گزارشی تحلیلی بر اساس داده‌های نهادهای مستقل حقوق بشری

به قلم:سێبەر

بر اساس گزارش‌ها و داده‌های گردآوری‌شده طی چندین سال گذشته از سوی نهادهای معتبر و مستقل حقوق بشری (NGO) در داخل و خارج از ایران، رفتار و عملکرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نه‌تنها در چارچوب یک نیروی نظامی متعارف قابل تحلیل نیست، بلکه واجد ویژگی‌های یک ساختار امنیتی–نظامی با کارکرد سرکوب سیستماتیک داخلی و مداخله‌گری منطقه‌ای است. این گزارش با تکیه بر همین داده‌ها، به بررسی سیاست‌ها، اهداف و پیامدهای عملی سپاه پاسداران در حوزه حقوق بشر و امنیت منطقه‌ای می‌پردازد.


۱. زمینه و چارچوب سیاست امنیتی سپاه پاسداران

طبق مستندات نهادهای حقوق بشری، سپاه پاسداران طی سال‌های گذشته سیاستی هدفمند برای ایجاد فضای ارعاب، ترس و وحشت اجتماعی دنبال کرده است. این سیاست شامل موارد زیر بوده است:

  • برخورد خشونت‌آمیز با اعتراضات مدنی
  • بازداشت و زندانی‌کردن شهروندان، فعالان سیاسی، مدنی و عقیدتی
  • هتک حرمت و تخریب شخصیت کنشگران اجتماعی
  • نقض کرامت انسانی در بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها
  • ایجاد موج گسترده فرار مغزها از کشور
  • انحصاری‌سازی نهادهای تولیدی و اقتصادی و واگذاری امتیازات به وابستگان ساختار قدرت

این اقدامات نه واکنشی مقطعی، بلکه بخشی از پلان امنیتی تعریف‌شده و بلندمدت سپاه پاسداران برای کنترل جامعه و حذف هرگونه صدای مستقل بوده است.


۲. فرمان سرکوب و روایت‌سازی امنیتی

در ادامه خیزش‌های مردمی، رهبر جمهوری اسلامی با ارائه تفسیری امنیتی از اعتراضات، این حرکت‌ها را نه ناشی از مطالبات اقتصادی و معیشتی، بلکه حاصل «توطئه دشمنان» معرفی کرد. این روایت‌سازی زمینه‌ساز صدور دستور برخورد «قاطع و بی‌حد و مرز» به نهادهای نظامی و امنیتی شد.

در پی این فرمان، سپاه پاسداران، بسیج، نهاد خاتم‌الانبیاء و دیگر ساختارهای وابسته، با اختیارات اجرایی گسترده و خارج از نظارت قضایی وارد عمل شدند. این روند عملاً به نظامی‌سازی فضای شهری و تبدیل اعتراضات مدنی به یک صحنه امنیتی–نظامی منجر شد.


۳. سرکوب خونین و پیامدهای انسانی

بر اساس شهادت‌های میدانی، داده‌های محدود درزکرده و گزارش شاهدان عینی، سرکوب اعتراضات با استفاده از سلاح گرم، تیراندازی مستقیم و بازداشت‌های گسترده انجام شده است. به دلیل فضای شدید امنیتی، قطع اینترنت و انسداد ارتباطات، ارائه آمار دقیق قربانیان ممکن نبوده است.

با این حال، برخی منابع مستقل و داده‌های میدانی حاکی از آن است که:

  • ده‌ها هزار شهروند کشته، زخمی یا دچار آسیب‌های دائمی شده‌اند
  • شمار زیادی بازداشت و به زندان‌های مختلف منتقل شده‌اند
  • بخش قابل توجهی از مجروحان دچار معلولیت‌های شدید شده‌اند

این اقدامات از منظر حقوق بین‌الملل، مصداق کشتار گسترده شهروندان غیرمسلح و نقض فاحش اصول بنیادین حقوق بشر است.


۴. نقش نیروهای نیابتی و ابعاد فراملی

گزارش‌ها همچنین از حضور و مشارکت نیروهای شبه‌نظامی وابسته به جمهوری اسلامی، از جمله برخی گروه‌های عراقی، در کنار نیروهای سرکوبگر داخلی حکایت دارند. این موضوع نشان‌دهنده انتقال الگوی سرکوب فرامرزی و استفاده از تجربه نیروهای نیابتی در کنترل و سرکوب جمعیت غیرنظامی است.


۵. سپاه پاسداران و تهدید امنیت منطقه‌ای

سپاه پاسداران، به‌ویژه شاخه برون‌مرزی آن (سپاه قدس)، در چارچوب پروژه‌ای موسوم به «هلال شیعی» در خاورمیانه، نقش محوری در بی‌ثبات‌سازی منطقه ایفا کرده است. فعالیت‌های این نهاد تحت عناوینی چون «مقاومت» و «دفاع اسلامی»، در عمل شامل:

  • حمایت از گروه‌های مسلح غیردولتی
  • مداخله در منازعات منطقه‌ای
  • تهدید صلح، ثبات و امنیت کشورهای منطقه

بسیاری از کشورهای خاورمیانه، از جمله عربستان سعودی، امارات، بحرین، مصر و اردن، سپاه پاسداران را به‌عنوان یک بازیگر بی‌ثبات‌کننده و تهدیدآمیز ارزیابی کرده‌اند.


۶. پیامدهای حقوقی و بین‌المللی

قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی اتحادیه اروپا، نتیجه انباشت مستندات مربوط به نقض حقوق بشر، تروریسم سازمان‌یافته و تهدید امنیت بین‌المللی است. این اقدام می‌تواند آغازگر:

  • پیگردهای حقوقی بین‌المللی
  • تحریم‌های هدفمند ساختاری
  • محدودسازی شبکه‌های مالی و لجستیکی سپاه

باشد.


رفتار و عملکرد سپاه پاسداران، چه در سرکوب داخلی و چه در مداخله‌گری منطقه‌ای، نشان‌دهنده ماهیت یک ساختار نظامی–امنیتی است که در تضاد آشکار با اصول حقوق بشر، تعهدات بین‌المللی و موازین انسانی عمل می‌کند. تداوم این وضعیت نه‌تنها جامعه ایران، بلکه امنیت منطقه و نظم بین‌المللی را با چالش جدی مواجه کرده است.

بر این اساس، پاسخ جامعه جهانی به این روند، نمی‌تواند صرفاً نمادین یا سیاسی باشد، بلکه نیازمند اقدامات حقوقی، مسئولیت‌پذیر و مؤثر در چارچوب حقوق بین‌الملل است.