*رضا جمشیدی*: این روزها دو مسئله ی ترورها و اعدامها بسیار آزار دهنده است به طوریکه هر چه می خواهی ساکت بمانی نمی شود و برای من هم که روحی ناآرام دارم سخت است اگر چیزی ننویسم.در این نوشتار می خواهم چیزهایی را بنویسم که شاید به مذاق عده ای خوش نیاید و مسلما به مذاق آن عده مقابل هم خوش نمی آید ولی امیدوارم آزاد اندیشی و آزاد نویسیم را تحملی باشد تا شاید روزی این آمارها به طور قابل ملاحظه ای کاهش یابد تا دیگر عکس فرزندان قربانی ترور و اعدام را در دست مادران داغدارشان از هر قوم و زبانی نبینیم.و این را هم اضافه کنم که من هم به شدت مخالف هر دو شق قضیه هستم یعنی ترور را کثیف ترین اتفاق انسانی می دانم و اعدامهای سیاسی را هم محکوم می کنم .اما حرف من چیز دیگریست و می خواهم بدانم آیا در قضیه اعدامهای سیاسی که در طی چندین سال گذشته تاکنون صورت گرفته فقط انگشت اتهام را باید بسوی طرف اعدام کننده بگیریم یا مقصران دیگری هم وجود دارند.

سالها پیش که دوران خدمت سربازیم را در قزوین و تهران می گذراندم به هر کسی که می گفتم:«کُرد هستم»،می گفت:«راست میگن کردها سر می برند؟» و من به شدت انکار می کردم که ما ملتی هستیم با این همه سابقه تاریخی و….بعدها در دانشگاه هم همین سئوال تکرار شد.منشأ این سئوال به اقدام دو حزب مخالف جمهوری اسلامی یعنی کومله و دموکرات بر می گشت که در درگیریهای کردستان عده ای از اعضای سپاه پاسداران را به طور ناراحت کننده ای قطعه قطعه کرده و سر آنها را از تنشان جدا کرده بودند که با تیلیغاتی که روی این مسئله صورت گرفت تمام ویژگی های خوب مردم کُرد بویژه دفاع وطن دوستانه آنها در طول جنگ تحمیلی تحت الشعاع این قضیه قرار گرفت و به طور عجیبی در حافظه مردم دیگر شهرهای ایران نقش بست و متاسفانه هنوز هم پاک نشده است.

قصد وارد شدن به اتفاقات اول انقلاب در کردستان و نقش این احزاب در به ثمر ننشستن موافقت امام خمینی(ره)در اعطای خودمختاری به کردستان را ندارم ولی ذکر دو نکته را لازم می دانم اول اینکه حتی در بحبوبه پیروزی انقلاب که بحث خودمختاری کردستان داغ بود به شهادت بسیاری از مورخین و مطلعین بیش از90درصد از مردم کردستان و کرمانشاه به هیچ وجه قصد جدا شدن از سرزمین مادریشان و یا اعطای خودمختاری نداشتند و این مسئله فقط بخاطر استیلای فکری و نظامی حزب دموکرات در آن زمان مطرح شد و دیدیم که بعد از اینکه این اتفاق نیفتاد اعتراض مردمی را نیز به دنبال نداشت و اعتراضها اکثرا بخاطر اقدامات منفی آقای خلخالی بود.دوم اینکه این احزاب در جریان جنگ تحمیلی در کنار صدام قرار گرفتند در حالیکه رژیم بعث، بیشترین ظلم را در حق کردها در طول تاریخ تأسیسش اعمال کرده بود.

اما در مورد اعدامها

ای کاش مسئولین جمهوری اسلامی رأفت و گذشت بیشتری در این خصوص از خود بروز بدهند و روشهای دیگری از جمله زندان و …را جایگزین اعدامهای سیاسی و فکری کنند تا شاهد داغدار شدن  مادران و جریحه دار شدن فعالان اجتماعی و فرهنگی و در کل مردم کُرد که حق عظیمی بر گردن نظام دارند نباشیم.اما روی سخن من با احزاب کُرد مخالف نظام است.

مطمئنم که هیچ آزادی و خوشبختی لااقل در دنیای امروز با خشونت و ترور و اقدامات مسلحانه بوجود نخواهد آمد و اینکه هنوز در خاورمیانه بعنوان مهد ناامنی و آشوب در جهان ،هنوز شاهد گزینه های مختلف خشونت هستیم باید تاسف خورد.

امروز سه حزب و یا گروه کُرد مخالف نظام جمهوری اسلامی در حال فعالیت مسلحانه هستند،دموکرات،کومله و پژاک.متاسفانه آنچه که از چشم این احزاب دور مانده نوع نگاه کردهای ایران به کشورشان است.کردهای ایران هم مانند دیگر اقوام و ملیتهای حاضر در ایران به ثبات ایران ،پیشرفت ایران و از همه مهمتر امنیت ایران در چارچوب حفظ تمامیت ارزی تاکید دارند و اتفاقات و ناامنی های امروز عراق و افغانستان و سوریه و…را می بینند.کردهای ترکیه نیز با توجه به اصلاحات اردوغان به امتیازاتی دست یافته اند،کردهای سوریه هم در حال تجربه یک اتفاق تاریخی در هویت و حیات خود هستند،کردستان عراق هم که در اوج امنیت قرار دارد.اینها یعنی اینکه مبارزات مسلحانه،ترور،بمب گذاری و…کارایی خود را از دست داده است  و مسئله کُرد در حال حل شدن است و اگر بعضی تنگ نظری ها در ایران هم برداشته شود بر اساس اصول مصرح قانون اساسی می توان به بسیاری از حقوق فراموش شده دست یافت که فعالیتهایی هم در این زمینه صورت گرفته است.

من نمی دانم که حادثه پاسگاه روانسر که در آن تعدادی از سربازان کُرد کشته شدند چه اعتباری به پژاک داد جز نفرت مردم ،مگر نه اینکه حتی توسط جمع کثیری از فعالان کُرد کردستان و کرمانشاه هم محکوم شد.یا درگیری های مرزی که ادامه آن توسط پژاک و بعضا کومله،محیط مرزی کردستان و آذربایجان غربی را که از منابع بسیار مهم درآمدزایی مردم این مناطق می باشد را بسیار ناامن کرد  و باعث مشکلات اقتصادی برای مردم این مناطق شد،چه دستاوردی برای آنها داشت.

روی سخن من با رهبران این احزاب است.نگاهی به جرم تعدادی از آنهایی که اعدام شده اند بیاندازید(به فرض درست بودن):1-احسان فتاحیان(عضویت در احزاب کومله و پژاک و تبلیغ علیه نظام)-2-شیرکو معارفی(عضویت در کومله و تبلیغ برای این حزب)-3-فرزاد کمانگر(ارتباط با احزاب مخالف نظام)-4-حبیب اله گلپری پور(ارتباط با حزب کومله) و…

این در حالی بود که اکثر فعالان کُرد اصلاح طلب خواستار توقف این اعدامها شدند و از اعدام آنها ناراحت شدند زیرا اینها هم هموطن های ما بودند و ما از مرگ هیچ کسی خوشحال نمی شویم.اما نکته مهم اینجاست که با توجه به اینکه شما بعنوان رهبران این احزاب می دانید که بر اساس قوانین قضایی ایران هرگونه ارتباط با احزابی که بر علیه نظام اقدامات مسلحانه داشته و دارند جرم است و سزای آن اعدام است پس چرا در شبکه های ماهواره ای و سایتهایتان جوانان را به سوی خود جذب می کنید و سرودهای حماسی پخش می کنید و مردم را به شورش و شعار نویسی و…فرا می خوانید. آیا اگر شما از این جوانان نخواهید که به شما بپیوندند چنین جرمها و اعدامهایی  اتفاق می افتد؟مسلما نه.

و تاسف بار تر اینکه بعد از قربانی شدن کسی،تبلیغات گسترده ای شروع می شود و مدافع حقوق کُرد و حقوق بشر می شوید که همین هم باعث واکنش عده ای دیگر از جوانان می شود و باعث می شود در یک حرکت احساسی به سوی شما گسیل شوند و دستگیری آنها همان و سر از دادگاه و زندان و بعضاً اعدام همان.

شاید بهتر آنست که دست از این مبارزات مسلحانه بی نتیجه بردارید و برادران و خواهران کُرد مرا از کوهها به دل زندگی و نشاط بیاورید.ما هم به بعضی از مسائل در داخل کشورمان اعتراض داریم و اعتراض کرده ایم،هنوز هم بسیاری از فعالان سیاسی،مطبوعاتی و اجتماعی ایرانی در زندان هستند.به انتخابات هم اعتراض کرده ایم،به رد صلاحیتها هم اعتراض داشته ایم،اما می دانیم که مرز قانون کجاست،می دانیم که نباید دیگران را قربانی اهداف خود کنیم و زندگی دیگران هم برایمان مهم است.

بدون شک بخش زیادی از گناه آنها که اعدام شده اند بر گردن شماست.وقتی کشته شدن هموطنان بی گناه ما را در پاسگاه سراوان و روانسر،«هلاکت»می دانید،هیچ اندیشیده اید که این موضعگیری شما که از سر عداوت و دشمنی برخاسته است ممکن است چندین جوان دیگر را  قربانی کند.دست از سر جوانان هموطنم بردارید ما با اعدام هر کدام از  آنها اشک ریخته ایم و برای محکومان به اعدام تقاضای عفو کرده ایم.اما احزاب شما از هر اعدامی خوراک تبلیغاتی چند ماهه شان را تأمین می کنند.واقعیت آنچه نیست که شما فکر کرده اید،مردم مناطق کُرد نشین ایران شاید اعتراضها و گلایه هایی داشته باشند که مهمترین آنها نگاه امنیتی به آنهاست، اما نه براندازند و نه خواهان براندازی.نگاهی به مشارکت آنها در انتخابات مختلف داشته باشید.نمی گویم همه چیز برای آنها مهیاست اما آنچنان هم بحرانی و غیر قابل حل نیست که نیازی به مبارزات مسلحانه شما باشد .امنیتمان را فدای اهداف خود نکنید و اگر واقعا خواستار کاهش اعدامها هستید،جوانان داخل ایران را فریب تبلیغات خود ندهید.

و سخن آخر اینکه  از خدا می خواهم روزی برسد که نه تنها در کشور من بلکه در همه دنیا،هیچ انسانی را روی دار اعدام نبینیم و از مسئولین قضایی کشورم نیز می خواهم اعدام سیاسی را به حافظه تاریخی بسپارند و گذشت اسلامی را در صدور چنین احکامی سرلوحه خود قرار دهند.انشااله

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ ساعت 19:24 توسط رضا جمشیدی  | نظر بدهيد