای مربوط به مرزها نیست؛ آینهای است که در آن نابرابریهای جهانی، تصمیمهای سیاسی، مسئولیت دولتها و سرنوشت مشترک انسانها بازتاب پیدا میکند.
اروپا میتواند مرزهای خود را کنترل کند، قوانین مهاجرتی سختگیرانهتری تصویب کند و درباره ظرفیت پذیرش خود تصمیم بگیرد؛ اما اگر عوامل اصلی مهاجرت در کشورهای مبدأ بدون پاسخ باقی بمانند، فشار بر این مرزها نیز از میان نخواهد رفت.
در نهایت، شاید پرسش اصلی این نباشد که چگونه میتوان انسانها را از حرکت بازداشت، بلکه این باشد که چگونه میتوان جهانی ساخت که میلیونها نفر ناچار نباشند برای یافتن امنیت، کرامت و آینده، خانه و سرزمین خود را ترک کنند.
گاهی سینما، پیش از آنکه تاریخ نوشته شود، پرسشهای تاریخ را مطرح میکند.
۳۱ جولای ۲۰۲۶
