کوردانه: محمدرضا اسکندری: استفاده ابزاری از لمپن‌ها و لات‌ها علیه مردم و کسب‌وکارهای کُردی از سوی دفتر پهلوی، تاکتیک تازه‌ای نیست؛ این همان نسخه کهنه‌ای است که جمهوری اسلامی ۴۷ سال علیه ملت کُرد به کار گرفته است، با این تفاوت که امروز با چهره‌ای تازه و در خارج از کشور دنبال می‌شود. تردیدی نیست که بخشی از سپاه و نیروهای اطلاعاتی رژیم در دفتر آقای پهلوی نیز در شکل‌گیری و پیشبرد این فضا نقشی مهم و تعیین‌کننده دارند.

آنچه امروز از سوی جریان پهلوی و دفتر او علیه مبارزان و ملت کُرد به کار گرفته می‌شود، در اصل ادامه همان الگوی فرسوده و سرکوبگرانه‌ای است که جمهوری اسلامی طی دهه‌ها بر پایه آن عمل کرده است: برچسب‌زنی، نفرت‌پراکنی، به‌کارگیری عناصر فاسد و لمپن، و ایجاد شکاف و درگیری در صف مخالفان. هرگاه مطالبات برحق ملت کُرد، به‌جای شنیده شدن، با اتهام «تجزیه‌طلبی» پاسخ می‌گیرد و هرگاه به‌جای گفت‌وگوی سیاسی، میدان به دست عناصر تحریک‌گر و عربده‌کش سپرده می‌شود، نتیجه روشن است: تبدیل اختلاف سیاسی به پروژه‌ای برای ارعاب، فشار و ناامن‌سازی.

جمهوری اسلامی نیز در دوره‌هایی که جنبش آزادی‌خواهی ملت کُرد یک‌صدا علیه استبداد ایستاده بود، با ساختن گروه‌های فشار تلاش می‌کرد فضای اختناق را در کُردستان حاکم کند. از جمله این نمونه‌ها، گروه موسوم به «شورای یاوری تهیدستان» در کرمانشاه بود که با پشتیبانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، به افراد، سازمان‌ها و صاحبان کسب‌وکار حمله می‌کرد تا جوّ رعب و فشار را گسترش دهد. همان جریان‌ها و همان سنت سیاسی که بخش‌هایی از آن بعدها در شبکه‌های نزدیک به دفتر تحکیم وحدت و اطرافیان و مشاوران آقای پهلوی بازتولید شد، اکنون به نظر می‌رسد در خارج از کشور با همان منطق قدیمی اما با ظاهری تازه در حال تکرار است.

در لندن، هواداران پهلوی با تحریک دو فرد لمپن کُرد کرمانشاهی، که نه سابقه سیاسی داشته‌اند و نه دارند، به یک رستوران کُردی که پرچم کُردستان را نصب کرده بود حمله کردند، به صاحب مغازه توهین کردند و برای مردمی که برای صرف غذا به آنجا رفته بودند فضایی ناامن به وجود آوردند. هدف این اقدامات روشن بود: هم لطمه زدن به کسب‌وکار صاحب رستوران تا مردم احساس امنیت نکنند و به آنجا نروند، و هم وارد کردن فشار برای واداشتن او به تمکین. اما آنان هنوز کُردها را نشناخته‌اند و نمی‌دانند نه گروه‌های فشار پهلوی و نه پیشمرگان کُرد مسلمانِ او، توان ایستادگی در برابر اراده ملت کُرد را ندارند. تجربه ۴۷ ساله جمهوری اسلامی نشان داده است که کُردها در برابر ساختن گروه‌های مزدور و فشار سازمان‌یافته، هرگز به دشمن تمکین نخواهند کرد.

کُردستان۲۴ نیز گزارش داده است که در لندن، هنگام پوشش حمله به یک رستوران متعلق به کُردها، خبرنگارش هدف حمله هواداران رضا پهلوی قرار گرفته و پلیس بریتانیا در حال بررسی ماجراست. همچنین گزارش تصویری رویترز در ۱ مارس ۲۰۲۶ نشان می‌داد که پلیس لندن میان معترضان کُرد و هواداران سلطنت‌طلب در برابر سفارت ایران حائل شده بود. این موارد نشان می‌دهد که تنش واقعی در دیاسپورا وجود دارد و این رفتارها محدود به یک نقطه و یک رویداد نیست، بلکه در نقاط مختلف در حال تکرار است.

در مونیخ نیز آنان با گرد آوردن افرادی با سوابق سنگین و تاریک، تلاش کرده‌اند همان عناصر مسئله‌دار را به‌عنوان «نمایندگان ملت کُرد» معرفی کنند. این در حالی است که ملت ما به‌خوبی می‌داند چنین چهره‌هایی نه نماینده مردم‌اند و نه بهره‌ای از شرافت و اصالت کُرد بودن برده‌اند. کُرد بودن یعنی با شرف بودن و آزاد زیستن، نه مزدوری، نه حلقه‌به‌گوشی و نه ایفای نقش در پروژه‌های امنیتی و ضد مردمی.

ملت ما باید هوشیار باشد. ما هیچ مشکلی با افرادی که آگاهانه و به‌صورت مدنی دارای دیدگاه سیاسی متفاوت، حتی مخالف فدرالیسم، باشند نداشته و نداریم. در کُردستان همه آزادند که برای اندیشه سیاسی خود تبلیغ کنند. مسئله ما تفاوت فکری نیست؛ مسئله، پروژه‌ای است که با استفاده از ارعاب، لمپنیسم، نفرت‌سازی و چهره‌های آلوده می‌کوشد جامعه کُرد را بترساند، شکاف ایجاد کند و مطالبات برحق آن را سرکوب نماید.

به نظر می‌رسد رژیم و هواداران پهلوی خود را برای ضربه زدن به جشن‌های نوروز، که هر سال با شکوه از ماکو تا دهلران در کُردستان برگزار می‌شود، نیز آماده می‌کنند. از همین رو، آگاهی و بیداری مردم می‌تواند این حرکت ضد مردمی را در نطفه خفه کند. در عین حال، ملت ما در داخل و خارج نباید ادبیات و فرهنگ لمپنی آنان را در برابرشان به کار بگیرد، زیرا دفتر پهلوی دقیقاً همین را می‌خواهد تا با کشاندن مبارزان به سطح رفتارهای اوباشانه، هم چهره خود را پنهان کند و هم قربانی و مهاجم را در یک سطح بنشاند. در حالی که امروز افکار عمومی جهان به‌خوبی دریافته است که این جریان‌ها با حرکات و ژست‌های فاشیستی، خود را بیش از هر زمان دیگری رسوا کرده‌اند.

دیروز جمهوری اسلامی با همین روش می‌کوشید مبارزان کُرد را منزوی، بدنام و سرکوب کند؛ امروز نیز هر جریانی که بخواهد با لمپنیسم سیاسی، تهدید، ارعاب و نفرت‌سازی با کُردها روبه‌رو شود، عملاً در همان مسیر گام می‌گذارد. ملت کُرد این تاکتیک را خوب می‌شناسد: ساختن چهره‌های آلوده، جلو انداختن مزدوران و حاشیه‌سازان، و سپس پنهان شدن پشت شعارهای پرزرق‌وبرق «وحدت» و «ملی‌گرایی». اما حقیقت این است که وحدت با تحقیر ملت‌ها ساخته نمی‌شود؛ وحدت تنها با به‌رسمیت شناختن حقوق آنان شکل می‌گیرد.

رضا پهلوی در واکنش به ائتلاف تازه احزاب کُرد، آنان را «تجزیه‌طلب» توصیف کرده و بر «تمامیت ارضی» و «یگانگی ملی» تأکید کرده است. از نگاه بسیاری از فعالان کُرد، این نوع ادبیات صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست، بلکه چارچوبی است که مطالبات ملی و قومی را در قالبی امنیتی و خصمانه بازنمایی می‌کند. هم‌زمان، با تندتر شدن فضای منطقه‌ای و طرح بحث استفاده از نیروهای کُرد ایرانی در معادلات جنگی، خطر تشدید شکاف‌های قومی و حتی سوق دادن جامعه به سمت درگیری‌های عمیق‌تر نیز افزایش یافته است. در چنین فضایی، هر جریان سیاسی که بر «تجزیه‌طلب» خواندن کُردها سرمایه‌گذاری کند، عملاً زمینه اجتماعی و روانی درگیری میان هواداران خود و فعالان کُرد را تشدید می‌کند.

ملت کُرد باید هوشیار، متحد و آگاه بماند. این پروژه، نه از سر قدرت، بلکه از سر ترس از آگاهی و ایستادگی مردم پیش برده می‌شود. آنان هنوز ملت کُرد را نشناخته‌اند. ملتی که در برابر سرکوب، مزدورسازی و گروه‌سازی‌های امنیتی، نه عقب نشسته و نه تمکین کرده است. این بار نیز پاسخ ملت کُرد، نه ترس، بلکه هوشیاری، انسجام و پایداری خواهد بود.