
آیا عصر «کردستان مسلح» به پایان رسیده است؟
از انحلال پکک و ادغام قسد تا خروج نیروهای غربی از اقلیم؛ آیا ترکیه برنده بزرگ بازی جدید خاورمیانه است؟
تحلیل | رادیو ژیار
در خاورمیانه مجموعهای از تحولات در حال وقوع است که در ظاهر ارتباط مستقیمی با یکدیگر ندارند، اما اگر آنها را کنار هم قرار دهیم، تصویری تازه از آینده مسئله کُرد در منطقه شکل میگیرد.
روند صلح میان ترکیه و حزب کارگران کُردستان (پکک) و تصمیم این حزب برای پایان مبارزه مسلحانه و انحلال، ادغام نیروهای سوریه دموکراتیک (قسد) در ساختار دولت سوریه، پایان مأموریت نظامی آلمان در اقلیم کردستان و کاهش تدریجی حضور نظامی ائتلاف به رهبری آمریکا در عراق، همگی میتوانند نشانه یک تغییر بزرگ باشند:
آیا خاورمیانه در حال عبور از دوران نیروهای مسلح غیردولتی و حرکت به سمت تمرکز دوباره قدرت نظامی در دولتهای مرکزی است؟
و اگر چنین باشد، مهمترین پرسش برای کُردها این است:
آیا این روند به معنای پایان یک رؤیای تاریخی است یا آغاز شکل تازهای از مبارزه سیاسی؟
پکک؛ پایان یک جنگ چهار دههای؟
یکی از مهمترین تحولات این روند، مسئله پکک و ترکیه است.
عبدالله اوجالان، رهبر زندانی پکک، در فوریه ۲۰۲۵ خواستار پایان مبارزه مسلحانه و انحلال این حزب شد. چند ماه بعد، پکک نیز اعلام کرد که تصمیم به انحلال و پایان مبارزه مسلحانه گرفته است.
این روند در سال ۲۰۲۶ وارد مرحله جدیدی شد و پارلمان ترکیه در اوت ۲۰۲۶ چارچوب قانونی لازم برای پیشبرد روند صلح، خلع سلاح و ادغام سیاسی نیروهای مرتبط با پکک را تصویب کرد.
این تحول را نمیتوان صرفاً یک توافق امنیتی میان آنکارا و پکک دانست.
اگر این روند موفق شود، یکی از طولانیترین درگیریهای مسلحانه خاورمیانه وارد مرحلهای خواهد شد که در آن مسئله کُرد باید از مسیر سیاست، پارلمان و حقوق مدنی دنبال شود.
اما اینجا یک خطر اساسی وجود دارد:
پایان جنگ مسلحانه لزوماً به معنای حل مسئله کُرد نیست.
اگر در مقابل خلع سلاح، اصلاحات سیاسی، تضمین حقوق شهروندی، آزادی فعالیت سیاسی و به رسمیت شناختن حقوق فرهنگی و زبانی کردها قرار نگیرد، ممکن است تنها شکل بحران تغییر کند.
سوریه؛ قسد از ارتش مستقل به بخشی از دولت
در سوریه نیز تحولی تاریخی در حال وقوع است.
قسد طی سالهای گذشته مهمترین شریک زمینی آمریکا در مبارزه با داعش بود و با حمایت نظامی و سیاسی واشنگتن توانست کنترل بخش بزرگی از شمال و شرق سوریه را در اختیار داشته باشد.
اما شرایط تغییر کرده است.
در اوت ۲۰۲۶، قسد ساختار نظامی مستقل خود را منحل و روند ادغام نیروهایش در ساختار دولت سوریه را آغاز کرد.
این اتفاق برای ترکیه یک تحول بسیار مهم است.
آنکارا سالها قسد را تهدیدی امنیتی و مرتبط با پکک میدانست و خواهان پایان ساختار نظامی مستقل این نیرو در مرزهای خود بود.
اکنون چیزی که ترکیه سالها برای آن فشار میآورد، در حال تحقق است:
یک سوریه با ارتش واحد و بدون یک نیروی نظامی کُرد مستقل.
اما این پایان نقش سیاسی کردها در سوریه نیست.
اگر رهبران و نیروهای سابق قسد بتوانند در ساختار سیاسی جدید سوریه جایگاه مناسبی پیدا کنند و حقوق فرهنگی و سیاسی کردها تضمین شود، ممکن است این تحول را نه شکست، بلکه انتقال قدرت از حوزه نظامی به حوزه سیاسی دانست.
خروج غرب از اقلیم؛ پایان یک دوره؟
در اقلیم کردستان عراق نیز نشانههای تغییر دیده میشود.
آلمان پس از سالها آموزش و پشتیبانی از نیروهای پیشمرگه، در اوت ۲۰۲۶ مأموریت نظامی خود در اقلیم را پایان داد.
همزمان، روند خروج نیروهای ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا از عراق وارد مرحله نهایی شده است.
البته خروج نیروهای غربی به معنای قطع کامل روابط سیاسی و امنیتی غرب با اقلیم نیست.
اما پیام سیاسی آن روشن است:
دوران حضور نظامی گسترده غرب در عراق و اقلیم کردستان در حال پایان است.
این تحول میتواند برای اقلیم کردستان اهمیت زیادی داشته باشد؛ زیرا حضور نیروهای غربی طی سالهای گذشته یکی از مهمترین عوامل ایجاد توازن میان اربیل، بغداد و بازیگران منطقهای بوده است.
اکنون با کاهش این حضور، مسئولیت امنیتی اقلیم بیش از گذشته بر دوش خود اقلیم و دولت مرکزی عراق قرار خواهد گرفت.
پیشمرگه؛ آیا نوبت عراق است؟
در اینجا یک سؤال مهم مطرح میشود:
آیا سرنوشت پیشمرگه نیز به سمت همان مسیری میرود که قسد طی کرد؟
پاسخ هنوز روشن نیست.
پیشمرگه با قسد تفاوت اساسی دارد. نیروهای پیشمرگه بخشی از ساختار رسمی اقلیم کردستان هستند و موجودیت اقلیم نیز در چارچوب قانون اساسی عراق به رسمیت شناخته شده است.
اما یک مشکل قدیمی همچنان وجود دارد:
پیشمرگه هنوز کاملاً از ساختارهای حزبی جدا نشده است.
سالهاست تلاشهایی برای یکپارچهسازی نیروهای پیشمرگه و ایجاد یک نیروی نظامی واحد زیر نظر وزارت پیشمرگه در جریان است.
کاهش حضور نیروهای خارجی میتواند این روند را سرعت ببخشد.
در نهایت، ممکن است فشار بغداد و حتی برخی کشورهای غربی برای تبدیل پیشمرگه به یک نیروی نظامی واحد و رسمی افزایش پیدا کند.
اما تفاوت اساسی اینجاست:
ادغام پیشمرگه در ساختار رسمی عراق الزاماً به معنای انحلال اقلیم کردستان نیست.
مسئله اصلی، میزان استقلال امنیتی اقلیم در آینده است.
آیا آمریکا دوباره متحدان کُرد خود را تنها گذاشته است؟
این پرسش در میان بسیاری از کُردها مطرح است.
تاریخ معاصر خاورمیانه نمونههای متعددی از تغییر سیاست آمریکا در قبال متحدان کُرد دارد.
اما باید یک واقعیت را پذیرفت:
آمریکا هیچگاه رسماً تعهدی دائمی برای ایجاد یک دولت مستقل کُردی نداده است.
واشنگتن زمانی که داعش تهدید اصلی منطقه بود، به پیشمرگه و قسد نیاز داشت.
اما اکنون اولویتهای آمریکا تغییر کرده است.
در چنین شرایطی، رابطه با نیروهای کُرد نیز تغییر میکند.
بنابراین شاید بهتر باشد به جای اینکه بگوییم «آمریکا کُردها را رها کرده»، بگوییم:
آمریکا در حال تغییر نوع رابطه خود با متحدان کُرد است.
این تغییر ممکن است برای کُردهایی که به حمایت نظامی آمریکا بهعنوان یک تضمین بلندمدت نگاه میکردند، بسیار نگرانکننده باشد.
اما برای واشنگتن، مسئله اصلی همچنان منافع امنیتی و ژئوپلیتیکی خود این کشور است.
ترکیه؛ برنده بزرگ تحولات جدید؟
اگر تمام این اتفاقات را کنار هم قرار دهیم، ترکیه احتمالاً یکی از بزرگترین برندگان این مرحله است.
آنکارا سالها با سه پرونده مهم مواجه بود:
پکک در داخل ترکیه، قسد در سوریه و احتمال تقویت ساختارهای مستقل کُردی در منطقه.
اکنون در هر سه پرونده تغییرات مهمی رخ داده است.
پکک به سمت پایان مبارزه مسلحانه حرکت کرده است.
قسد ساختار نظامی مستقل خود را کنار گذاشته است.
حضور نظامی غرب در عراق و اقلیم در حال کاهش است.
و دولت مرکزی سوریه نیز در حال بازگرداندن کنترل نظامی و سیاسی خود بر مناطق سابقاً تحت کنترل نیروهای کُرد است.
از نگاه امنیتی ترکیه، این تحولات یک موفقیت بزرگ است.
اما یک نکته مهم وجود دارد:
پایان مبارزه مسلحانه به معنای پایان سیاست کُردی نیست.
ممکن است ترکیه از یک «مسئله امنیتی کُردی» وارد مرحلهای از یک «مسئله سیاسی کُردی» شود.
و حل مسئله سیاسی ممکن است در بلندمدت دشوارتر از شکست یک گروه مسلح باشد.
آیا منطقه به سمت «یک دولت، یک ارتش» میرود؟
اگر تحولات ترکیه، سوریه و عراق را کنار هم بگذاریم، یک الگوی مشترک دیده میشود.
در مدل قدیمی:
گروه مسلح کُرد → کنترل سرزمینی → حمایت خارجی → مذاکره با دولت مرکزی
اما مدل جدید به سمت این ساختار حرکت میکند:
دولت مرکزی → ارتش واحد → فعالیت سیاسی کُردها در چارچوب دولت
سوریه اکنون در حال آزمایش این مدل است.
ترکیه در حال تلاش برای انتقال مسئله پکک از میدان نظامی به سیاست است.
و عراق نیز با مسئله یکپارچهسازی پیشمرگه مواجه است.
این روند اگر ادامه پیدا کند، میتواند یکی از بزرگترین تغییرات امنیتی در خاورمیانه طی چند دهه گذشته باشد.
آیا رؤیای دولت کُردی به پایان رسیده است؟
پاسخ را نمیتوان ساده کرد.
اگر منظور از رؤیای کُردی، تشکیل یک دولت مستقل از طریق مبارزه مسلحانه و اتکا به حمایت قدرتهای خارجی باشد، تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که این مسیر با موانع بسیار بزرگی روبهروست.
قدرتهای بزرگ در مقاطع مختلف از نیروهای کُرد استفاده کردهاند، اما زمانی که منافع آنها تغییر کرده، حمایت نظامی خود را نیز تغییر دادهاند.
تجربه همهپرسی استقلال اقلیم کردستان در سال ۲۰۱۷ نمونه روشنی از این واقعیت بود.
اما اگر «رؤیای کُردی» را به معنای دستیابی به حقوق سیاسی، خودمختاری، زبان، فرهنگ، مشارکت برابر در قدرت و حق تعیین سرنوشت بدانیم، مسئله همچنان زنده است.
در واقع ممکن است رؤیا تغییر شکل دهد.
از «کردستان مسلح» به «کردستان سیاسی»
شاید مهمترین تحول پیش روی جنبشهای کُردی همین باشد.
نسل جدید سیاست کُردی ممکن است مجبور شود قدرت خود را نه با تعداد نیروهای مسلح، بلکه با قدرت سیاسی، نهادهای مدنی، اقتصاد، انتخابات، دیپلماسی و مشارکت اجتماعی تعریف کند.
این میتواند یک فرصت تاریخی باشد.
پایان جنگ میتواند جان انسانها را حفظ کند، اقتصاد مناطق کُردنشین را تقویت کند و امکان فعالیت سیاسی گستردهتر را فراهم آورد.
اما خطر بزرگی نیز وجود دارد.
اگر دولتهای مرکزی فقط خواهان خلع سلاح کُردها باشند و در مقابل حاضر به پذیرش حقوق سیاسی و فرهنگی آنان نباشند، صلح شکننده خواهد بود.
به بیان ساده:
خلع سلاح میتواند آغاز صلح باشد؛ اما خودِ صلح نیست.
سه سناریو برای آینده
۱. صلح واقعی و گذار به سیاست
پکک کاملاً از مبارزه مسلحانه خارج میشود، ترکیه اصلاحات سیاسی را پیش میبرد، کردهای سوریه در ساختار سیاسی سوریه جایگاه مشخص پیدا میکنند و اقلیم کردستان نیز ساختار نظامی خود را یکپارچه میکند.
در این حالت، منطقه وارد عصر جدیدی خواهد شد:
کُردها بدون ارتش مستقل، اما با قدرت سیاسی بیشتر.
۲. پایان سلاح، بدون حل مسئله
ممکن است گروههای مسلح منحل شوند، اما مطالبات سیاسی و فرهنگی پاسخ مناسبی دریافت نکنند.
در این صورت، جنگ پایان مییابد اما نارضایتی باقی میماند.
چنین وضعیتی میتواند در آینده زمینه بحرانهای جدید را فراهم کند.
۳. بازگشت رقابت قدرتهای منطقهای
اگر رقابت میان آمریکا، ترکیه، ایران، روسیه و دولتهای مرکزی دوباره تشدید شود، احتمال دارد نیروها و احزاب کُرد بار دیگر به ابزار رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شوند.
در چنین شرایطی، تجربه تاریخی یک هشدار جدی برای کُردها دارد:
هیچ قدرت خارجی دوست دائمی ندارد؛ منافع دولتها تغییر میکند.
جمعبندی؛ پایان کردستان یا پایان یک مدل؟
آنچه امروز در خاورمیانه اتفاق میافتد را نباید صرفاً شکست یا پیروزی یک طرف دانست.
ممکن است شاهد پایان یک مدل تاریخی از سیاست کُردی باشیم.
مدلی که در آن اسلحه، کوه، منطقه تحت کنترل و حمایت خارجی ابزارهای اصلی قدرت بودند.
مدل جدید ممکن است بر سیاست، انتخابات، نهادهای مدنی، اقتصاد و مذاکره استوار باشد.
پکک در حال کنار گذاشتن مبارزه مسلحانه است.
قسد دیگر نیروی نظامی مستقل سابق نیست.
نیروهای غربی در حال کاهش حضور خود در عراق و اقلیم هستند.
و پیشمرگه نیز با فشار برای یکپارچهشدن و حرفهایشدن مواجه است.
در این میان، ترکیه بیش از هر زمان دیگری به هدف دیرینه خود، یعنی کاهش تهدید نیروهای مسلح کُرد در مرزهایش، نزدیک شده است.
اما این پایان مسئله کُرد نیست.
مسئله اصلی از این پس این خواهد بود که آیا دولتهای منطقه حاضرند حقوق سیاسی و فرهنگی کُردها را به همان اندازهای که خواهان پایان نیروهای مسلح آنان هستند، به رسمیت بشناسند یا نه.
اگر چنین شود، شاید آنچه امروز شکست به نظر میرسد، در آینده به یک گذار تاریخی از مبارزه مسلحانه به سیاست تبدیل شود.
اما اگر تنها سلاح کنار گذاشته شود و مطالبات سیاسی باقی بماند، تاریخ احتمالاً هنوز آخرین فصل خود را درباره مسئله کُرد ننوشته است.
شاید رؤیای کردستان نمرده باشد؛ شاید تنها سلاح خود را کنار گذاشته و وارد میدان دیگری شده باشد.
kurdistan-pkk-sdf-iraq-turkey-future
