کوردانه: محمدرضا اسکندری: هم‌زمان با افزایش گزارش‌های مردمی از کشتار و سرکوب، پرسش‌های جدی درباره سیاست پخش ایران‌اینترنشنال مطرح شده است؛ به‌ویژه پس از آن‌که خانم شادی صدر، حقوق‌دان و وکیل دادگستری، از تماس‌هایی خبر داده که در آن افراد گفته‌اند ویدئوهایی را با ریسک بسیار از داخل ایران برای این شبکه ارسال کرده‌اند، اما بخش قابل‌توجهی از آن‌ها پخش نشده است.

مطالبه شفافیت از ایران‌اینترنشنال درباره عدم پخش ویدئوهای ارسالی از کشتار و سرکوب
در روزهایی که جمهوری اسلامی ایران در شهرهای مختلف به سرکوب خونین، بازداشت گسترده و نقض فاحش حقوق بشر ادامه داد، شمار زیادی از شهروندان داخل کشور با ترس، هزینه، خطر شناسایی و ریسک بازداشت، با تلفن همراه از صحنه‌ها و آثار جنایت فیلم تهیه کردند و برای رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال ارسال نمودند. پرسش روشن و مرکزی این است: چرا بخش قابل‌توجهی از این ویدئوها پخش نشد؟

بر اساس اظهارات منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، خانم شادی صدر اعلام کرده است که افراد مختلف با او تماس گرفته‌اند و گفته‌اند در شرایط سخت روزهای گذشته زمانی که رژیم جمهوری اسلامی مشغول کشتار و سرکوب بوده با ریسک فراوان از جنایت‌ها فیلم تهیه و برای ایران‌اینترنشنال ارسال کرده‌اند، اما شبکه آن‌ها را پخش نکرده است.

فیلم‌هایی که با ترس، هزینه، خطر شناسایی و ریسک بازداشت تهیه و ارسال شده‌اند، اگر صرفاً به این دلیل کنار گذاشته شده باشند که با خط سیاسی و شعاری مورد نظر شبکه هم‌خوانی نداشته‌اند، این موضوع دیگر یک «سهو حرفه‌ای» تلقی نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند مصداق سانسور آگاهانه و جهت‌دار باشد سانسوری که در عمل، حقیقت را قربانی یک روایت از پیش‌تعیین‌شده می‌کند.

نادیده گرفتن اسناد تصویری کشتار، در حالی که فرستندگان آن‌ها با جان خود قمار کرده‌اند، سلب مسئولیت رسانه‌ای و تحقیر آشکار رنج قربانیان است؛ اقدامی که این نگرانی را تقویت می‌کند که معیار پخش، نه حقیقت، بلکه هم‌سویی با خط مورد نظر شبکه بوده است.

من به شهامت خانم صدر که سال‌ها برای حقوق بشر هزینه داده و بیشترین توهین‌ها را از نیروهای اقتدارگرا و ضدزن متحمل شده تبریک می‌گویم. اگر ایران‌اینترنشنال چنین رفتاری نداشته، این گوی و این میدان: پاسخ روشن، مستند و شفاف ارائه کند.

به‌ویژه سکوت شبکه و نیز سکوت کسانی که از نگاه منتقدان با بودجه‌های کلان به جهت‌دهی رسانه‌ای کمک می‌کنند، از منظر اخلاق رسانه‌ای قابل دفاع نیست. خاموش کردن صدای کسانی که با جان خود بازی کرده‌اند، فیلم فرستاده‌اند و سپس حذف یا نادیده گرفته شده‌اند، از دیدگاه من نشانه ضعف جدی در تعهد به حقیقت و پاسخ‌گویی است. برخی منتقدان این رفتار را «غیرانسانی» و نشانه «حذف صدای مردم» می‌دانند و آن را در تضاد با ادعای «خبرنگاری برای ایرانِ بدون سانسور» ارزیابی می‌کنند.

تجربه شخصی من نیز با این شبکه به سال‌های آغاز به کار آن بازمی‌گردد: در همان دوره، نامه‌ای به آقای رمضانپور که آن زمان در نقش مدیریتی در این شبکه شناخته می‌شد ارسال کردم و با ذکر نام و مشخصات، فهرستی از متخصصان استان‌های ایلام، کرمانشاه و لرستان را معرفی کردم تا اگر درباره این مناطق اتفاقی رخ داد، شبکه بتواند با افراد متخصص و مطلع گفت‌وگو کند. اما پاسخی دریافت نشد. سپس همان نامه را از طریق چند نفر دیگر نیز ارسال کردم؛ باز هم پاسخی نیامد. سؤال مشخص من این بود: چرا از متخصصان این استان‌ها در برنامه‌ها دعوت نمی‌شود؟ این تجربه برای من امروز، در کنار ادعاهای مربوط به عدم پخش ویدئوهای ارسالی، به‌صورت یک «الگوی بی‌پاسخ گذاشتن مطالبه مخاطب» معنا پیدا می‌کند.

مطالبه مشخص و قابل سنجش:
برای پایان دادن به ابهام‌ها و جلوگیری از استمرار بی‌اعتمادی، از ایران‌اینترنشنال انتظار می‌رود به‌صورت شفاف اعلام کند:

  1. چه تعداد ویدئو/مدرک دریافت شده و در چه بازه زمانی؟
  2. چه میزان به دلیل «عدم امکان راستی‌آزمایی» پخش نشده است؟
  3. چه میزان به دلیل «ملاحظات امنیتیِ فرستندگان/سوژه‌ها» پخش نشده است؟
  4. چه میزان به دلیل «شدت خشونت/ملاحظات محتوایی و اخلاقی» کنار گذاشته شده است؟
  5. آیا در گزینش و اولویت‌بندی، «خط روایی/سیاسی» نقشی داشته یا خیر؟

تا زمانی که چنین پاسخ‌گویی شفافی ارائه نشود، ادعای «سانسور جهت‌دار» از سطح یک انتقاد سیاسی فراتر می‌رود و به مسئله مسئولیت رسانه‌ای در قبال جان، حقیقت و کرامت قربانیان تبدیل می‌شود.