کوردانه: محمدرضا اسکندری:جای گرفتن در قلب مردم، عنوانی نیست که با فرمان، قدرت، مقام یا تبلیغات به دست آید. چنین جایگاهی حاصل سالها حضور در کنار مردم، شریک شدن در شادی و اندوه آنان، ایستادن در روزهای سخت و نترسیدن از هزینهای است که این همراهی ممکن است در پی داشته باشد.
سید فرزاد افضلی شاهابراهیمی، فرزند سید قاسم افضلی، از سادات و چهرههای شناختهشده جامعه کورد یارسان در کرند و منطقه دالاهو، از جمله کسانی است که جایگاه اجتماعی و مذهبی خود را از همین مسیر به دست آورده است.
برای بسیاری از مردم منطقه، او تنها یک شخصیت مذهبی نیست؛ بلکه چهرهای است که در لحظات دشوار در کنار آنان ایستاده، در سوگ عزیزانشان حضور یافته و حاضر نشده است به دلیل فشار و تهدید از مردمی که به او اعتماد دارند فاصله بگیرد.
بنا بر اطلاعات رسیده از منابع محلی در کرند و دالاهو، در روزهای اخیر فشار نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی بر سید فرزاد افضلی شاهابراهیمی افزایش یافته است. احضار و فراخواندن او، تماسهای تلفنی ناشناس، هشدار و تهدید، و بنا بر همین گزارشها اعمال فشار بر شماری از اعضای خانوادهاش، نگرانیها درباره احتمال بازداشت یا تلاش برای وادار کردن او به سکوت را افزایش داده است.
هنوز همه جزئیات این فشارها به شکل مستقل قابل راستیآزمایی نیست، اما تکرار گزارشهای محلی و نگرانی نزدیکان او ایجاب میکند وضعیت امنیتی وی با دقت دنبال و ثبت شود.
چرا سید فرزاد زیر فشار قرار گرفته است؟
آنچه موجب حساسیت دستگاههای امنیتی نسبت به سید فرزاد شده، ظاهراً تنها یک سخنرانی، یک نامه یا یک مراسم مشخص نیست. مسئله اصلی، مجموعه رفتارهایی است که نشان میدهد او نمیخواهد از مسئولیت اجتماعی و مذهبی خود در برابر جامعهای که به او اعتماد دارد عقبنشینی کند.
در ماههای گذشته، سید فرزاد در مراسم تشییع، ختم و چهلم شماری از جانباختگان کورد یارسان حضور داشته و با خانوادههای آنان همدردی کرده است. او همچنین بر حق خانوادههای داغدار برای سوگواری، حفظ یاد عزیزانشان و برخورداری از احترام و امنیت تأکید کرده است.
از جمله نامهایی که در این ارتباط مطرح شدهاند، ملیکا دستیاب و همچنین دو برادر کورد یارسان، میثم و مجتبی ویسی، هستند.
حضور سید فرزاد در مراسم میثم و مجتبی ویسی برای بسیاری از مردم تنها یک حضور تشریفاتی نبود.
در روایتهایی که از آن مراسم نقل شده است، پدر این دو جوان هنگامی که سید فرزاد را در آن شرایط سخت در کنار خانواده خود دید، گفت:
«وقتی سید فرزاد را دیدم، احساس قدرت کردم.»
همین جمله کوتاه شاید بیش از هر توضیح دیگری جایگاه سید فرزاد را در میان بخشی از جامعه یارسان نشان دهد. در شرایطی که خانوادهای فرزندان خود را از دست داده است، حضور یک چهره مذهبی و اجتماعی میتواند به معنای این باشد که آنان تنها نماندهاند.
سید فرزاد نیز در همان فضا بر اصلی ساده اما انسانی تأکید کرد:
ما باید در روزهای سخت از یکدیگر حمایت کنیم و یکدیگر را تنها نگذاریم.
این سخن نه جرم است و نه تهدیدی علیه جامعه. این یکی از ابتداییترین اصول اخلاقی و انسانی است.
جمخانه باید خانه ایمان بماند، نه ابزار تبلیغات حکومتی
محور دیگر اختلاف سید فرزاد با مقامها و نهادهای حکومتی، مسئله استقلال جمخانهها و اماکن مقدس یارسان است.
طبق گزارشهای محلی، در مقاطعی تلاش شده است برخی برنامهها و مراسمهای رسمی و حکومتی در جمخانهها و اماکن مقدس یارسان برگزار شود. سید فرزاد با چنین اقداماتی مخالفت کرده و بر این اصل ایستاده است که مکان مقدس یارسان نباید به ابزاری برای تبلیغات سیاسی حکومت تبدیل شود.
گفته میشود او در یکی از موارد، در برابر تلاش برای برگزاری مراسمی مرتبط با علی خامنهای در اماکن مذهبی یارسان موضع گرفته و تأکید کرده است که جمخانه باید استقلال و حرمت مذهبی خود را حفظ کند.
این موضع را نباید به عنوان یک «تهدید امنیتی» تفسیر کرد.
حق یک جامعه مذهبی برای حفظ استقلال عبادتگاههای خود، تعیین شیوه اداره اماکن مقدس و جلوگیری از بهرهبرداری سیاسی از آنها، بخشی از آزادی دین و عقیده است.
تبدیل چنین اختلافی به یک پرونده امنیتی، خود نشانهای نگرانکننده از محدودیت آزادی مذهبی است.
حضور در کنار خانوادههای جانباختگان جرم نیست
حق سوگواری یکی از ابتداییترین حقوق انسانی است.
هیچ خانوادهای نباید برای برگزاری مراسم فرزند، خواهر، برادر یا بستگان خود با تهدید، فشار یا کنترل امنیتی مواجه شود. همچنین هیچ روحانی، سید، شخصیت مذهبی یا فعال اجتماعی نباید صرفاً به دلیل شرکت در مراسم سوگواری و ابراز همدردی با خانوادههای داغدار تحت تعقیب قرار گیرد.
اگر گزارشهای مربوط به فشار بر سید فرزاد به دلیل حضور او در چنین مراسمهایی صحیح باشد، این موضوع فقط مسئله شخص او نیست.
این مسئله مستقیماً با آزادی بیان، آزادی مذهب، حق تجمع مسالمتآمیز، حق سوگواری و حق برخورداری از امنیت فردی و خانوادگی ارتباط پیدا میکند.
فشار بر اعضای خانواده نیز، اگر صحت داشته باشد، نگرانی بیشتری ایجاد میکند. مسئولیت هر فرد، صرفاً متوجه خود اوست و خانواده نباید به ابزاری برای وارد کردن فشار روانی یا سیاسی تبدیل شود.
سایه شاه تیمور بانیاران
کسانی که سید فرزاد را از نزدیک میشناسند، میگویند او شاه تیمور بانیاران را یکی از الگوهای معنوی و اخلاقی خود میداند؛ شخصیتی که در حافظه تاریخی یارسان با ایستادن در کنار مردم و تنها نگذاشتن آنان در سختترین لحظات شناخته میشود.
در روزهای مربوط به مراسم میثم و مجتبی ویسی، برخی به سید فرزاد هشدار داده بودند که حضورش ممکن است برای او هزینه سنگینی داشته باشد. حتی کسانی گفته بودند که اگر اتفاقی برای او بیفتد، نام او نیز در حافظه تاریخی یارسان در کنار کسانی چون شاه تیمور باقی خواهد ماند.
اما هیچ انسانی نباید برای تبدیل شدن به نماد، جان خود را از دست بدهد.
جامعه به «شهید» تازه نیاز ندارد؛ جامعه به انسانهای زندهای نیاز دارد که بتوانند سخن بگویند، از مردم دفاع کنند، مراسم مذهبی خود را آزادانه برگزار کنند و بدون ترس در کنار خانوادههای داغدار بایستند.
سید فرزاد باید زنده بماند و آزاد باشد.
او نباید به شعر مرگ تبدیل شود؛ باید بتواند صدای زندگی باشد.
با این همه، تاریخ مردم زاگرس نشان داده است که اگر صاحبان قدرت صدایی را به زور خاموش کنند، همان صدا گاه بلندتر از گذشته در حافظه جمعی باقی میماند.
نامها به روایت تبدیل میشوند، روایتها به شعر، و شعرها با صدای تنبور از نسلی به نسل دیگر میرسند.
یارسان بخشی اصیل از این سرزمین است
در اینجا لازم میدانم سخنی کاملاً شخصی بگویم.
من شیعهام و در خانوادهای شیعه بزرگ شدهام.
اما باور مذهبی من هرگز نمیتواند مانعی باشد که درد مردم یارسان را نبینم یا نسبت به حقوق آنان سکوت کنم.
قلب من برای سید فرزادها و برای همه زنان و مردان یارسان میتپد.
من مردم یارسان را نه «اقلیتی بیگانه»، بلکه از صاحبان تاریخی و ریشهدار این سرزمین میدانم؛ مردمی که فرهنگ، موسیقی، آیین، ادبیات، حافظه تاریخی و زندگی آنان قرنها با زاگرس درآمیخته است.
یارسان نیازمند ترحم نیست.
یارسان صاحب حق است.
حق دارد باور خود را آزادانه زندگی کند.
حق دارد جمخانه خود را مستقل نگاه دارد.
حق دارد مراسم مذهبی خود را بدون دخالت سیاسی برگزار کند.
حق دارد برای جانباختگان خود سوگواری کند.
حق دارد سخن بگوید.
و چهرههای مذهبی و اجتماعی آن حق دارند بدون ترس در کنار مردم خود بایستند.
دفاع از حقوق یارسان، دفاع از یک مذهب خاص نیست؛ دفاع از آزادی انسان است.
مسئولیت حکومت در قبال امنیت سید فرزاد
در شرایطی که گزارشهایی درباره تهدید، احضار و فشار بر سید فرزاد افضلی شاهابراهیمی و خانوادهاش منتشر شده است، مسئولیت مستقیم حفاظت از جان و امنیت او بر عهده حکومت و نهادهای رسمی جمهوری اسلامی است.
از این لحظه، هرگونه بازداشت خودسرانه، ناپدیدشدن، آسیب جسمی یا حادثه مشکوک برای وی باید با حساسیت کامل مورد بررسی قرار گیرد.
دستگاههای امنیتی نمیتوانند از یک سو فردی را تهدید و احضار کنند و از سوی دیگر نسبت به امنیت او اظهار بیاطلاعی کنند.
به همین دلیل ثبت تماسها، احضارها، تهدیدها، فشار بر خانواده و هرگونه اقدام امنیتی علیه سید فرزاد اهمیت ویژهای دارد.
سازمانهای حقوق بشری، رسانهها، فعالان مدنی و نهادهای مدافع آزادی مذهب نیز باید وضعیت او را با دقت دنبال کنند.
سخن آخر
موضوع سید فرزاد افضلی شاهابراهیمی فراتر از سرنوشت یک فرد است.
پرسش اساسی این است:
آیا یک رهبر مذهبی اجازه دارد در کنار مردم خود بایستد؟
آیا میتواند به خانوادهای که فرزند خود را از دست داده تسلیت بگوید؟
آیا میتواند وارد مراسم تشییع شود، بدون آنکه نگران بازداشت باشد؟
آیا میتواند بگوید جمخانه محل عبادت است و نه محل تبلیغات سیاسی حکومت؟
اگر پاسخ به این پرسشها منفی باشد، مسئله دیگر فقط سید فرزاد نیست؛ مسئله، وضعیت آزادی مذهبی و حقوق بنیادین یک جامعه کامل است.
من امیدوارم جمهوری اسلامی دست به اقدامی نزند که جان یا آزادی سید فرزاد افضلی شاهابراهیمی را به خطر اندازد.
اختلاف سیاسی، عقیدتی یا امنیتی نمیتواند توجیهی برای سلب حقوق انسانی کسی باشد.
سید فرزاد باید بتواند در کنار مردمش بماند، سخن بگوید، سوگواری کند، از حرمت جمخانه دفاع کند و بدون ترس زندگی کند.
زیرا مردمی که در روز سخت یکدیگر را تنها نمیگذارند، با تهدید از یکدیگر جدا نمیشوند.
و اگر روزی صاحبان قدرت بخواهند چنین انسانهایی را از حافظه مردم پاک کنند، تاریخ بارها نشان داده است که نتیجه ممکن است درست برعکس باشد:
آنان به روایت تبدیل میشوند،
روایت به شعر،
شعر به سرود،
و سرود با نوای تنبور در دل کوههای زاگرس نسل به نسل ادامه پیدا میکند.
محمدرضا اسکندری

