یک پرسش ساده: کردها در برابر زمین گذاشتن سلاح و عقب‌نشینی سیاسی، دقیقاً چه به دست آورده‌اند؟

کوردانه | محمدرضا اسکندری

آقای ابدانان،

شما از «صلح و آشتی» سخن می‌گویید و منتقدان این روند را با عنوان‌هایی چون «دشمنان آزادی ملت کرد» معرفی می‌کنید. اما اجازه دهید یک پرسش صریح، اساسی و در عین حال ساده از شما مطرح کنم:

کاری که «پارتی» در آن سال‌ها انجام می‌داد، چه تفاوت بنیادی با مسیری دارد که امروز عبدالله اوجالان در تعامل با رجب طیب اردوغان و دولت باغچه‌لی در پیش گرفته است؟

اگر قرار باشد هر مذاکره و توافق سیاسی را صرفاً «صلح» بنامیم، ابتدا باید روشن شود که در این معامله سیاسی، سهم و دستاورد واقعی مردم کرد چیست؟

شما دقیقاً از کدام صلح سخن می‌گویید؟

صلح فقط به معنای زمین گذاشتن سلاح از سوی یک طرف نیست. صلح زمانی معنا پیدا می‌کند که در برابر پایان مبارزه مسلحانه، حقوق، آزادی، امنیت، کرامت سیاسی و آینده یک ملت نیز به‌صورت روشن و قابل تضمین تأمین شود.

اما آنچه تاکنون دیده‌ایم، بیش از آنکه به یک توافق متوازن و دوجانبه شباهت داشته باشد، به خلع سلاح و عقب‌نشینی یک‌طرفه شبیه است: یک طرف باید سلاح خود را کنار بگذارد، ساختار نظامی‌اش را منحل کند و از بخشی از مطالبات پیشین خود عقب‌نشینی کند؛ در حالی که طرف مقابل همچنان می‌تواند همان ادبیات امنیتی و «تروریستی» را حفظ کرده و چارچوب و قواعد بازی را خود تعیین کند.

بنابراین پرسش من بسیار روشن است:

کردها در برابر این همه امتیاز، دقیقاً چه چیزی به دست آورده‌اند؟

آیا حقوق ملی و دموکراتیک مردم کرد به‌صورت قانونی و الزام‌آور تضمین شده است؟

آیا برای آزادی و فعالیت سیاسی رهبران کرد تضمین مشخصی وجود دارد؟

آیا وضعیت عبدالله اوجالان به‌طور واقعی و بنیادین تغییر کرده است؟

آیا رهبران، کادرها و نیروهای PKK دیگر با همان برچسب‌های امنیتی و «تروریستی» روبه‌رو نخواهند شد؟

آیا برای بازگشت، فعالیت سیاسی و زندگی عادی اعضای این سازمان سازوکار حقوقی روشنی تعیین شده است؟

و مهم‌تر از همه:

کدام ماده، کدام قانون و کدام تضمین سیاسی، آینده مردم کرد و حقوق جمعی آنان را تضمین می‌کند؟

اگر برای این پرسش‌ها پاسخ روشن و مستندی وجود ندارد، نباید واژه زیبای «صلح» را به پوششی برای پنهان کردن یک واقعیت سیاسی تبدیل کرد.

شما در نوشته خود می‌گویید «دشمنان آزادی ملت کرد» از این روند ناراضی‌اند. اما منتقد بودن با دشمن آزادی بودن تفاوتی بنیادین دارد.

کسی که می‌پرسد «کردها در این معامله چه به دست آورده‌اند؟» الزاماً دشمن کرد یا مخالف صلح نیست؛ چه‌بسا دقیقاً به این دلیل چنین پرسشی مطرح می‌کند که نمی‌خواهد تاریخ بار دیگر با نام‌هایی زیبا، اما با نتایجی تلخ تکرار شود.

اگر قرار باشد هر منتقدی را «دشمن آزادی کرد» بنامیم، دیگر چه کسی می‌تواند درباره اشتباهات، خطرها، هزینه‌ها و پیامدهای یک روند سیاسی هشدار دهد؟

اگر واقعاً این روند یک «صلح تاریخی» است، چرا باید از پرسش‌های جدی درباره توازن قدرت، تضمین حقوق کردها و آینده سیاسی آنان هراس داشت؟

صلحی که نتواند در برابر پرسش و نقد مقاومت کند، بیش از آنکه یک توافق تاریخی باشد، به یک روایت سیاسی نیازمند دفاع دائمی شباهت دارد.

تا این لحظه، آنچه برای من قابل مشاهده است این است که اردوغان و باغچه‌لی توانسته‌اند این روند را تا حد زیادی در چارچوبی پیش ببرند که خود تعریف کرده‌اند. بنابراین کاملاً طبیعی و مشروع است که پرسیده شود:

برنده واقعی این معامله چه کسی است؟

من با صلح مخالف نیستم؛ برعکس، پایان خشونت و جنگ باید آرزوی هر انسان آزادی‌خواهی باشد. اما با صلحی مخالفم که در آن یک طرف هزینه بدهد و طرف دیگر دستاورد سیاسی، امنیتی و راهبردی کسب کند.

صلح واقعی باید دوطرفه باشد.

خلع سلاح یک طرف به‌تنهایی صلح نیست.

سکوت یک طرف صلح نیست.

عقب‌نشینی یک‌طرفه صلح نیست.

و پذیرفتن شروط طرف قدرتمندتر، بدون تضمین روشن و الزام‌آور برای حقوق مردم کرد، نمی‌تواند «دستاورد تاریخی» نامیده شود.

صلح زمانی تاریخی است که بتوان نشان داد مردم کرد پس از آن از حقوق، آزادی، امنیت و جایگاهی برخوردار شده‌اند که پیش از آن نداشته‌اند.

آقای ابدانان،

به‌جای متهم کردن منتقدان، بهتر است به همین پرسش ساده و بنیادین پاسخ دهید:

در این «صلح»، کردها دقیقاً چه چیزی به دست آورده‌اند که پیش از آن نداشتند؟

اگر پاسخ روشن، مستند و قابل اندازه‌گیری برای این پرسش وجود دارد، آن را ارائه کنید. بگویید کدام حق به رسمیت شناخته شده، کدام قانون تغییر کرده، کدام تضمین داده شده و کدام محدودیت علیه مردم و نیروهای سیاسی کرد برداشته شده است.

اما اگر چنین پاسخ روشنی وجود ندارد، باید به منتقدان نیز حق داد که بگویند آنچه تاکنون دیده‌اند، بیش از آنکه به یک صلح عادلانه و پایدار شباهت داشته باشد، به عقب‌نشینی و تسلیم یک‌طرفه با نام صلح شبیه است.

تاریخ کردها بیش از اندازه پرهزینه بوده است که امروز نیز تنها با واژه‌های زیبا قانع شویم.

صلحی که آزادی، حقوق و آینده مردم کرد را تضمین نکند، هر نامی که بر آن بگذارند، صلح واقعی نیست.