انتصاب تام باراک به‌عنوان نماینده ویژه دونالد ترامپ در امور عراق و سوریه، موجی از نگرانی در میان تحلیلگران و ناظران کرد ایجاد کرده است؛ نگرانی‌ای که محور آن آینده فدرالیسم، خودگردانی کردها و احتمال تقویت دولت‌های مرکزی در بغداد و دمشق است.

پس از انتصاب تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه، به‌عنوان نماینده ویژه دونالد ترامپ در امور عراق و سوریه، شماری از تحلیلگران و ناظران مسائل کردها و عراق در شبکه اجتماعی X نسبت به پیامدهای احتمالی این انتصاب ابراز نگرانی کرده‌اند.

محور اصلی این نگرانی‌ها، نگاه باراک به مسئله «دولت مرکزی قدرتمند»، «یک ارتش واحد» و «حاکمیت متمرکز» است؛ مدلی که به باور بخشی از ناظران کرد، می‌تواند آینده فدرالیسم در عراق و ساختارهای خودگردان در سوریه را با تهدید روبه‌رو کند.

کمال چومانی، تحلیلگر مسائل کردها، معتقد است هر موضع‌گیری و حتی هر پیام باراک در شبکه‌های اجتماعی، نگرانی تازه‌ای در اقلیم کردستان عراق و میان کردها ایجاد می‌کند. به گفته او، بسیاری از کردها بازگشت باراک به این پرونده را «کابوس» می‌دانند، زیرا او راه‌حل بحران‌های خاورمیانه را در ایجاد دولت مرکزی قدرتمند، ارتش واحد و حاکمیت یکپارچه می‌بیند؛ الگویی که از نگاه بسیاری از کردها، در تاریخ خاورمیانه بارها به تمرکزگرایی اقتدارگرا، سرکوب اقلیت‌ها و حذف ساختارهای مشارکتی انجامیده است.

چومانی با اشاره به تجربه کشورهای منطقه، از ترکیه دوران مصطفی کمال آتاتورک تا عراق تحت حاکمیت صدام حسین و سوریه خاندان اسد، استدلال می‌کند که تمرکز قدرت در دست رهبران کاریزماتیک و دولت‌های اقتدارگرا، نه‌تنها ثبات پایدار ایجاد نکرده، بلکه به کودتا، خشونت، سرکوب و حتی نسل‌کشی منجر شده است.

به باور او، نگرانی کردها تنها به سوریه محدود نیست. او هشدار می‌دهد همان‌گونه که سیاست‌های باراک در سوریه به تضعیف موقعیت کردهای شمال‌شرق این کشور تعبیر شده، این احتمال وجود دارد که رویکرد مشابهی در عراق نیز دنبال شود؛ به‌ویژه اگر بغداد با حمایت واشنگتن به سمت تمرکزگرایی بیشتر حرکت کند.

چومانی یادآوری می‌کند که کردهای عراق تجربه نسل‌کشی و سرکوب شدید در دوران حکومت صدام حسین را پشت سر گذاشته‌اند و پس از سال ۱۹۹۱ و سپس در چارچوب قانون اساسی جدید عراق توانستند جایگاه فدرالی و خودمختاری خود را تثبیت کنند. از نگاه او، تضعیف فدرالیسم نه‌تنها تهدیدی علیه اقلیم کردستان، بلکه خطری برای کل روند دموکراتیک عراق خواهد بود.

در مقابل، حمزه حداد، تحلیلگر سیاسی عراقی، نگاه محتاطانه‌تری به این نگرانی‌ها دارد. او تأکید می‌کند که با وجود اختلافات مستمر میان بغداد و اربیل، ساختار فدرال عراق همچنان بر پایه توافق سیاسی میان اکثریت شیعه و کردها استوار است و اراده‌ای جدی برای لغو خودمختاری اقلیم کردستان در بغداد دیده نمی‌شود.

حداد معتقد است تحولات سوریه حتی باعث شده بسیاری از بازیگران عراقی ارزش ثبات نسبی و نظام فدرالی عراق را بیشتر درک کنند. با این حال، او هشدار می‌دهد بغداد و اربیل نباید به سمت الگوهای حذف‌گرایانه بازگردند، زیرا هرگونه سیاست مبتنی بر حذف یا تمرکز بیش از حد می‌تواند پیامدهای خطرناکی برای ثبات عراق داشته باشد.

همزمان، فیصل استرآبادی، تحلیلگر و دیپلمات پیشین عراقی، نیز تأکید می‌کند که اختلافات میان بغداد و اربیل بخشی طبیعی از نظام‌های فدرال است و نباید به‌معنای فروپاشی ساختار خودمختاری کردستان تعبیر شود. به باور او، تجربه سال‌های گذشته نشان داده که فدرالیسم عراق، با وجود همه بحران‌ها، همچنان قابل دوام است و برخلاف سوریه، در عراق نوعی اجماع سیاسی نسبی درباره ادامه این ساختار وجود دارد.

از سوی دیگر، دیلیمان عبدالقادر، ناظر مسائل کردها، هشدار می‌دهد که اقلیم کردستان باید هرچه سریع‌تر نیروهای پیشمرگه را یکپارچه و ساختار خودمختاری خود را تقویت کند. او معتقد است تجربه کردستان سوریه نشان داده که باراک، مدل سوریه را نمونه‌ای موفق می‌داند و ممکن است بخواهد الگوی مشابهی را در عراق نیز دنبال کند.

عبدالقادر تأکید می‌کند که لبخندهای دیپلماتیک و دیدارهای رسمی برای حفاظت از دستاوردهای کردها کافی نیست و رهبران اقلیم باید بیش از گذشته بر انسجام داخلی، اصلاح ساختار پیشمرگه و حفظ توان دفاعی خود تمرکز کنند. به باور او، خطر اصلی این است که کردها در چارچوب توافق‌های بزرگ‌تر میان آنکارا، بغداد و دمشق به مسئله‌ای فرعی تبدیل شوند.

در مجموع، واکنش‌ها به انتصاب تام باراک نشان می‌دهد بخشی از فضای سیاسی و رسانه‌ای کردها، بازگشت او را نشانه احتمال تغییر در رویکرد آمریکا نسبت به مسئله کردها و آینده فدرالیسم در عراق و سوریه می‌دانند. در مقابل، برخی تحلیلگران عراقی معتقدند ساختار سیاسی عراق و توافق داخلی میان بازیگران اصلی، مانع از آن خواهد شد که هر قدرت خارجی بتواند به‌راحتی معادله فدرالیسم عراق را تغییر دهد.