|
جمعه ، 11 دی 1388 ، 15:45 |
|
 در حالی که به اطرف خود و صحنه آتش بازی دیشب و به آزادی مردم هلند می نگریستم، سخت دلم برای مردم ایران گرفت. برای مردمی که برای آشامیدن آب هم بایستی اجازه بگیرند. برای مردمی که برای ادای فرایض دینیشان هم بایستی بزیر ماشین گرفته شوند.
مدتی است قفل کرده ام و ذهن و ضمیرم مرا یارای همکاری نیست. حوادث اخیر حاکم بر میهنم مرا در یک حالت سخت و بیان نکردنی کشانده. امروز هوس کردم چیزی بنویسم. صرفآ خواستم با وب لاگم درددلی کنم. زیرا مدتهاست تنهایش گذاشتم و به سراغش نمی روم. امروز اولین روز سال نو میلادی است و مردم هلند دیشب آغاز سال نو میلادی را با شور و شوق فراوانی آغاز کردند. از ساعت ده صبح دیروز جوانان و کودکان رسما شروع به آتش بازی و پرتاب ترقه و انواع و اقسام فشفشه ها کردند. گاهی وقتها حس می کردم در ایرانم و شهر مورد حمله هوائی قرار گرفته است. اوج آتش بازی و جشن و سرور راس ساعت 12 شب شروع شد. یکدفعه تمام زمین و زمان پر از آتش و دود شد. به گفته صدا و سیمای هلند به ازای هر نفر 55 یورو مواد آتش بازی خریداری شده بود. یعنی حدود یک میلیارد پول زبان بسته دود شد و به هوا رفت. در حالی که خیلی از مردم دنیا از گرسنگی تلف می شوند مردمی برای لذت ثانیه ای اینگونه پولشان را خرج کردند. با خود گفتم چه می شد اگر همه به فکر دیگران هم بودند. راستی در آستانه سال 2010 دنیا دستخوش چه تحولاتی است. امروز لحظه ای به خیابان رفتم و به گشت و گذار مناظر حاصل از آتش بازی دیشب پرداختم. مردم حتی نایلونهای خود را هم جمع نکرده بودند. خیابانه مملو از باقیمانده آتش بازی بود. در حالی که به اطرف خود و صحنه آتش بازی دیشب و به آزادی مردم هلند می نگریستم، سخت دلم برای مردم ایران گرفت. برای مردمی که برای آشامیدن آب هم بایستی اجازه بگیرند. برای مردمی که برای ادای فرایض دینیشان هم بایستی بزیر ماشین گرفته شوند. برای مردمی که سالیان سال است مورد آذار و اذیت و ستم و نامردی واقع می شوند. ایران من پاینده باشی و سرفراز. علی رغم همه سختی ها باز هم استوار و مقاوم ایستاده ای. ایران من دوستت دارم و به تو و دلیر مردان آب و خاکت افتخار می کنم. صبح ظفر نزدیک است.
|