عبدالله شهبازی، تحلیلگر جنجالی و از چهرههای نزدیک به بخشی از جریانهای امنیتی جمهوری اسلامی، در یادداشتی تازه مدعی شده است که محور اصلی گفتوگوهای غیرعلنی اخیر میان تهران و واشنگتن نه برنامه هستهای، بلکه آزادسازی بخش بزرگی از داراییهای بلوکهشده جمهوری اسلامی است. او در عین حال میگوید هیچیک از مقامهای فعلی حکومت، از جمله قالیباف و پزشکیان، نه جرئت سیاسی و نه مقبولیت لازم درون ساختار قدرت را برای رسیدن به توافق نهایی با آمریکا ندارند.
عبدالله شهبازی، از چهرههای جنجالی و نزدیک به بخشهایی از جریانهای امنیتی جمهوری اسلامی، در یادداشتی درباره مذاکرات غیرعلنی میان جمهوری اسلامی و آمریکا مدعی شده است که برخلاف برخی گزارشها، محور اصلی گفتوگوهای اخیر نه برنامه هستهای ایران، بلکه آزادسازی بخش بزرگی از داراییهای بلوکهشده جمهوری اسلامی بوده است.
او با اشاره به گزارش منتشرشده در کانالی منتسب به مشاوران نزدیک به محمدباقر قالیباف نوشته است که در سفر بیسروصدای هیئتهای ایرانی و آمریکایی به دوحه، گفتوگویی درباره مواد غنیشده ایران انجام نشده و تمرکز مذاکرات بر آزادسازی «رقم بزرگی» از داراییهای ایران از سوی آمریکا بوده است.
شهبازی در ادامه مدعی شده است که مشکل اصلی نه موضوع مذاکرات، بلکه نبود فردی در ساختار فعلی قدرت است که توان و جسارت سیاسی رسیدن به توافق نهایی با آمریکا را داشته باشد. به گفته او، نه قالیباف، نه پزشکیان و نه دیگر مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی، از حمایت کافی در میان مسئولان و بدنه نیروهای مدافع نظام برای پایان دادن به تخاصم با آمریکا برخوردار نیستند.
او در بخش دیگری از یادداشت خود نوشته است که تنها کسی که به باور او توانایی و مقبولیت لازم برای توجیه صلح یا حتی عقبنشینی در برابر آمریکا را داشت، علی خامنهای بود؛ اما به گفته شهبازی، خامنهای چنین مسیری را انتخاب نکرد. شهبازی نتیجه گرفته است که این خلأ قدرت و نبود مقبولیت سیاسی، امکان پایان جنگ از مسیر مذاکره را بسیار ضعیف و حتی منتفی کرده است.
عبدالله شهبازی پژوهشگر و تحلیلگر تاریخ و سیاست معاصر ایران است که سالها بهدلیل دیدگاههای بحثبرانگیز درباره شبکههای قدرت، اقلیتهای مذهبی و نظریههای توطئه شناخته شده و بارها از سوی منتقدان به ترویج ادبیات ضدبهایی و یهودستیزانه متهم شده است. او که پیشتر بهعنوان چهرهای نزدیک به بخشهایی از حاکمیت شناخته میشد، در ماهها و سالهای اخیر لحن انتقادیتری نسبت به ساختار جمهوری اسلامی، مدیریت جنگ و بنبست سیاسی حاکم بر نظام اتخاذ کرده است.
