
گزارش تحلیلی
بررسی الگوی تکرار عدد «۳۱۱۷» در اطلاعرسانی رسمی جمهوری اسلامی ایران (۲۰۲۰–۲۰۲۶)
مقدمه
در نظامهای سیاسی مبتنی بر کنترل و مهندسی اطلاعات، آمار و ارقام صرفاً ابزار توصیف واقعیت نیستند؛ بلکه به عناصر فعال در ساخت و تثبیت روایت رسمی تبدیل میشوند. بررسی تطبیقی دادههای اعلامشده از سوی نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر، نشانههایی نگرانکننده از تکرار معنادار برخی اعداد را آشکار میکند؛ تکراری که پرسشهای جدی درباره شفافیت آماری، صداقت اطلاعرسانی و استفاده ابزاری از ارقام در مدیریت افکار عمومی برمیانگیزد.
یکی از برجستهترین نمونهها، تکرار عدد ۳۱۱۷ در گزارشهای رسمی با موضوعاتی کاملاً متفاوت است: از همهگیری کرونا گرفته تا مسمومیت الکلی، و نهایتاً آمار جانباختگان حوادث امنیتی موسوم به «حملات تروریستی سازمانیافته». این همزمانی عددی، صرفنظر از هر نیت ادعایی، نیازمند تحلیل انتقادی است.
بخش اول: موارد ثبتشده تکرار عدد ۳۱۱۷

۱. همهگیری کرونا – سال ۲۰۲۰
در سال ۲۰۲۰، وزارت بهداشت جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد:
«در ۲۴ ساعت گذشته، ۳۱۱۷ مورد مبتلای جدید به ویروس کرونا در کشور شناسایی شده است.»
این آمار در دورهای منتشر شد که انتقادهای گستردهای نسبت به پنهانکاری، تأخیر در اعلام واقعیتها و دستکاری دادههای مرتبط با کرونا وجود داشت؛ بهویژه در شرایطی که بحران سلامت عمومی با ملاحظات سیاسی، امنیتی و انتخاباتی گره خورده بود.
۲. مسمومیت الکلی – سال ۲۰۲۰
در همان سال، سخنگوی وزارت بهداشت در گزارشی جداگانه اعلام کرد:
«تا امروز ۳۱۱۷ نفر دچار مسمومیت الکلی شدهاند.»
این عدد در بستری اعلام شد که به دلیل ممنوعیت قانونی الکل، موضوع مسمومیتها از حساسیت اجتماعی و سیاسی بالایی برخوردار است. اطلاعرسانی درباره این مسئله همواره با تناقض، ابهام و نبود شفافیت همراه بوده و آمارهای ارائهشده، غالباً فاقد جزئیات قابل راستیآزمایی بودهاند.
۳. جانباختگان حوادث امنیتی – سال ۲۰۲۶

در سال ۲۰۲۶، بنیاد شهید و امور ایثارگران اعلام کرد:
«در پی حملات تروریستی سازمانیافته اخیر، از مجموع ۳۱۱۷ جانباخته این حوادث، جانباختگان به فیض شهادت نائل آمدهاند.»
در این مورد، عدد ۳۱۱۷ نهتنها بهعنوان یک آمار، بلکه بهمثابه عنصری هویتی و ایدئولوژیک بهکار گرفته میشود؛ عددی که در چارچوب مفاهیمی چون «شهادت»، «دشمن» و «تهدید امنیت ملی» معناگذاری میشود و از حوزه گزارشگری صرف، به قلمرو بسیج ایدئولوژیک وارد میگردد.
بخش دوم: تحلیل الگوی آماری و رسانهای
۱. تصادف آماری یا الگوی ساختگی؟
در منطق علم آمار، تکرار یک عدد مشخص در بازههای زمانی متفاوت و در موضوعاتی نامرتبط—بهویژه زمانی که از سوی یک ساختار اطلاعرسانی متمرکز اعلام میشود—بهسختی میتواند صرفاً تصادفی تلقی شود. این تردید زمانی تشدید میشود که روشهای محاسبه، منابع داده، و تفکیک آماری (بر اساس سن، جنسیت، جغرافیا یا زمان) هرگز بهصورت شفاف منتشر نمیشوند.
۲. عدد بهمثابه ابزار روایتسازی
در ادبیات تبلیغات سیاسی و پروپاگاندا، استفاده از اعداد ثابت یا «بهیادماندنی» یکی از روشهای تثبیت روایت است. عدد تکرارشونده، بهتدریج از یک داده آماری به یک نشانه ذهنی تبدیل میشود؛ نشانهای که مخاطب را به پذیرش کلیت روایت سوق میدهد، بیآنکه امکان یا انگیزهای برای پرسش از جزئیات باقی بماند.
۳. حذف فردیت قربانیان
در هر سه مورد، انسانها به یک عدد فروکاسته شدهاند: ۳۱۱۷ نفر، بدون نام، بدون چهره، بدون سن، محل زندگی، پیشینه اجتماعی یا داستان شخصی. این شیوه گزارشدهی، قربانیان را از «انسان» به «واحد آماری» تقلیل میدهد و بهطور سیستماتیک امکان همدلی اجتماعی، سوگواری جمعی و مطالبهگری حقوقی را تضعیف میکند.
بخش سوم: کارکرد ایدئولوژیک آمار در جمهوری اسلامی
در ساختار جمهوری اسلامی، آمار صرفاً ابزاری برای اطلاعرسانی نیست؛ بلکه کارکردهای چندلایهای دارد، از جمله:
- کنترل افکار عمومی از طریق القای حس «مدیریت بحران»
- طبیعیسازی فاجعه با ارائه اعداد ثابت و تکرارشونده
- قداستبخشی به مرگ در قالب مفاهیمی چون «شهادت»
- پوشاندن ناکارآمدی ساختاری با اعداد کلی، مبهم و غیرقابل راستیآزمایی
در این چارچوب، مرگ نه یک تراژدی انسانی، بلکه عنصری قابل استفاده در مهندسی روایت سیاسی است.
بخش چهارم: «هیولاهای آخرالزمانی»؛ استعارهای از واقعیت
تصویری که در این مجموعه به «هیولاهای آخرالزمانی» اشاره میکند، اغراق شاعرانه نیست؛ بلکه بازتاب وضعیتی واقعی است که در آن:
- خشونت عادی شده است
- مرگ به عدد تقلیل یافته
- دروغ با تکرار، مشروعیت پیدا کرده
- و حقیقت، فرسوده و بیصدا، به حاشیه رانده شده است
در چنین شرایطی، تکرار یک عدد ثابت، به نماد فرسایش اخلاقی یک سیستم بدل میشود؛ سیستمی که دیگر حتی برای جعل و پنهانکاری، خلاقیتی به خرج نمیدهد.
مسئله اصلی، عدد ۳۱۱۷ نیست.
مسئله، سیستمی است که با جان انسانها مانند متغیرهای قابل تنظیم رفتار میکند.
تکرار این عدد در گزارشهای رسمی، نهتنها اعتماد عمومی را فرسایش میدهد، بلکه شکاف عمیق میان واقعیت اجتماعی و روایت حکومتی را آشکار میسازد.
تا زمانی که آمار جای حقیقت را بگیرد و عدد جای انسان را،
هیچ گزارشی—حتی اگر «کامل، رسمی و تأییدشده» باشد—نمیتواند واقعیت را پنهان کند.
