کوردانه: جلیل ازادیخواه: یورش هماهنگ هواداران رضا پهلوی علیەكرستیان امانپور صرفاً یک جدال رسانه‌ای نیست؛ این رخداد به آزمونی جدی برای سنجش صداقت ادعاهای دموکراسی‌خواهانه بدل شده است. هنگامی که بدنه‌ای سیاسی که آشکارا هویت خود را ذیل نام یک رهبر تعریف می‌کند، به‌صورت سازمان‌یافته وارد کارزار تخریب و ارعاب یک روزنامه‌نگار می‌شود، مسئولیت سیاسی نمی‌تواند از رأس آن جریان منفک تلقی شود.

در سیاست مدرن، سکوت خود نوعی موضع‌گیری است. سکوت در برابر حمله‌ای که به نام و در دفاع از یک رهبر صورت می‌گیرد، نه بی‌طرفی، بلکه انتقال این پیام است که آن رفتار یا مورد رضایت است یا دست‌کم مستوجب مهار فوری دانسته نشده است. رهبر سیاسی‌ای که از محکوم‌کردن صریح چنین رفتارهایی خودداری می‌کند، نمی‌تواند از مسئولیت اخلاقی و سیاسی پیامدهای آن شانه خالی کند.

آزادی مطبوعات در آمریکا و اروپا یک اصل بنیادین و نهادی است، نه شعاری تزئینی. روزنامه‌نگار اگر پرسش‌هایش چالش‌برانگیز و ناخوشایند باشد—نماینده حق جامعه برای نظارت بر قدرت است. اگر جریانی که خود را بدیل دموکراتیک معرفی می‌کند، در برابر پرسشگری یک خبرنگار برجسته تاب‌آوری نشان ندهد و به‌جای پاسخ‌گویی شاهد بسیج تخریبی هوادارانش باشد، این امر شکافی آشکار میان ادعای دموکراسی‌خواهی و رفتار عملی ایجاد می‌کند.

از همین رو، ایالات متحده و دولت‌های اروپایی که مدعی دفاع از آزادی بیان و حقوق بشرند، نمی‌توانند در برابر چنین روندهایی بی‌تفاوت بمانند. هر چهره سیاسی که در قلب جوامع غربی از تریبون، مشروعیت و حمایت بهره‌مند می‌شود، باید همان‌جا نیز نسبت به استانداردهای همان نظام ارزشی پاسخگو باشد. پاسخگویی، شرط اولیه مشروعیت در هر نظام دموکراتیک است.

مسئله فقط یک مصاحبه یا اختلاف شخصی نیست؛ مسئله نسبت یک مدعی رهبری سیاسی با تکثرگرایی، امنیت روزنامه‌نگاران و حقوق زنان است. تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند که فرهنگ سیاسیِ مبتنی بر بی‌اعتبارسازی رسانه و بسیج احساسی علیه منتقدان، در صورت دست‌یابی به قدرت رسمی، به‌ندرت به مدارا و آزادی پایدار می‌انجامد.

اگر غرب بخواهد از معیارهای دوگانه پرهیز کند، باید همان استانداردی را که از سایر بازیگران سیاسی مطالبه می‌کند، از رضا پهلوی نیز بخواهد: محکومیت صریح ارعاب، پذیرش مسئولیت رفتار هواداران، و تعهد عملی و شفاف به آزادی مطبوعات. در غیاب این پاسخگویی، ادعای دموکراسی‌خواهی در سطح شعار باقی خواهد ماند و از اعتبار تهی خواهد شد.