سرتیپ جوهر، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر کُرد، در یادداشتی هشدار داده است که شکست مذاکرات حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان برای تشکیل کابینه جدید، اقلیم را در برابر موجی از فشارهای داخلی، عراقی، منطقه‌ای و بین‌المللی آسیب‌پذیرتر کرده است؛ فشارهایی که می‌تواند آینده سیاسی و اختیارات فدرالی اقلیم کردستان را با تهدیدی جدی روبه‌رو سازد.

بر اساس یادداشت «شکست نشست حزب دموکرات و اتحادیه میهنی کردستان» نوشته سرتیپ جوهر، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر کُرد، اقلیم کردستان عراق در پی ناکامی دوباره حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان در رسیدن به توافق برای تشکیل کابینه جدید، وارد مرحله‌ای حساس، پیچیده و نگران‌کننده شده است.

سرتیپ جوهر در این یادداشت هشدار می‌دهد که اگر دو حزب اصلی اقلیم در این مرحله نتوانند بر سر تشکیل دولت جدید به توافق برسند، «تمام احتمالات باز خواهد بود». به نوشته او، اتحادیه میهنی کردستان سقف مطالبات خود را بالا برده و خواهان تقسیم برابر پست‌های دولتی، از جمله پست‌های عالی، شده است؛ خواسته‌ای که حزب دموکرات کردستان آن را رد کرده و همین امر چشم‌انداز توافق نزدیک میان دو طرف را بیش از پیش تیره ساخته است.

به باور این تحلیل‌گر کُرد، اگر حزب دموکرات و اتحادیه میهنی تا دو ماه آینده نتوانند درباره کابینه جدید به تفاهم برسند، اقلیم کردستان با وضعیتی نامطلوب و پرخطر روبه‌رو خواهد شد. او آغاز جنگ رسانه‌ای میان دو حزب را نشانه‌ای از عمیق‌تر شدن شکاف داخلی و کاهش امید به حل‌وفصل سریع بحران سیاسی می‌داند.

در این یادداشت، بحران کنونی اقلیم تنها به اختلافات حزبی محدود نمی‌شود، بلکه به‌عنوان بستری برای افزایش فشارهای بغداد، ایران و بازیگران بین‌المللی علیه ساختار سیاسی و اداری اقلیم توصیف شده است. از نگاه سرتیپ جوهر، نبود دولت مشروع، پارلمان فعال، نیروی پیشمرگه یکپارچه و نهادهای منسجم حکمرانی، اقلیم کردستان را در برابر مداخله و فشار بیرونی آسیب‌پذیر کرده است.

یکی از مهم‌ترین محورهای هشدار او، مسئله نیروهای پیشمرگه است. سرتیپ جوهر می‌نویسد که در بغداد طرح‌هایی برای وابسته کردن نیروهای پیشمرگه به وزارت دفاع عراق مطرح شده است. به گفته او، اقلیم کردستان برای جلوگیری از این روند با نیروهای ائتلاف و آمریکا تماس گرفته، اما پاسخ دریافت‌شده روشن و رضایت‌بخش نبوده و همین موضوع بر سطح نگرانی‌ها افزوده است.

جوهر تأکید می‌کند که پیشمرگه مسئله‌ای راهبردی برای مردم کردستان است؛ اما در ۳۵ سال گذشته، این نیروها به جای تبدیل شدن به یک نیروی ملی، یکپارچه و سازمان‌یافته، همچنان در چارچوب‌های حزبی باقی مانده‌اند. به باور او، تداوم این وضعیت، بهانه‌ای مناسب در اختیار بغداد و حتی بازیگران بین‌المللی قرار می‌دهد تا مسئله ساماندهی پیشمرگه را از مسیر وابستگی به ساختار نظامی دولت مرکزی دنبال کنند.

در کنار مسئله پیشمرگه، گذرگاه‌های مرزی نیز از دیگر محورهای فشار بر اقلیم معرفی شده‌اند. در یادداشت سرتیپ جوهر آمده است که تلاش برای اجرای کامل سیستم آسیکودا در گذرگاه‌های اقلیم و همچنین فعال شدن مسیر تجاری نصیبین ـ تل‌کوچر یا ربیعه از طریق خاک سوریه، می‌تواند تأثیر مستقیمی بر گذرگاه ابراهیم خلیل بگذارد؛ گذرگاهی که طی سه دهه گذشته یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصادی اقلیم کردستان بوده است.

مسئله نفت نیز از دیگر زمینه‌های احتمالی فشار علیه اقلیم است. سرتیپ جوهر هشدار می‌دهد که به‌ویژه میادین نفتی واقع در مناطق مورد مناقشه ممکن است در مرحله بعدی هدف فشارهای بغداد قرار گیرند و تلاش شود این منابع از کنترل اقلیم کردستان خارج شوند.

در بخش بین‌المللی، این روزنامه‌نگار به نقش ایالات متحده آمریکا اشاره می‌کند و می‌نویسد که واشنگتن بیش از ده سال است برای اصلاح و یکپارچه‌سازی نیروهای پیشمرگه برنامه‌ریزی کرده و کمک مالی ارائه داده است، اما نتیجه عملی و قابل‌قبولی حاصل نشده است. به باور او، آمریکا دیگر مانند گذشته حاضر نیست هزینه حمایت از ساختاری را بپردازد که با وجود هشدارها، حمایت‌ها و فرصت‌های متعدد، نتوانسته خود را اصلاح کند.

در بخش منطقه‌ای نیز سرتیپ جوهر به نقش ایران اشاره می‌کند و معتقد است که تهران همچنان اقلیم کردستان را منشأ تهدید می‌داند. او احتمال می‌دهد که ایران، به‌ویژه از مسیر بغداد، در آینده فشارهای بیشتری بر اقلیم وارد کند و از ضعف داخلی آن برای محدودسازی موقعیت سیاسی و امنیتی اقلیم بهره ببرد.

در محور عراقی نیز جوهر بر شکل‌گیری فضایی تازه در بغداد تأکید دارد؛ فضایی که در آن گرایش به تمرکزگرایی و محدود کردن اختیارات اقلیم تقویت شده است. به باور او، بخشی از نیروهای سیاسی و حکومتی عراق می‌کوشند در چارچوب نظم جدید، اختیارات اقلیم کردستان را در حوزه‌های امنیتی، اقتصادی و اداری کاهش دهند.

با این حال، از نگاه سرتیپ جوهر، خطرناک‌ترین عامل تضعیف اقلیم کردستان نه بغداد، نه ایران و نه آمریکا، بلکه وضعیت داخلی خود اقلیم است. او تأکید می‌کند که نبود حکمرانی یکپارچه، نهادهای قانونی فعال، پیشمرگه ملی و اراده جدی برای اصلاح، زمینه را برای دخالت و فشار بیرونی فراهم کرده است.

بر اساس این یادداشت، بحران امروز اقلیم کردستان پدیده‌ای ناگهانی نیست، بلکه نتیجه سال‌ها هشدار نادیده‌گرفته‌شده، حکمرانی ضعیف، اختلافات حزبی و ترجیح منافع حزبی بر منافع عمومی است. سرتیپ جوهر هشدار می‌دهد که اگر اقلیم کردستان خود را از درون اصلاح نکند، دیگران از بیرون برای محدود کردن اختیارات و تغییر جایگاه آن اقدام خواهند کرد؛ روندی که می‌تواند آینده سیاسی اقلیم کردستان را وارد مرحله‌ای بسیار خطرناک کند.