کوردانه: محمدرضا اسکندری: اختلاف نظر طبیعی است، اما فرهنگ کوردی بر گفتوگو، حرمت و مسئولیتپذیری استوار است. منافع ملی کورد باید بالاتر از رقابتهای فردی، حزبی و رسانهای قرار گیرد.
با سلام به عزیزان کورد روژهلاتی،
بهعنوان یک کورد روژهلاتی، از شما عزیزان میخواهم بهجای توهینهای غیراخلاقی به رحیم رشیدی، که سالها در حوزه رسانه و خبرنگاری فعالیت داشته و با رسانههای نزدیک به جریانهای پارتی نیز همکاری کرده و می کند ، نقد خود را بهصورت متمدنانه، مسئولانه و در چارچوب فرهنگ سیاسی و اخلاقی کوردی بیان کنیم.
با کمال تأسف، در روزهای اخیر برخی افراد، چه با نام مشخص و چه با نامهای ناشناس، در دامی افتادهاند که در نهایت تنها رژیم جمهوری اسلامی و نیروهای ضدکورد از آن بهرهبرداری میکنند. نقد سیاسی، حق طبیعی هر شهروند و هر فعال سیاسی است، اما تبدیل نقد به فحاشی، تحقیر شخصی و استفاده از کلمات رکیک، نهتنها کمکی به روشن شدن حقیقت نمیکند، بلکه چهره جامعه سیاسی کورد را مخدوش میسازد.
من خودم با بسیاری از مواضع، رفتارها و شیوه کار آقای رحیم رشیدی موافق نبوده و نیستم، اما صد برابر بیشتر با روشی مخالفم که برخی با استفاده از ادبیات رکیک و حمله شخصی علیه او به کار میبرند. ما اگر مدعی فرهنگ، تمدن، مبارزه سیاسی و حقطلبی ملی هستیم، باید در نقد مخالف یا منتقد خود نیز همان معیارها را رعایت کنیم.
رحیم رشیدی پس از آنکه دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ در یک نشست خبری در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل او را با عبارت «Mr. Kurd» خطاب کرد، به چهرهای شناختهشدهتر در میان بخشی از افکار عمومی کورد تبدیل شد. این خطاب در آن زمان بازتاب زیادی داشت و برخی آن را نشانهای از توجه به مسئله کورد دانستند، هرچند بعدها خود رشیدی نیز پس از عقبنشینی آمریکا از حمایت از متحدان کورد در سوریه، از احساس خیانت و ناامیدی نسبت به سیاست ترامپ سخن گفت.
مشکل از جایی آغاز میشود که فردی بهجای آنکه از این فرصت برای ارتقای سطح حرفهای، دانش روزنامهنگاری، زبان، دقت سیاسی و مسئولیت ملی استفاده کند، تصور کند که تمام جهان زیر پای او قرار گرفته است. آقای رشیدی در برخی موارد، بدون توجه کافی به پیامدهای سیاسی سخنان و پرسشهای خود، پرسشهایی مطرح کرده که میتواند بازتابهای خطرناک و زیانباری برای ملت کورد داشته باشد.
در شرایطی که منطقه درگیر بحران، جنگ، فشارهای امنیتی و بازیهای پیچیده قدرتهای جهانی است، هر واژهای که از زبان یک فعال رسانهای کورد مطرح میشود، میتواند مورد سوءاستفاده جمهوری اسلامی، دولتهای منطقه یا جریانهای ضدکورد قرار گیرد. بنابراین مسئولیت خبرنگار، فعال سیاسی و عضو یک جریان حزبی بسیار سنگینتر از یک فرد عادی است.
امیدوارم این اتفاق، هم برای آقای رحیم رشیدی و هم برای همه ما کوردهای روژهلات، درسی جدی باشد: منافع ملی کورد باید بالاتر از مطرح شدن فردی، شهرت رسانهای، نزدیکی به قدرتها یا رقابتهای حزبی قرار گیرد.
نکته مهم دیگر این است که من در موارد مختلف دیده و شنیدهام و در عمل نیز شاهد بودهایم که حزب دمکرات کردستان ایران معمولاً نمیپذیرد یک عضو آن در شرایطی دوگانه قرار بگیرد؛ یعنی هم عضو حزب باشد و هم در فضایی فعالیت کند که عملاً با خط، منافع یا مسئولیت حزبی سازگار نیست. در چنین مواردی معمولاً از فرد خواسته میشود یا بهعنوان عضو حزب باقی بماند و مسئولانه در چارچوب خط سیاسی حزب رفتار کند، یا در صورت تخطی، با پیامدهای تشکیلاتی روبهرو شود.
پس پرسش جدی این است: چرا در مورد رحیم رشیدی چنین برخوردی صورت نمیگیرد؟ آیا مسئله فشار و نفوذ پارتی است؟ آیا ملاحظات دیگری وجود دارد؟ آیا رابطههای سیاسی و رسانهای باعث شدهاند که با او متفاوت از دیگران برخورد شود؟
این پرسشها باید شفاف، مسئولانه و بدون توهین مطرح شوند. ما حق داریم از یک حزب، از یک فعال رسانهای و از هر فردی که به نام کورد سخن میگوید، پاسخگویی بخواهیم. اما این پاسخگویی باید با زبان مدنی، اخلاقی و سیاسی باشد؛ نه با فحاشی و هتاکی.
در نهایت، نقد من نه دفاع از تمام رفتارهای رحیم رشیدی است و نه همراهی با حملات غیراخلاقی علیه او. نقد من دفاع از شأن مبارزه سیاسی کوردی است؛ دفاع از این اصل که هیچ فردی، هرچقدر هم مشهور یا رسانهای باشد، نباید منافع ملی کورد را قربانی مطرح شدن فردی کند، و هیچ منتقدی نیز نباید نقد سیاسی را به توهین و بیاخلاقی تبدیل کند.
