کوردانه: افشاگری‌های تازه زندانیان و بازداشت‌شدگان ایرانی، در کنار گزارش‌های عفو بین‌الملل و سازمان ملل، تصویری تکان‌دهنده از شکنجه، تحقیر و خشونت جنسی در بازداشتگاه‌های جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد؛ روایت‌هایی که نشان می‌دهد آزار جنسی و روانی علیه معترضان و زندانیان سیاسی، از دهه شصت تا اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» و سرکوب‌های اخیر، به‌عنوان ابزاری برای اعتراف‌گیری، ارعاب و شکستن روحیه بازداشت‌شدگان به کار گرفته شده است.


به گزارش دیلی‌میل و بر پایه روایت‌های تازه زندانیان سابق، خشونت جنسی، شکنجه جسمی و تحقیر روانی در بازداشتگاه‌ها و زندان‌های جمهوری اسلامی، نه به‌عنوان موارد پراکنده، بلکه به‌عنوان بخشی از سازوکار سرکوب مخالفان و معترضان توصیف شده است.

در یکی از این روایت‌ها که روزنامه استرالیایی دِ آسترالین نیز به آن پرداخته، زنی با نام مستعار «مینا» گفته است که در دوران بازداشت، بازجویان بارها قرآن را به سر او کوبیدند تا جایی که بینی‌اش دچار خونریزی شد. او همچنین گفته است که بازجو همزمان با تحقیرهای جنسی، او را لمس می‌کرد و درباره ارتباطش با روزنامه‌نگاران و سردبیران از او بازجویی می‌کرد. به گفته این زن، بازجو حتی تهدید کرده بود که پسر ۱۲ ساله‌اش را به بازداشتگاه می‌آورد تا در برابر دوربین علیه او اعتراف بگیرد. گزارش دِ آسترالین نیز به خشونت جنسی، اعتراف‌گیری اجباری و تهدید خانواده زندانیان زن در ایران اشاره کرده است.

گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری نیز نشان می‌دهد که این نوع خشونت‌ها محدود به یک پرونده یا یک دوره خاص نیست. عفو بین‌الملل در گزارشی مفصل اعلام کرده است که نیروهای امنیتی ایران در جریان سرکوب اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» از تجاوز، تجاوز گروهی و دیگر اشکال خشونت جنسی علیه بازداشت‌شدگان، از جمله کودکان، استفاده کرده‌اند. این سازمان شهادت ۴۵ بازمانده، شامل زنان، مردان و کودکان را ثبت کرده و گفته است این خشونت‌ها با هدف شکنجه، مجازات، تحقیر و ایجاد آسیب‌های جسمی و روانی پایدار انجام شده است.

بر اساس همین گزارش، عاملان این خشونت‌ها شامل نیروهای وابسته به سپاه پاسداران، بسیج، وزارت اطلاعات و بخش‌هایی از نیروی انتظامی بوده‌اند. عفو بین‌الملل همچنین اعلام کرده که مقام‌های قضایی ایران نه‌تنها به شکایت قربانیان رسیدگی نکرده‌اند، بلکه در مواردی اعترافات گرفته‌شده زیر شکنجه را مبنای صدور حکم علیه بازداشت‌شدگان قرار داده‌اند.

بخشی از روایت‌های منتشرشده به دهه شصت بازمی‌گردد؛ دوره‌ای که بسیاری از زندانیان سیاسی سابق از شکنجه‌های جنسی، تحقیر مذهبی و اعتراف‌گیری اجباری سخن گفته‌اند. ایرج مصداقی، پژوهشگر و زندانی سیاسی سابق، در روایت‌هایی از زندان‌های جمهوری اسلامی به مواردی از آزار جنسی، شکنجه و فشار روانی علیه زندانیان نوجوان و جوان اشاره کرده است.

این الگو، به گفته نهادهای حقوق بشری، در سال‌های اخیر نیز ادامه یافته است. ایران‌اینترنشنال در گزارشی در مارس ۲۰۲۶ نوشت دو پرستار بیمارستان قلب رجایی تهران که به معترضان زخمی کمک کرده بودند، پس از بازداشت از سوی نیروهای امنیتی، تحت شکنجه و تجاوز گروهی قرار گرفتند. بر اساس این گزارش، شدت جراحات یکی از این پرستاران به حدی بود که بخشی از روده او برداشته شد و با کیسه کولوستومی زندگی می‌کند؛ گزارش همچنین از آسیب شدید به رحم یکی از قربانیان خبر داده است.

زندانیان سیاسی سابق می‌گویند هدف این رفتارها تنها گرفتن اطلاعات نیست، بلکه بازجویان از خشونت جنسی و روانی برای ایجاد ترس، تحقیر و فروپاشی روحی زندانیان استفاده می‌کنند. شبنم مددزاده، زندانی سیاسی سابق، در گفت‌وگویی با دیلی‌میل از شنیدن صدای فریاد زنانی سخن گفته که به گفته او در دوران بازداشت تحت شکنجه و آزار جنسی قرار داشتند. گزارش‌هایی درباره این گفت‌وگو در منابع وابسته به مخالفان جمهوری اسلامی نیز بازنشر شده است.

زنان زندانی دیگری نیز در خاطرات خود از شلاق، تحقیر مذهبی و شکنجه‌های دسته‌جمعی سخن گفته‌اند. مهری حاجی‌نژاد، زندانی سیاسی سابق، نوشته است که در دهه شصت، بازجویان زنان زندانی را دسته‌جمعی روی تخت‌های فلزی می‌خواباندند و بدون بازجویی، کف پای آنان را شلاق می‌زدند.

پس از کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد و آغاز اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، موج تازه‌ای از گزارش‌ها درباره خشونت جنسی در بازداشتگاه‌ها منتشر شد. مأموریت حقیقت‌یاب سازمان ملل درباره ایران نیز در سال ۲۰۲۴ اعلام کرد که جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات، مرتکب نقض‌های گسترده حقوق بشر، از جمله خشونت جنسی و جنسیتی علیه بازداشت‌شدگان شده است؛ مواردی که به گفته این هیئت می‌تواند مصداق جنایت علیه بشریت باشد.

عفو بین‌الملل نیز پیش‌تر در گزارشی درباره سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸، از شکنجه بازداشت‌شدگان با روش‌هایی چون شلاق، شوک الکتریکی، تهدید به اعدام ساختگی، حبس انفرادی طولانی‌مدت و خشونت جنسی خبر داده بود. این سازمان گفته بود شکنجه نه‌فقط برای گرفتن اعتراف، بلکه برای مجازات، ارعاب و تحقیر بازداشت‌شدگان به کار رفته است.

مجموع این شهادت‌ها و گزارش‌ها نشان می‌دهد که خشونت جنسی در بازداشتگاه‌های جمهوری اسلامی، به‌ویژه علیه معترضان، زندانیان سیاسی و فعالان مدنی، بخشی از یک الگوی گسترده‌تر سرکوب است؛ الگویی که هدف آن خاموش‌کردن اعتراض، گرفتن اعتراف اجباری، ایجاد ترس اجتماعی و شکستن کرامت انسانی زندانیان عنوان شده است.