در حالی که مقامهای ایران و آمریکا همچنان از مذاکره و امکان توافق سخن میگویند، میدان جنگ در خلیج فارس، مناطقی از ایران، لبنان و پایگاههای آمریکا در منطقه شعلهورتر شده است. سقوط یا سرنگونی یک بالگرد آپاچی آمریکا در نزدیکی تنگه هرمز، موج تازهای از حملات آمریکا علیه اهدافی در ایران را به دنبال داشت و سپاه پاسداران نیز در پاسخ، از حمله به پایگاهها و اهداف نظامی آمریکا در اردن، کویت، بحرین و خلیج فارس خبر داد. همزمان، اسرائیل حملات خود به لبنان را ادامه میدهد و احتمال گسترش جنگ به ایران، منطقه را در وضعیت هشدار قرار داده است.
در حالی که جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا همچنان از مسیر مذاکره و امکان دستیابی به توافق سخن میگویند، تحولات میدانی نشان میدهد که جنگ در خلیج فارس و بخشهایی از منطقه عملاً وارد مرحلهای تازه و خطرناکتر شده است. تازهترین دور تنشها پس از سقوط یا سرنگونی یک بالگرد آپاچی آمریکا در نزدیکی تنگه هرمز آغاز شد؛ حادثهای که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، آن را به ایران نسبت داد و اعلام کرد واشنگتن ناچار است پاسخی «قوی و نیرومند» بدهد.
به دنبال این حادثه، آمریکا موجی از حملات هوایی را علیه اهدافی در ایران انجام داد. مقامهای آمریکایی این حملات را «دفاع از خود» توصیف کرده و گفتهاند اهداف مورد حمله شامل سامانههای پدافند هوایی، سایتهای راداری، مراکز کنترل زمینی و تأسیسات نظامی در اطراف تنگه هرمز بوده است. همزمان، رسانههای دولتی ایران از وقوع حملات و شنیدهشدن صدای انفجار در مناطقی از استان هرمزگان، از جمله حوالی قشم، سیریک، بندرعباس و جاسک خبر دادهاند.
در مقابل، سپاه پاسداران اعلام کرد که در پاسخ به حملات آمریکا، پایگاهها و اهداف نظامی این کشور در منطقه را با موشک و پهپاد هدف قرار داده است. بر اساس اعلام منابع وابسته به سپاه، پایگاه الازرق در اردن، پایگاه علیالسالم در کویت، مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و شماری از اهداف نظامی در خلیج فارس در فهرست حملات ایران قرار داشتهاند. مقامهای اردنی اعلام کردند چند موشک شلیکشده به سوی منطقه الازرق را رهگیری و منهدم کردهاند. کویت و بحرین نیز از فعالشدن سامانههای پدافندی خود و مقابله با اهداف هوایی خبر دادهاند.
این تحولات نشان میدهد که درگیری ایران و آمریکا دیگر محدود به آبهای اطراف تنگه هرمز نیست و پای کشورهای میزبان نیروها و پایگاههای آمریکا در منطقه نیز بهطور مستقیم به بحران کشیده شده است. هرچند دو طرف همچنان از کنترل تنش و باز بودن مسیر مذاکره سخن میگویند، اما حملات متقابل، خطر خطای محاسباتی و گسترش جنگ را بهشدت افزایش داده است.
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در واکنش به تحولات اخیر بار دیگر هشدار داده است که اگر آمریکا میخواهد نیروهایش در امان باشند، باید منطقه را ترک کند. در مقابل، ترامپ با وجود تأکید بر امکان ادامه گفتوگوها با تهران، گفته است که آمریکا به حمله علیه نیروهایش پاسخ خواهد داد. این دوگانگی، یعنی مذاکره در سطح سیاسی و جنگ در میدان، اکنون به اصلیترین تصویر بحران تبدیل شده است.
همزمان، جبهه لبنان نیز همچنان ناآرام است. اسرائیل به حملات خود علیه مواضع حزبالله و مناطقی در جنوب لبنان و حومه جنوبی بیروت ادامه داده و حزبالله نیز حملات متقابل خود را دنبال کرده است. ادامه جنگ در لبنان، تلاشهای دیپلماتیک برای تبدیل آتشبس شکننده به توافقی پایدارتر را با مانع جدی روبهرو کرده است. تهران بارها تأکید کرده که هر توافق منطقهای باید با توقف جنگ در لبنان نیز همراه باشد، اما اسرائیل این پرونده را جدا از مذاکرات ایران و آمریکا میداند.
در چنین فضایی، منطقه در وضعیت دوگانه و پرخطر قرار گرفته است: از یک سو، تهران و واشنگتن هنوز از مذاکره سخن میگویند؛ از سوی دیگر، خلیج فارس، پایگاههای آمریکا در منطقه، لبنان و مسیرهای کشتیرانی در نزدیکی یمن هر لحظه میتوانند به نقطه انفجار تازهای تبدیل شوند. اگر این روند ادامه یابد، آتشبس شکننده ماههای گذشته ممکن است بهطور کامل فروبپاشد و جنگی که هنوز نام رسمی خود را پیدا نکرده، به بحرانی فراگیرتر در سراسر منطقه تبدیل شود.
در این میان، نقش اسرائیل نیز تعیینکنندهتر شده است. ادامه بمباران لبنان و انتظار برای چراغ سبز واشنگتن جهت گسترش احتمالی حملات علیه ایران، میتواند هرگونه مسیر دیپلماتیک را به حاشیه ببرد. در واقع، مذاکره بدون توقف ماشین جنگ، بیش از آنکه نشانه صلح باشد، به پوششی برای مرحلهای تازه از درگیری تبدیل شده است.
