نه به لُمپنیسم مجازی، نه به سرکوب حکومتی؛ آزادی بیان و آزادی فردی را نمی‌توان قربانی تقدس‌سازی از هنرمندان کرد

محمدرضا اسکندری – روزنامه‌نگار و فعال سیاسی و مدنی کُرد

روز یکشنبه، یکم شهریورماه ۱۴۰۵، سیران عربی، بلاگر جوان اهل مهاباد، در پی انتشار ویدیویی درباره زنده‌یاد استاد محمد ماملی، توسط پلیس فتا بازداشت و به مرجع قضایی منتقل شد. صفحه اینستاگرام او نیز با دستور قضایی از دسترس خارج شده است. گزارش‌های منتشرشده حاکی است که او پیش از بازداشت، ویدیوی مورد اعتراض را حذف کرده و با انتشار چند پیام ویدیویی از خانواده محمد ماملی و مردم مهاباد عذرخواهی کرده بود.

ماجرا از انتشار ویدیویی آغاز شد که در آن سیران عربی در کنار پیکر استاد ماملی، با لحنی که عده‌ای آن را شوخی و عده‌ای دیگر آن را تمسخرآمیز و توهین‌آمیز تلقی کردند، درباره این هنرمند شناخته‌شده کُرد سخن گفت. یکی از جملات او درباره توانایی ماملی در آوازخواندن و هم‌زمان مسواک‌زدن، موجی از واکنش‌ها را در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت.

اما آنچه پس از آن رخ داد، به‌مراتب نگران‌کننده‌تر از چند جمله نسنجیده یا حتی توهین‌آمیز بود.

گروهی از کسانی که خود را مدافع فرهنگ، هنر و استاد ماملی معرفی می‌کردند، این زن جوان و حتی خانواده‌اش را با رکیک‌ترین کلمات مورد حمله قرار دادند. سیلی از تحقیر، ناسزا و خشونت کلامی به راه افتاد؛ تا جایی که باید پرسید: واقعاً چند نفر از این توهین‌کنندگان دلشان برای محمد ماملی، هنر کُردی و فرهنگ کُردستان سوخته است و چند نفر فقط فرصتی برای تخلیه خشونت و نمایش نوعی قهرمانی مجازی پیدا کرده‌اند؟

کاش کسی روزی همین «مبارزان فیس‌بوکی» را بررسی می‌کرد و می‌پرسید هنگامی که طی دهه‌ها به زبان، هویت، هنرمندان، نویسندگان و شخصیت‌های فرهنگی و سیاسی کُرد توهین شده، چند نفر از آنان چنین خشمگین شده‌اند؟ هنگامی که هنرمندان کُرد سانسور شدند، موسیقی و زبان کُردی محدود شد و بسیاری از صاحبان اندیشه و هنر تحت فشار قرار گرفتند، صدای این خشم مقدس کجا بود؟

آزادی بیان دقیقاً برای سخنی است که ممکن است دوستش نداشته باشیم

من نیز معتقدم حرمت انسان‌ها باید حفظ شود. محمد ماملی بخشی مهم از میراث موسیقی کُردی است و احترام به جایگاه او امری قابل درک و شایسته است. اما احترام به یک هنرمند یک چیز است و تبدیل او به شخصیتی مقدس و فراتر از نقد، طنز و حتی سخنان ناپسند چیز دیگری.

مگر محمد ماملی خدا یا پیامبر بوده است که هیچ‌کس حق نداشته باشد درباره او شوخی کند، حرفی نادرست بزند یا حتی سخنی بگوید که ما از آن بدمان بیاید؟

در جوامع آزاد، هر روز درباره بزرگ‌ترین سیاستمداران، رؤسای جمهور، پادشاهان، نویسندگان، فیلسوفان و هنرمندان جهان مطالب بسیار تندتر، کاریکاتورها و طنزهای گزنده‌تر منتشر می‌شود. ممکن است مردم اعتراض کنند، پاسخ بدهند، نقد کنند یا حتی از گوینده روی برگردانند. این نیز بخشی از آزادی است.

اما فاصله‌ای عظیم میان انتقاد از یک سخن و خواستن بازداشت و خاموش‌کردن گوینده آن وجود دارد.

آزادی بیان فقط برای سخنانی نیست که ما آنها را محترمانه، درست و دلنشین می‌دانیم. اگر فقط سخنان مورد پسند اکثریت آزاد باشند، دیگر نیازی به مفهومی به نام آزادی بیان وجود ندارد.

از سوی دیگر، آزادی بیان به معنای آزادی تهدید، آزار و تحقیر سازمان‌یافته دیگران نیز نیست. همان‌قدر که باید از حق سیران عربی برای بیان نظرش دفاع کرد، باید در برابر کسانی نیز ایستاد که با ناسزا، تهدید و حمله به خانواده او، فضای عمومی را به میدان خشونت تبدیل کردند.

نه توهین و لُمپنیسم مجازی قابل دفاع است و نه بازداشت و سرکوب حکومتی.

جمهوری اسلامی از چه زمانی مدافع ماملی و هنر کُرد شده است؟

بخش دیگر این ماجرا حتی تناقض‌آمیزتر است.

حکومتی که دهه‌ها هنر، موسیقی، آزادی بیان و فعالیت مستقل فرهنگی را محدود کرده و بسیاری از هنرمندان و نویسندگان را با سانسور، ممنوعیت و فشار امنیتی مواجه ساخته است، ناگهان در مقام مدافع حرمت یک هنرمند کُرد ظاهر می‌شود و برای یک ویدیوی شبکه‌های اجتماعی پلیس فتا، دستگاه قضایی و دستور مسدودسازی صفحه را به حرکت درمی‌آورد.

طبق گزارش‌های منتشرشده، فرمانده انتظامی مهاباد اعلام کرده است که با واکنش و گلایه شماری از فعالان فرهنگی، موضوع با «دستور ویژه» توسط پلیس فتا پیگیری شده است.

این سرعت عمل پرسش‌برانگیز است.

چرا دستگاهی که در بسیاری از موارد تهدید علیه زنان، خشونت خانگی، زن‌کشی و تعرض به حقوق شهروندان چنین سرعت و حساسیتی از خود نشان نمی‌دهد، برای یک ویدیوی توهین‌آمیز در شبکه‌های اجتماعی به سرعت وارد میدان می‌شود؟

در همان روزها گزارش‌هایی از قتل زنان کُرد، از جمله آتوسا جعفری در سنندج و لطیفه محمدزاده در سقز، منتشر شده است.

مقایسه این پرونده‌ها به معنای بی‌اهمیت دانستن حیثیت افراد نیست؛ پرسش درباره تناسب و اولویت‌هاست. وقتی برای چند جمله در اینستاگرام دستگاه قضایی می‌تواند با سرعت بازداشت کند و یک صفحه شخصی را از دسترس خارج کند، چرا حمایت پیشگیرانه از زنانی که با تهدید واقعی علیه جان خود مواجه‌اند، همچنان چنین ضعیف است؟

مخالفت با سخن او، مجوز تحقیر او نیست

ممکن است من یا هر فرد دیگری سخنان سیران عربی را نپسندیم. ممکن است آن را بی‌موقع، بی‌احترامی یا حتی توهین تلقی کنیم. حق داریم آن را نقد کنیم و بگوییم چنین سخنی درباره یک هنرمند محبوب پسندیده نبوده است.

اما این حق را نداریم که به همین دلیل شخصیت او را نابود کنیم، خانواده‌اش را مورد ناسزا قرار دهیم، برایش درخواست بازداشت کنیم و از بسته‌شدن صدایش استقبال کنیم.

مهم‌تر آنکه او پیش از بازداشت، ویدیو را حذف کرده و عذرخواهی کرده بود.

اگر حتی حذف محتوا و عذرخواهی نیز نتواند جلوی ماشین مجازات و انتقام‌گیری اجتماعی را بگیرد، دیگر مسئله «دفاع از ماملی» نیست؛ مسئله تبدیل جامعه به دادگاهی است که در آن هر کس می‌تواند برای دیگری حکم صادر کند.

این همان فرهنگی است که در نهایت به سود حکومت‌های سرکوبگر تمام می‌شود؛ زیرا جامعه پیش از آنکه حکومت دهان مخالف را ببندد، خود به پلیس اندیشه و رفتار یکدیگر تبدیل می‌شود.

از خانواده ماملی انتظار دارم صدای آزادی باشند

در این میان، من از خانواده محترم استاد محمد ماملی و به‌ویژه کاک عزیز ماملی انتظار دارم که در برابر ادامه بازداشت و سرکوب این زن جوان موضعی روشن اتخاذ کنند.

کاک عزیز ماملی، به‌عنوان فردی حقوق‌دان که سال‌ها در اروپا و در فضای حقوقی و اجتماعی جوامع آزاد زندگی کرده است، بهتر از بسیاری می‌داند که دفاع از اعتبار یک هنرمند هرگز نباید به معنای تأیید زندانی‌کردن کسی به خاطر چند جمله باشد.

صدای خانواده ماملی در دفاع از آزادی سیران عربی می‌تواند بیش از هر چیز نشان دهد که میراث محمد ماملی، میراث زندان، انتقام و خفه‌کردن صداهای ناخوشایند نیست.

چه زیباتر خواهد بود اگر خانواده این هنرمند بزرگ کُرد اعلام کنند:

می‌توان از سخنی رنجید، می‌توان آن را محکوم کرد و می‌توان خواهان عذرخواهی شد؛ اما هیچ انسانی نباید به دلیل چند کلمه و یک ویدیوی شبکه‌های اجتماعی از آزادی خود محروم شود.

جامعه کُردستان به آزادی نیاز دارد، نه تقدس‌سازی

من به‌عنوان یک کُرد و کسی که خود را طرفدار فرهنگ و هنر کُرد می‌داند، از موج توهین‌های رکیک، تحقیر و حمله به سیران عربی و خانواده‌اش اعلام انزجار می‌کنم و در عین حال با بازداشت، تعقیب قضایی نامتناسب و مسدودکردن رسانه شخصی او مخالفم.

دفاع از فرهنگ کُردی با ناسزا گفتن به یک زن جوان ممکن نمی‌شود.

دفاع از محمد ماملی با پلیس فتا و زندان معنا پیدا نمی‌کند.

و دفاع از هویت کُردی نیز با ساختن بت‌هایی که هیچ‌کس حق شوخی، نقد یا سخن گفتن درباره آنها را ندارد، سازگار نیست.

جامعه‌ای که برای آزادی خود مبارزه می‌کند، باید آزادی را نخست در درون خودش تمرین کند؛ آزادی مخالف، آزادی منتقد و حتی آزادی کسی که سخنش را نادرست، تلخ یا توهین‌آمیز می‌دانیم.

امروز مسئله فقط سیران عربی نیست.

مسئله این است که آیا می‌خواهیم جامعه‌ای بسازیم که در آن یک جمله نسنجیده با نقد و گفت‌وگو پاسخ داده شود، یا جامعه‌ای که در آن یک موج خشم مجازی کافی باشد تا پلیس و دادگاه وارد شوند و یک انسان از آزادی و صدایش محروم شود؟

من در این انتخاب در کنار آزادی بیان، آزادی فردی و حق انسان برای اشتباه‌کردن، عذرخواهی‌کردن و ادامه‌دادن زندگی‌اش می‌ایستم.

سیران عربی را می‌توان نقد کرد؛ اما جای او در زندان نیست.

محمدرضا اسکندری
روزنامه‌نگار و فعال سیاسی و مدنی کُرد
۲ شهریور ۱۴۰۵