کوردذانه: سارو خسروی: تاریخِ کورد، تاریخِ سکوتهای تحمیلشده است؛ حقیقت در آن بسیار ناچار شده به غار پناه ببرد تا از سایۀ انکار و از آتشِ تکفیر رهایی یابد. اما درست در دلِ همین تاریکی، لحظهای هست که غار خود بدل میشود به مکتبِ حقیقت.
مرنو غار نیست، ایستگاهیست؛ ایستگاهی میانِ فنا و بقا. قصۀ مرنو، قصۀ شمشیر و جنگ نیست، قصۀ تولدِ دوباره ملتیست در دلِ سنگ. آنجا که اگر سلطان سهاک و سه یارِ وفادارش مقاومت نمیکردند، شاید امروز نه زبانی مانده بود، نه تنبوری و نه نامی از یارسان.
داستان مرنو یکی از مهمترین و پرشکوهترین روایتهای تاریخ یارسان است، آن لحظۀ بزرگ که در آن سلطان سهاک، پیر بنیامین، داودِ کوسوار و پیر موسی در دلِ یک رخداد در مرنو گرد هم آمدند.
در دلِ غارِ مرنو، در لحظهای سرنوشتساز، چهار چراغِ افروختۀ حقیقت در یک محفل جمع شدند. آنان با سه شب و سه روز پایداری در برابرِ سپاهِ چیچک، تنها مقاومت نکردند، بلکه مُهرِ جاودانگیِ خود را بر پیشانیِ سرنوشتِ جامعهای حک کردند؛ جامعهای که بارِ هزاران سال تمدن و کولهبارِ هویت و فرهنگِ ساکنانِ زاگرس را بر دوش میکشید. آن پایداری، میراثی جاودانه از معرفت، از خودگذشتگی و از ماندن بر حق شد.
خاونکار تنها یک جشن نیست، نقطۀ عطفِ سرنوشتسازیست در تاریخ یارسان.
دعوتِ پادشاهی، همان روزیست که سرنوشتِ جامعۀ یارسان، پس از سدهها سکوت و پنهانی و رازآلودگی، دگرگون شد و راهِ حقیقت با صدایی بلندتر اعلام گردید.
خاونکار نشانِ آن حقیقت است که حق هرگز در غار نمیماند. آن روز در مرنو، سلطان سهاک و یارانش، حقیقتِ یارسان را از دلِ تاریکی به روشنایی آوردند. پس از سدهها سکوت، صدای نظامِ پیر و پادشاهی در تاریخ طنینانداز شد.
در هنگامی که دهها جنبشِ اجتماعی و آیینی در کوههای زاگرس در برابرِ نیروی فیزیکی و فرهنگیِ اشغالگر و بیگانه دچارِ شکست و نابودی میشدند، پیران و دانایانِ یارسان با تکیه بر میراثِ هزاران سالهشان، بارِ دیگر سر برآوردند.
هنگامی که سلطان و یارانش پس از سه روز پایداری در غارِ مرنو به سلامت رهایی یافتند و روی به هورامان نهادند، دعوتِ پادشاهی یا همان جشنِ خاونکار برگزار شد و این سرآغازِ پیمانِ “بیاوبس” و اعلامِ نظامِ پیر و پادشاهی در جامعۀ یارسان گردید.
گرفتنِ سه روز روزه و برگزاریِ مراسمِ نذر و نیاز هر ساله در فصلِ پاییز از سویِ جامعۀ یارسان، برای گرامیداشتِ سه روز پایداریِ سلطان و یارانش در غارِ مرنو، به عنوانِ سنتی آیینی جایگاهی والا دارد. اما هرگز نباید از یاد برد که اهمیتِ این روز تنها در روزه گرفتن و نذر پخش کردن خلاصه نمیشود. این روز، روزِ رهاییست. روزِ حل شدن و رنگ باختن در فرهنگِ بیگانه نیست، بلکه روزِ مرحلهای سخت از مبارزه برای زنده نگه داشتنِ میراثی هزاران سالهمان در دلِ کوههای زاگرس است.
در روزِ دعوتِ پادشاهی، بسیار مهم است که روحِ مقاومت و تلاشِ خستگیناپذیرِ یارانِ مرنو را چراغِ راهمان کنیم و آن را مایۀ دگرگونی و اصلاحِ اجتماعی در زندگیِ خود قرار دهیم. این روز را باید همچون روزِ تولدی دوباره، روزِ آزادی و روزِ پایداری تصویر کنیم، نه تنها همچون یادمانی تاریخی و باوری سنتی و آیینی.
دستاوردهای مقاومت مرنو برای ملت کورد و جامعۀ یارسان
در حالی که به سببِ اشغالگری و ویرانگریهای خلافتِ اسلامی، بیشترِ جنبشهای اجتماعی و آیینیِ زاگرس رو به نابودی و از میان رفتن میرفتند و آن اسناد و دستنوشتههایی که میراثِ فکری و فرهنگیِ کوردان بود سوزانده و نابود میشد، جنبشِ یارسان همچون چراغی در دلِ تاریکی و ناامیدی، پس از رخدادِ بزرگِ مرنو سر برآورد و تلاشی دلیرانه برای احیا و حفظِ آن میراث شد.
از مهمترین دستاوردهای این مرحله میتوان به این موارد اشاره کرد:
۱. اعلام نظام پیر و پادشاهی: بنیانگذاریِ بارگاه و جمخانه به عنوانِ محفلِ مشورت و ساماندهیِ جامعه، بر پایۀ انجمنهای گوناگون و کارِ جمعی.
۲. احیای زبان کوردی: زبانِ کوردی گورانی که ریشۀ کهن و پشتوانۀ همۀ گویشهای زبانِ کورد ست، پس از رخدادِ مرنو و اعلامِ آیینِ یاری، به زبانِ رسمی و آیینیِ کوردان بدل شد.
۳. تنبور و هفتاد و دو مقام: تنبور به عنوانِ سازی مقدس، و هفتاد و دو مقامِ اصیلِ آن، از بزرگترین و مهمترین دستاوردهای فرهنگی و هنریِ پس از رخدادِ مرنو هستند.
۴. برابری و اخلاقِ بیهمتا: برابریِ کامل میانِ زن و مرد، و تعریفی نو و والا از اخلاق و انسانیت، از ارزشمندترین دستاوردهای یارسان است که در تاریخِ کورد و جنبشهای اجتماعیِ زاگرس کمنظیر است.
به کوتاه سخن، اگر مقاومتِ بزرگ و تاریخیِ سلطان و یارانش در غارِ مرنوی شنروِی هورامان نبود، هرگز آن همه دستاوردِ بزرگ پدید نمیآمد و ما در تاریکی میماندیم. این مقاومت تنها ماندن و بودن نبود، بلکه سرآغازِ زندگیای دوباره بود.
ما امروز میراثدارانِ مستقیمِ آن سه روز در مرنو هستیم. خاونکار به ما میگوید هویت هدیهای نیست که کسی به ما ببخشد؛ امانتیست که باید با پایداری از آن پاسداری کنیم.
منابع:
۱. یار وریا «هفتاد و دو شرط یاری»، گردآوری، تحقیق و تدوین، سید محمد حسینی و سید حشمت آژنگ.
۲. طاهری، طیب (۲۰۰۹). تاریخ و فلسفه سرانجام فرهنگ یارسان: شرحی بر نحلههای فکری و اعتقادی در کردستان. هەولێر: موکریانی.
٣. عالینژاد، سید خلیل. تنبور از دیرباز تاکنون.

