مراسم بزرگداشت 18 تیر در تهران به خشونت کشیده شد

کردانه: سوسن محمدخانی غیاثوند
گروه خبر: مراسم بزرگداشت 18 تیر توسط نیروهای نظامی ، انتظامی، شبه نظامیان حامی حکومت ایران (بسیج و سپاه) و لباس شخصی ها درخیابانهای تهران به خشونت کشیده شد و برگزارکنندگان مراسم بوسیله ی نیروهای فوق مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
هزاران تن از مردم تهران که عصر روز پنج شنبه از خیابانهای مختلف تهران و حتی شهرهای اطراف آن برای گرامیداشت یاد و خاطره ی کشته شدگان حادثه ی 18 تیر سال 78 با شاخه های گل سرخ در دست راهی خیابان انقلاب می شدند، با سدی از نیروهای نظامی و شبه نظامی و لباس شخصی مواجه شدند. مردم که قصد حرکت به سمت دانشگاه تهران برای برگزاری مراسم را داشتند در میدان انقلاب توسط نیروهای نظامی و لباس شخصی ها متوقف شده وبا ضربات باتوم و پرتاب گاز اشک آور به خیابانهای فرعی جنوب خیابان انقلاب پناه بردند تا شاید از آنجا بتوانند راهی به سمت دانشگاه تهران پیدا کنند اما در خیابانهای فرعی هم با دسته های مختلفی از نیروهای نظامی، انتظامی و لباس شخصی مواجه شدند که توسط آنها نیز به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
راهپیمایی در ابتدا با سکوت شروع شد اما با یورش نیروهای نظامی، صدای الله اکبر مردم بلند شد.
سه دختر در مقابل درب خبرگزاری دانشجویان ایران توسط لباس شخصی ها و با ابزاری همچون کابل و باتوم و ضربات مشت و لگد مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفتند. چند زن میانسال که برای کمک به دخترها وارد صحنه شدند با موجی از فحاشی و کلمات بسیار رکیک توسط ضاربین مواجه شدند. فحاشیها به قدری تند و زننده بود که زنها مجبور به عقب نشینی شدند.
نیروی انتظامی که در حوادث اخیر خود را کاملا کنار کشیده بود و اصلا درگیر نمی شد این بار وارد معرکه شده و بسیار بدتر از لباس شخصی ها به مردم یورش می بردند و آنها را مورد ضرب و شتم قرار می داد. نیروی انتظامی در 18 تیر ثابت کرد که در خشونت و فحاشی دست کمی از لباس شخصی ها و شبه نظامیان ندارد.
در چهار راه ولی عصر و جلوی ساختمان تئاتر شهر برای متفرق کردن مردمی که راهی به سمت دانشگاه تهران پیدا نکرده بودند از باتوم، گاز اشک آور و حمله ی موتورسوارها استفاده کردند. پیرزن بسیار فرتوتی که در حال عبور از پیاده رو بود با دیدن مردمی که داشتند کتک می خوردند گفت نترسید. شجاع باشید. یکی از ماموران نیروی انتظامی با لگد محکم به زانو و پهلوی پیرزن کوبید و اورا نقش زمین کرد. پیرزن با گریه گفت. به خدا شاه غلط می کرد با مردم این کارو بکنه. من خونم سمت میدون ژاله بود. خیلی از چیزایی که درباره میدون ژاله می گین دروغه. اصلا اونجوری نبود که می گین. همش دروغه.
مامور نیروی انتظامی با کف دست محکم برسر پیر زن کوبید و خیلی عصبانی با صدای بسیار بلند گفت: خفه می شی یا خفت کنم. پاشو برو گم شو مردنی.
پیرزن توان بلند شدن نداشت. مردم معترض در واکنش به این صحنه شروع کردند به هو کردن مامورها. موتورسوارها به پیاده رو یورش آوردند. پیرزن با کمک مردم و روی دست آنها از محل دور شد. ضرب و شتم افراد مسن در راهپیمایی عصر روز پنج شنبه توسط نیروهای نظامی و لباس شخصی به یک امر کاملا عادی تبدیل شده بود. پیرمردی هم در میدان انقلاب فقط به دلیل اینکه تند راه نرفته بود به شدت کتک خورد. پیرمرد زیر دست و پای مامورها و لباس شخصی ها عین یک بچه گربه ناله و گریه می کرد.
مرد جوانی به یکی از مامورها گفت: چقدر پول گرفتی اینجا اومدی؟ پول خون باباتو که نمی دن؟ صدتومن یا دویست تومنه دیگه؟ خودتو به همین قد فروختی؟ ارزشت همینه؟
مرد جوان بعد از گفتن این حرفها توسط دست کم سی مامور مورد حمله قرار گرفت. زنها جیغ می کشیدند. آنها با کیفهای خود و یا با دسته کلید به پشت مامورها می زدند تا جوان را نجات بدهند. بعد از چند لحظه مامورها کنار آمدند. تمام بدن مرد جوان خونی بود. قیافه اش را درست نمی توانستیم تشخیص بدهیم. مامورها دستهای مرد را با چیزی شبیه پلاستیک کرم رنگ محکم بستند و بدون توجه به بدن زخمی اش، او را در پشت یکی از ماشینهای نیروی انتظامی انداختند. در سمت شرق دانشگاه تهران از میدان فردوسی تا خود دانشگاه، نیروهای نظامی و پلیس ضد شورش مستقر شده بود. این نیروها اجازه ی حرکت به سمت دانشگاه را نمی دادند و از تجمع مردم هم جلوگیری می کردند. در سمت غرب دانشگاه هم از چهارراه نواب تا خود دانشگاه به همین شکل، دسته دسته مامورها حضور داشتند. لاین وسط خیابان هم در کنترل مامورها بود. آنها با موتور در این لاین حرکت می کردند. راکبین عقب موتورها، باتومهایشان را در هوا می چرخاندند و با صدای بلند عربده می کشیدند. مردم هم با صدایی بسیار بلندتر آنها را هو می کردند. خیابانهای فرعی اطراف دانشگاه تهران و تمام خیابانهای منتهی به آن مملو از نیروهای نظامی و لباس شخصی بود. حضور بچه های زیر 18 سال در بین مامورها این بار بسیار بیشتر از دفعات قبل بود. در دست هر کدام از آنها یک باتوم وجود داشت. برخی به قدری کوچک به نظر می رسیدند که در بین لباسهای فرمشان گم شده بودند. البته همه ی آنها فقط با یک جلیقه ی پلنگی رنگ در ظاهر نظامی و در اصل یک چماقدار شده بودند.
هر چقدر که به تاریک شدن هوا نزدیک تر می شدیم بر تعداد نیروهای نظامی، پلیس ضد شورش و لباس شخصی های مسلح به انواع سلاح سرد و گرم در خیابانهای تهران افزوده می شد. گزارشهایی هم دریافت شد مبنی بر حرکت تعداد بسیار زیادی اتوبوس حامل نیروهای لباس شخصی از اتوبان کرج به سمت تهران. ماشینهای بسیار زیادی هم در دو طرف خیابانهای آزادی و انقلاب برای حمل بازداشت شدگان مستقر شده بود. تعداد آمبولانسها کم بود. گویی قرار بود که زخمی ها به جای بیمارستان یک راست راهی بازداشت گاه شوند. ماشینهای آب پاش زیادی هم در خیابانها وجود داشتند.
میان مردم و نیروهای نظامی و شبه نظامی در تمام خیابانهای اطراف دانشگاه تهران درگیریهای شدیدی گزارش شد. میدانهای ولی عصر، ونک، فلکه صادقیه نیز صحنه خشونت و درگیری بودند.
نکته جالب توجه در این راهپیمایی وجود دوربینهای مختلف عکاسی و فیلمبرداری در دست مامورها و خصوصا لباس شخصی ها بود. آنها در کنار کتک زدن و پرتاب گاز اشک آور، عکس و فیلم هم می گرفتند. حتی در دست برخی از لباس شخصی ها دوربین های فیلمبرداری مثل بتاکم، دی وی کم و یا H.D.Z1 مشاهده می شد. برای برخی از آنها محلی جهت استقرار در نظر گرفته شده بود تا به راحتی و بدون هیچ مزاحمتی بتوانند کارشان را بکنند. بعضی از مردم صورت خود را پنهان می کردند تا بعداً در تصاویر شناخته نشوند اما برخی دیگر بدون کمترین نگرانی در مقابل دوربینها می ایستادند. ژست می گرفتند و با لبخندی، انگشتانشان را به نشانه ی پیروزی بالا می بردند. برخی دیگر هم برای مسخره کردن فیلمبردارها به آنها می گفتند: نیم رخ من تو تصویر زیاد خوشگل نیست. سعی کن تمام رخ ازم فیلم بگیری.
براساس گزارش خبرنامه امیرکبیر، نیروهای لباس شخصی مجهز به سلاح های سرد و گرم باهمراهی موتورسواران سازماندهی شده به برخی از خوابگاه های دانشگاه امیرکبیر حمله کردند.
نیروهای لباس شخصی در حمله به خوابگاه گلشن در خیابان به آفرین با ورود به خوابگاه، تعدادی از دانشجویان و نگهبانان خوابگاه را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
طبق گزارش فوق، نیروهای لباس شخصی بخش هایی از ساختمان و امکانات خوابگاه را نیز تخریب کردند. در این حمله این افراد از گاز اشک آور استفاده کرده و به سالن مطالعه، حمام، نمازخانه و طبقات مختلف خوابگاه گلشن حمله کردند.
از وضعیت چند تن از دانشجویان این خوابگاه پس از حملات فوق، هیچگونه اطلاعی در دست نیست.
همچنین نیروهای لباس شخصی با همراهی نیروهای نظامی به درب خوابگاه یاوری دانشگاه امیرکبیر نیز مراجعه نموده و به تهدید دانشجویان پرداختند.
گزارش خبرنامه امیرکبیر در پایان می افزاید، نیروهای لباس شخصی اعلام کرده اند که امشب مجددا به خوابگاه ها حمله خواهند کرد.
مراسم بزرگداشت 18 تیر، امسال در حالی برگزار شد که استاندار تهران تهدید کرده بود که با کسانی که به مناسبت 18 تیر در خیابانها حضور پیدا کنند برخورد شدیدی خواهد شد.
مرتضی تمدن، استاندار تهران، صبح روز پنج شنبه گفت: اگر افراد معدودی بخواهند با گوش دادن به فراخوان شبکههای ضد انقلاب، تحرک ضد امنیتی داشته باشند زیر گامهای مردم هوشیار ما له خواهند شد.
همچنین اسماعیل احمدی مقدم، رئیس نیروی انتظامی ایران روز چهارشنبه اعلام کرد: درخواستی برای برگزاری تجمع یادبود حوادث 18 تیر 1378 دریافت نشده و پلیس با هرگونه تجمعی مقابله خواهد کرد.
ده سال پیش، در روزهای 18 تا 23 تیرماه 1378، جنبش دانشجویی در ابتدا در اعتراض به توقیف روزنامه ی اصلاح طلب “سلام” که طرح سعید امامی در مورد لایحه مطبوعات را افشا کرده بود، شروع شد اما این جنبش خیلی سریع با جذب جوانان و اقشار مختلف مردم به فریاد آزادی خواهی و برابری طلبی ملت ایران تبدیل شد.
اصلاح طلبان که در آن زمان با جنبش دانشجویی همسو شده بودند و قدرت اجرایی را نیز در اختیار داشتند به یکباره خود را از حرکت اعتراضی دانشجویان کنار کشیدند و با این کار مسیر را برای سرکوب جنبش و قتل عام دانشجویان معترض، باز و هموار نمودند.
دانشجویان معترض در کوی دانشگاه تهران واقع در امیرآباد شمالی دست به تحصن اعتراض آمیز زدند.
با آغاز اعتراضها و شکل گیری جنبش دانشجویی، در شامگاه ۱۸ تير سال ۱۳۷۸ گروهى از نيروهاى انتظامى و لباس شخصى با حمله به كوى دانشگاه، دانشجويان معترض و متحصن را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند و اتاق های آنها را تخریب کرده و تعدادی از آنها را با ضربات چوب، چماق و تبر، شلیک گلوله و یا پرتاب از پنجره به پایین ساختمان چندطبقه خوابگاه کشتند. به این شکل تحصن دانشجویان معترض توسط لباس شخصی ها و نیروی انتظامی به خشونت و به خاک و خون کشیده شد.
بنابر اظهارات برخی از شاهدان حوادث کوی دانشگاه، لباس شخصی ها در آن شامگاه خونین حتی به خوابگاههای دخترانه حمله برده و آنها را از پنجره به پایین ساختمان پرتاب می کردند و با صدای بلند می گفتند: امام حسین بگیر قربانی تو. تقدیم به تو باد.
البته بعد از پایان درگیریها به دروغ اعلام شد که فقط یک نفر در ناآرامیها کشته شده است. متعاقب آن اعتراض دانشجویان به کشته شدن همکلاسی ها و هم خوابگاهی هایشان به مدت شش روز تهران را متاثر از آشوبهای خیابانی نمود.
از آن تاریخ تا کنون فعالان جنبش دانشجویی و جوانان همه ساله در روز 18 تیر مراسمی را برای یادبود و بزرگداشت شهدای حادثه ی کوی دانشگاه تهران برگزار می کنند. امسال اما مراسم فوق در حالی برگزار می شود که حدود دو هفته شهرهای مختلف ایران و خصوصاً تهران به صحنه درگیری میان نیروهای نظامی و لباس شخصی و مردم معترض به نتیجه ی انتخابات ریاست جمهوری و دولت برآمده از تقلب انتخاباتی تبدیل شده است.
حوادث دوهفته ی اخیر ایران باعث شد تا این بار مردم هم بدون توجه به تهدیدهای رژیم ایران مبنی بر سرکوب شدید تجمعات اعتراضی برای برگزاری مراسم بزرگداشت شهدای حادثه ی کوی دانشگاه در کنار دانشجویان قرار بگیرند و همصدا با آنان فریاد "مرگ بر دیکتاتور" و بانگ "الله اکبر" خود را بلندتر از قبل بر سر حکومت ایران فرود بیاورند.

















