یادداشتی از محمدرضا اسکندری، سردبیر رادیو کوردانه

من علی جوانمردی را حتی یک‌بار از نزدیک ملاقات نکرده‌ام و با بخش‌هایی از عملکرد و مواضع گذشته او نیز مخالف بوده‌ام. با این حال، در جریان انقلاب ژینا و سال‌های پس از آن، موضع و عملکرد او در برابر آنچه من تلاش برای تحمیل رضا پهلوی به‌عنوان «آلترناتیو» به جامعه ایران می‌دانم، برایم قابل احترام بوده است.

علی جوانمردی در جایگاهی قرار داشت که می‌توانست برای حفظ موقعیت شغلی خود سکوت کند، با جریان غالب همراه شود و هزینه‌ای نپردازد. اما به باور من، چنین نکرد. او تلاش کرد اجازه ندهد صدای آمریکا به تریبونی یک‌جانبه برای تبلیغ رضا پهلوی تبدیل شود و در برابر فشارهایی که می‌توانست به محدود شدن تنوع روایت‌ها و یک‌دست شدن فضای رسانه‌ای بینجامد، ایستادگی کرد.

اما در اینجا لازم است یک نکته اساسی روشن شود.

بحث من اساساً این نیست که صدای آمریکا حق استخدام یا برکناری یک کارمند را دارد یا ندارد. روشن است که هر سازمانی در چارچوب قوانین و مقررات خود درباره نیروی انسانی‌اش تصمیم می‌گیرد. اگر موضوع صرفاً رابطه میان یک کارمند و کارفرما بود، شاید این بحث تا این اندازه اهمیت عمومی پیدا نمی‌کرد.

مسئله اصلی چیز دیگری است:

صدای آمریکا یک رسانه دولتی است، اما دولتی بودن الزاماً به معنای تبدیل شدن آن به رسانه تبلیغاتی دولت، یک حزب، یک شخصیت یا یک جریان سیاسی خاص نیست.

منشور قانونی صدای آمریکا به‌صراحت تأکید می‌کند که این رسانه باید منبعی معتبر برای خبر باشد و اخبارش دقیق، عینی و جامع باشد. همچنین تأکید شده است که صدای آمریکا باید بازتاب‌دهنده آمریکا باشد، نه صرفاً نماینده یک بخش یا جریان خاص از جامعه آمریکا.

این تفاوت بسیار مهم است.

بنابراین، مسئله علی جوانمردی از نگاه من فقط داستان «یک کارمند و کارفرما» نیست. پرسش اصلی این است که آیا یک رسانه عمومی و برخوردار از بودجه دولتی باید اصول حرفه‌ای و استقلال تحریریه خود را حفظ کند، یا می‌تواند به میدان رقابت جریان‌های سیاسی و لابی‌هایی تبدیل شود که هر یک می‌کوشند روایت مورد نظر خود را بر رسانه و مخاطبان آن مسلط کنند؟

من معتقدم جوانمردی در دوره اخیر تلاش کرده است در برابر تبدیل شدن این رسانه به تریبونی یک‌جانبه برای تبلیغ رضا پهلوی مقاومت کند و اجازه ندهد مرز میان خبر، تحلیل و تبلیغات سیاسی از میان برود.

درباره نقش و میزان نفوذ شبکه‌های سلطنت‌طلب، لابی‌های سیاسی حامی رضا پهلوی یا برخی جریان‌های راست‌گرای اسرائیلی و حامی سیاست‌های بنیامین نتانیاهو، طبیعتاً باید بر مبنای اسناد و شواهد سخن گفت. منظور من نیز هرگز یهودیان یا دین یهود نیست؛ سخن از جریان‌ها، لابی‌ها و شبکه‌های سیاسی مشخص است.

اما اصل نگرانی درباره فشار سیاسی بر استقلال یک رسانه عمومی، مسئله‌ای جدی و قابل بحث است.

از سوی دیگر، اگر سیاست دولت ترامپ یا هر دولت دیگری در آمریکا تغییر می‌کند، وظیفه یک روزنامه‌نگار این نیست که خواسته و روایت یک گروه سیاسیِ موافق یا مخالف را به جای سیاست واقعی دولت آمریکا به مخاطب ارائه کند. وظیفه روزنامه‌نگار این است که واقعیت را گزارش کند؛ سیاست رسمی دولت را همان‌گونه که هست بازتاب دهد، اختلاف‌نظرها را نشان دهد و دیدگاه‌های مختلف را تا حد امکان دقیق و منصفانه در اختیار مخاطب قرار دهد.

اگر واقعیت با خواست یک جریان سیاسی سازگار نیست، وظیفه روزنامه‌نگار تغییر واقعیت نیست.

از نگاه من، همین‌جا مرز میان روزنامه‌نگاری و تبلیغات سیاسی شکل می‌گیرد.

در کنار همه این مسائل، آنچه برای من دردناک‌تر است، سکوت برخی از همکاران علی جوانمردی است.

علی در دوران مسئولیت خود در صدای آمریکا برای بسیاری از روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه‌ای، از کورد و تورک و عرب و فارس گرفته تا افغانستانی و دیگران، فرصت کار، حضور و دیده‌شدن فراهم کرد. امروز که خودش زیر فشار قرار گرفته است، بسیاری از همان کسانی که از این فرصت‌ها بهره برده‌اند، سکوت اختیار کرده‌اند.

پرسش من از آنان ساده است:

این سکوت از سر بی‌تفاوتی است؟
از مصلحت‌اندیشی است؟
یا از ترس آن‌که دفاع از یک همکار، برای موقعیت شغلی خودشان هزینه داشته باشد؟

اگر با علی مخالفید، او را نقد کنید.

اگر اشتباهی کرده است، با سند و استدلال درباره آن سخن بگویید.

اگر تخلفی صورت گرفته، باید بر اساس قانون و مقررات به آن رسیدگی شود.

اما سکوت در برابر فشار بر یک روزنامه‌نگار، آن هم از سوی کسانی که خود زمانی از فرصت‌هایی که او فراهم کرده بهره برده‌اند، دست‌کم پرسش‌برانگیز است.

من نمی‌گویم علی جوانمردی بی‌اشتباه بوده است. دفاع از او نیز به معنای تأیید همه گذشته، تصمیم‌ها و مواضع او نیست.

دفاع من، پیش از هر چیز، دفاع از استقلال روزنامه‌نگاری است.

دفاع از حق یک روزنامه‌نگار برای گزارش واقعیت، حتی هنگامی که آن واقعیت به مذاق یک جریان سیاسی خوش نمی‌آید.

دفاع از حق او برای پاسخ‌گویی و دفاع از خود.

و دفاع از حق مردم برای دسترسی به روایت‌های متنوع، نه روایتی که یک جریان سیاسی یا یک لابی خاص می‌خواهد به‌عنوان تنها حقیقت موجود عرضه کند.

اگر علی جوانمردی تخلفی کرده است، باید در چارچوب قانون به آن رسیدگی شود. اگر اشتباهی کرده، باید نقد شود. اما اگر فشار بر او به دلیل مقاومت در برابر تبدیل شدن صدای آمریکا به تریبون تبلیغاتی یک جریان سیاسی مشخص باشد، آن‌گاه موضوع دیگر فقط علی جوانمردی نیست.

مسئله، استقلال رسانه است.

مسئله این است که آیا روزنامه‌نگار باید آنچه را می‌بیند و بر اساس شواهد درمی‌یابد گزارش کند، یا آنچه را صاحبان قدرت و نفوذ سیاسی مایل‌اند شنیده شود.

گیرم علی جوانمردی از جایگاه خود کنار گذاشته شود؛ یک چیز را نمی‌توان از او گرفت:

او در مقطعی که می‌توانست برای حفظ صندلی‌اش سکوت کند، سکوت نکرد؛ ایستاد و هزینه آن را نیز پذیرفت.

و سخن آخر من با همکاران اوست:

امروز علی است؛ فردا ممکن است نوبت شما باشد.
آن روز چه کسی برای شما سخن خواهد گفت؟

محمدرضا اسکندری
سردبیر رادیو کوردانه