کوردانه: دکتر بمو نوری معتقد است احزاب سیاسی بخش مهمی از تاریخ معاصر کردها را شکل داده‌اند، اما تجربه اقلیم کردستان نشان می‌دهد که گره‌خوردن اشتغال، اقتصاد و فرصت‌های اجتماعی با ساختارهای حزبی می‌تواند استقلال شهروندان را محدود کند. به باور او، یکی از پرسش‌های اصلی آینده کردستان این است که چگونه می‌توان اقتصادی ساخت که در آن آزادی سیاسی شهروندان بر استقلال اقتصادی آنان استوار باشد.

کردها در بیش از یک قرن گذشته، بخش بزرگی از انرژی سیاسی خود را صرف بقا، حفظ هویت، مقابله با سرکوب، دفاع از سرزمین و دستیابی به حقوق سیاسی کرده‌اند. در چنین شرایطی، احزاب سیاسی نقش مهمی در سازمان‌دهی جامعه و نمایندگی مطالبات کردها داشته‌اند.

اما دکتر بمو نوری در مقاله‌ای در نشریه The Amargi پرسش دیگری را مطرح می‌کند: آیا مرحله بعدی سیاست کردی می‌تواند به‌جای افزایش وابستگی مردم به احزاب، به کاهش این وابستگی منجر شود؟

به اعتقاد او، این پرسش در اقلیم کردستان عراق اهمیت ویژه‌ای دارد؛ منطقه‌ای که طی چند دهه گذشته صاحب پارلمان، دولت، دانشگاه، فرودگاه، شرکت‌های اقتصادی و مجموعه‌ای از نهادهای کردی شده است.

از این منظر، مسئله دیگر فقط این نیست که چه حزبی حکومت کند؛ مسئله مهم‌تر این است که شهروند کرد تا چه اندازه برای ساختن زندگی و آینده خود به حزب حاکم یا شبکه‌های سیاسی وابسته است.

اقتصاد مستقل، شهروند مستقل

یکی از محورهای اصلی دیدگاه نوری، رابطه میان اقتصاد و آزادی سیاسی است.

او می‌نویسد اقتصاد سیاسی اقلیم کردستان در طول سال‌ها تا حد زیادی حول اشتغال دولتی و شبکه‌های حمایتی و حزبی شکل گرفته و نفوذ سیاسی در مواردی با استخدام، قراردادهای اقتصادی و بخش‌هایی از اقتصاد خصوصی درهم تنیده شده است.

پیامد چنین ساختاری صرفاً اقتصادی نیست؛ این وضعیت می‌تواند مستقیماً بر کیفیت دموکراسی نیز اثر بگذارد.

اگر یک شهروند برای یافتن شغل، گرفتن قرارداد، تأمین سرمایه یا راه‌اندازی کسب‌وکار به حمایت سیاسی نیاز داشته باشد، انتخاب سیاسی او نیز ممکن است تحت تأثیر همان وابستگی اقتصادی قرار گیرد.

از این رو، نوری استقلال اقتصادی از احزاب را شکلی از آزادی سیاسی می‌داند.

او جامعه‌ای را تصور می‌کند که در آن فارغ‌التحصیل برای یافتن شغل مجبور نباشد بداند کدام حزب یک وزارتخانه را کنترل می‌کند؛ کارآفرین برای تأسیس شرکت به حمایت مقام حزبی نیاز نداشته باشد و جوانی که ایده‌ای اقتصادی دارد بتواند از طریق بانک‌ها و قوانین شفاف به سرمایه دسترسی پیدا کند.

در چنین جامعه‌ای، حزب سیاسی دیگر توزیع‌کننده اصلی شغل و فرصت نخواهد بود؛ بلکه باید با برنامه، عملکرد و سیاست‌های خود برای جلب رأی مردم رقابت کند.

پرچم به‌تنهایی کشور نمی‌سازد

نوری تأکید می‌کند که این نگاه به معنای کنار گذاشتن هویت یا میهن‌دوستی کردی نیست؛ بلکه از نظر او، ملی‌گرایی زمانی معنا پیدا می‌کند که در کیفیت زندگی شهروندان نیز دیده شود.

به بیان ساده، پرچم به‌تنهایی کشور نمی‌سازد؛ آنچه به پرچم معنا می‌دهد جامعه‌ای است که زیر آن زندگی می‌کند.

معلمی که بتواند بدون دخالت سیاسی آموزش دهد، کارآفرینی که بدون حمایت حزبی رقابت کند، زنی که قانون از حقوقش محافظت کند، کشاورزی که بتواند از کار خود زندگی مناسبی داشته باشد، پژوهشگری که به آزمایشگاه و بودجه تحقیقاتی دسترسی داشته باشد و فارغ‌التحصیلی که بر اساس توانایی خود کار پیدا کند، همگی بخشی از ساختن یک کردستان کارآمد هستند.

در این نگاه، حاکمیت فقط کنترل بر سرزمین نیست؛ توانایی شهروندان برای کنترل بیشتر بر آینده خود نیز بخشی از مفهوم حاکمیت است.

استعدادهایی که هنوز کشف نشده‌اند

نوری برای توضیح اهمیت فرصت و نهادهای کارآمد به شماری از چهره‌های موفق کرد در خارج از منطقه اشاره می‌کند.

آگیت کابایل، بوکسور متولد آلمان از خانواده‌ای کرد اهل پازارجیک، در ژوئن ۲۰۲۶ رسماً از سوی شورای جهانی بوکس به‌عنوان قهرمان جهان در سنگین‌وزن WBC شناخته شد.

کوچر بیرکار، ریاضی‌دان کرد متولد مریوان، برنده مدال فیلدز شد؛ یکی از معتبرترین جوایز جهان ریاضیات.

هرو مصطفی نیز در اربیل متولد شد، در آمریکا رشد کرد و در دستگاه دیپلماسی ایالات متحده تا مقام سفیر پیش رفت.

نوری تأکید می‌کند که موفقیت این افراد پیش از هر چیز حاصل استعداد، تلاش و پشتکار خود آنان است؛ اما تجربه آنها نشان می‌دهد که استعداد زمانی بهتر شکوفا می‌شود که در کنار آموزش، نهادهای کارآمد و فرصت واقعی قرار گیرد.

پرسش مهم برای کردستان از دید او این است:

چند کابایل، بیرکار و مصطفای دیگر هنوز در اربیل، دهوک، سلیمانیه، مریوان یا آمد زندگی می‌کنند، بدون آنکه امکانات لازم برای کشف استعدادشان در اختیارشان باشد؟

جامعه کردهای خارج از منطقه نشان داده است که کمبود اصلی لزوماً استعداد انسانی نیست؛ مسئله، ایجاد شبکه‌ای از آموزش، سرمایه، زیرساخت و فرصت است که بتواند این استعداد را در داخل کردستان شناسایی و پرورش دهد.

هشدار پیزا؛ بحران از مدرسه آغاز می‌شود

یکی از جدی‌ترین بخش‌های بحث نوری به وضعیت آموزش در اقلیم کردستان مربوط است.

نتایج نخستین حضور اقلیم کردستان عراق در ارزیابی بین‌المللی PISA 2025 نشان می‌دهد تنها ۷ درصد دانش‌آموزان ۱۵ ساله به حداقل سطح مهارت در ریاضیات و ۷ درصد در خواندن رسیده‌اند. این رقم در علوم ۱۹ درصد بوده است.

در مقابل، میانگین کشورهای OECD برای رسیدن به حداقل سطح مهارت، ۶۵ درصد در ریاضی، ۶۹ درصد در خواندن و ۷۴ درصد در علوم بوده است. این ارزیابی با مشارکت ۵۷۳۲ دانش‌آموز از ۲۵۹ مدرسه اقلیم انجام شده است.

این ارقام فاصله آموزشی بزرگی را نشان می‌دهند و پرسشی اساسی پیش روی سیاست‌گذاران اقلیم قرار می‌دهند: اگر قرار است نسل آینده کردستان دانشمند، پزشک، مهندس، کارآفرین، نویسنده و ورزشکار در سطح جهانی داشته باشد، سرمایه‌گذاری برای رسیدن به این هدف از کجا باید آغاز شود؟

پاسخ نوری روشن است: از مدرسه.

هیچ شعار ملی‌گرایانه‌ای نمی‌تواند جای آموزش باکیفیت را بگیرد.

از مدرسه تا بازار کار

از دید نوری، پرورش سرمایه انسانی نیازمند یک زنجیره کامل است: مدرسه باکیفیت، آموزش فنی و حرفه‌ای، دانشگاه‌های مرتبط با نیازهای جامعه، بازار کار رقابتی، دسترسی به اعتبار و سرمایه، بانک‌های کارآمد، برق پایدار، قراردادهای دولتی شفاف و دستگاه قضایی مستقل.

هدف این ساختار فقط تولید نیروی کار نیست؛ هدف باید این باشد که هر فرد بتواند استعداد خود را کشف کند و آن را به یک زندگی مستقل و موفق تبدیل کند.

اما نوری در عین حال تأکید می‌کند که بازار آزاد به‌تنهایی راه‌حل نیست.

اگر نهادهای قانونی و نظارتی قدرتمند نباشند، انحصار سیاسی می‌تواند صرفاً به انحصار اقتصادی تبدیل شود. بنابراین، از نگاه او، کردستان به دولتی نیاز دارد که از رقابت حمایت کند، جلوی انحصار را بگیرد و از گروه‌های آسیب‌پذیر پشتیبانی کند، اما اجازه ندهد یک حزب یا جریان سیاسی بر اشتغال، تجارت و فرصت‌های اجتماعی مسلط شود.

دولت قوی، شهروند مستقل

در این الگو مسئله کوچک یا ضعیف کردن دولت نیست؛ هدف، ایجاد دولتی کارآمد در کنار شهروندانی مستقل است.

احزاب همچنان می‌توانند نقش اساسی در دموکراسی داشته باشند، اما نقش آنها باید تغییر کند.

حزب سیاسی نباید دروازه ورود شهروند به شغل، دانشگاه، تجارت یا حقوق عمومی باشد؛ وظیفه آن باید ارائه برنامه، نمایندگی دیدگاه‌های جامعه و رقابت برای کسب رأی باشد.

در چنین ساختاری، شهروند باید بتواند به یک حزب رأی ندهد بدون آنکه نگران شغل خود باشد؛ دولت را نقد کند بدون آنکه آینده اقتصادی‌اش تهدید شود و دیدگاه سیاسی خود را آزادانه تغییر دهد بدون آنکه دسترسی‌اش به فرصت‌های عمومی محدود شود.

از «سیاست بقا» به «سیاست امکان»

سیاست کردی برای بیش از یک قرن ناگزیر با مسئله بقا درگیر بوده است: حفظ هویت، مقاومت در برابر سرکوب، دفاع از سرزمین و تلاش برای دستیابی به حقوق، خودمختاری یا حاکمیت.

اما نوری معتقد است مرحله بعدی می‌تواند پرسش دیگری را در مرکز سیاست قرار دهد:

نه فقط «چگونه باقی بمانیم؟»، بلکه «چگونه بهتر زندگی کنیم و تا کجا می‌توانیم پیش برویم؟»

در چنین نگاهی، معیار موفقیت نیز تغییر می‌کند: چند شرکت بدون حمایت سیاسی ایجاد شده‌اند؟ چند فارغ‌التحصیل شغل مناسب پیدا کرده‌اند؟ چند زن توانسته‌اند کسب‌وکار خود را راه‌اندازی کنند؟ چند پژوهشگر بودجه تحقیقاتی گرفته‌اند؟ چند ورزشکار به امکانات حرفه‌ای دسترسی دارند؟ و چند جوان دیگر احساس نمی‌کنند برای تحقق آرزوهایشان ناچارند کردستان را ترک کنند؟

از این منظر، مهم‌ترین ثروت کردستان فقط نفت و منابع زیرزمینی نیست؛ سرمایه انسانی آن است.

بنابراین، پرسش اصلی دیگر صرفاً این نیست که «کردها به حزب سیاسی نیاز دارند یا نه». احزاب می‌توانند بخشی از یک نظام دموکراتیک باقی بمانند؛ مسئله این است که شهروندان برای زندگی عادی، شغل و آینده خود تا چه اندازه مجبور باشند به آنها وابسته باشند.

ایده‌ای که نوری برای مرحله آینده سیاست کردی مطرح می‌کند، در نهایت ساده است: ساختن کردستان و توانمند کردن شهروندان دو پروژه جداگانه نیستند.

کردستان زمانی از نظر نهادی نیرومندتر خواهد بود که شهروندانش بتوانند بدون وابستگی سیاسی، استعدادهای خود را کشف کنند، آینده‌شان را بسازند و فرصت داشته باشند ببینند تا کجا می‌توانند پیش بروند.

منبع: مقاله «Kurdistan’s greatest political idea is closer than we think»، نوشته دکتر بمو نوری، منتشرشده در نشریه The Amargi، ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶.
دکتر بمو نوری مدرس ارشد روابط بین‌الملل در دانشگاه غرب لندن و پژوهشگر افتخاری در City St George’s, University of London است.