از تلاش برای پیشبرد خاموش سیاست ادغام در روژهلات و باشور تا بحران مشروعیت سیاسی در اتحادیه میهنی؛ تحولات اخیر کردستان نشان می‌دهد که اختلافات کنونی تنها بر سر تقسیم قدرت نیست، بلکه به ماهیت آینده سیاسی و حق تعیین سرنوشت مردم کردستان نیز مربوط می‌شود.

طرح موسوم به «ادغام» عبدالله اوجالان، مدتی است که به یکی از محورهای مهم تحولات سیاسی کردستان تبدیل شده است. این طرح، که تلاش شده در چارچوب سیاست‌های جدید پ‌ک‌ک در ترکیه و سوریه پیش برده شود، در روژهلات نیز از طریق پژاک و در باشور به اشکال مختلف دنبال می‌شود.

مسئله اساسی این است که آیا آنچه تحت عنوان ادغام مطرح می‌شود، راهکاری برای حل مسئله کرد در کشورهای منطقه است یا تلاشی برای ادغام سیاسی و ساختاری ملت کرد در دولت‌های حاکم، بدون به‌رسمیت‌شناختن حق تعیین سرنوشت و اراده مستقل مردم کردستان؟

در همین چارچوب، آنچه می‌توان از آن به‌عنوان هم‌سویی جریان‌های نزدیک به محور اخوانی و مقاومت منطقه‌ای یاد کرد، در حال پیشبرد سیاستی است که به‌جای تقویت موقعیت سیاسی ملت کرد، بر سازگاری و ادغام آن در ساختار دولت‌های موجود تأکید دارد. این سیاست با مخالفت و انتقاد جدی شماری از سیاستمداران، فعالان سیاسی و رهبران احزاب روژهلات روبه‌رو شده است.

بحران اتحادیه میهنی و موضع بافل طالبانی

در باشور نیز تحولات اخیر پارلمان اقلیم کردستان، اختلافات عمیق میان اتحادیه میهنی کردستان و حزب دموکرات را بار دیگر آشکار کرده است.

بافل طالبانی، رئیس اتحادیه میهنی کردستان، شامگاه پنجشنبه ۵ نوامبر ۲۰۲۶، در پیامی ویدئویی با انتقاد شدید از تحولات اخیر پارلمان اقلیم کردستان اعلام کرد که حزبش تصمیمات اتخاذشده در نشست روز گذشته پارلمان را به رسمیت نمی‌شناسد و پیامدهای ناشی از آن را نیز نمی‌پذیرد.

طالبانی با اشاره به عملکرد دولت اقلیم کردستان اظهار داشت که این دولت دو سال است به‌صورت پیشبرد امور فعالیت می‌کند و حتی از تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای مردم نیز ناتوان بوده است.

او دولت کنونی اقلیم را شکست‌خورده خواند و اعلام کرد:

«از همین لحظه از این دولت شکست‌خورده که خود را دولت کردستان می‌نامد، خارج می‌شویم و از تمام توان و ظرفیت خود برای تأمین نیازهای مردم در منطقه خود استفاده خواهیم کرد.»

طالبانی همچنین خطاب به حزب دموکرات کردستان نسبت به تحرکات اخیر هشدار داد و خواستار توقف اقدامات نیروهایی شد که به گفته او از روز گذشته آغاز شده‌اند.

او در بخشی از سخنانش با تأکید بر اینکه اتحادیه میهنی اجازه نخواهد داد خون دیگری در کردستان ریخته شود، اعلام کرد که اگر حزب دموکرات در مناطق تحت کنترل خود رئیس اقلیم، وزیر یا رئیس هیئت وزیران تعیین کند، اتحادیه میهنی نیز در مناطق تحت نفوذ خود دست به اقدامات مشابه خواهد زد.

وی در پایان با اشاره به نقش تاریخی اتحادیه میهنی در شکل‌گیری اقلیم کردستان گفت:

«این اقلیم متعلق به اتحادیه میهنی کردستان است و با خون شهدای اتحادیه میهنی بنا شده است. شما آغازگر این اقدامات بوده‌اید و من آن را به پایان خواهم رساند.»

آیا خروج بافل طالبانی از دولت، معنای دیگری نیز دارد؟

موضع اخیر بافل طالبانی را نمی‌توان صرفاً یک اختلاف اداری یا واکنشی معمول به تصمیمات پارلمان اقلیم دانست.

اتحادیه میهنی در سال‌های اخیر با مجموعه‌ای از مشکلات سیاسی و اقتصادی، نارضایتی عمومی در مناطق تحت نفوذ خود و اختلافات داخلی مواجه بوده است. جدایی تعدادی از نمایندگان پارلمانی این حزب و تحولات مربوط به فعال‌سازی پارلمان کردستان نیز بر پیچیدگی وضعیت افزوده است.

در چنین شرایطی، اعلام خروج از دولت اقلیم و تأکید بر اداره مستقل مناطق تحت نفوذ اتحادیه میهنی، پرسش‌های مهمی درباره آینده ساختار سیاسی باشور ایجاد می‌کند.

نکته قابل تأمل این است که آیا بافل طالبانی واقعاً در پی تغییر سیاست‌های گذشته و پاسخ‌گویی به مطالبات مردم باشور است یا درصدد بازتعریف همان سیاست‌ها در قالبی تازه و با ادبیاتی متفاوت است؟

نمی‌توان صرفاً بر اساس سخنان او درباره انگیزه‌هایش قضاوت قطعی کرد؛ اما تناقض میان ادعای دفاع از اقلیم کردستان و تهدید به تشکیل ساختارهای موازی قدرت، نیازمند بررسی جدی است.

پژاک و تلاش برای تغییر معنای طرح ادغام

در همین ارتباط، شب گذشته در یکی از اتاق‌های کلاب‌هاوس پژاک که در آن حضور داشتم، شاهد بحث‌هایی بودم که در آن تلاش می‌شد واقعیت‌های مربوط به سیاست ادغام عبدالله اوجالان به شکلی دیگر تفسیر شود.

شرکت‌کنندگان تلاش می‌کردند تصویری از این سیاست ارائه دهند که با آنچه در نوشته‌ها و نامه‌های خود اوجالان درباره مسئله ادغام مطرح شده، تفاوت‌هایی اساسی دارد.

پرسش من این است: اگر قرار است سیاست ادغام را به‌عنوان یک راهبرد سیاسی دنبال کنیم، چرا باید درباره محتوای واقعی آن سکوت کنیم یا با تغییر واژه‌ها و تفسیرهای جدید، ماهیت آن را متفاوت جلوه دهیم؟

پژاک از زمان شکل‌گیری خود تاکنون، از نظر فکری، تشکیلاتی، مالی و سیاسی استقلال قابل اثباتی از پ‌ک‌ک نداشته است. این جریان در عمل همواره تابع سیاست‌ها و تصمیمات پ‌ک‌ک و عبدالله اوجالان بوده و کمتر شاهد نقد مستقل و علنی آن نسبت به سیاست‌های این جریان بوده‌ایم.

بنابراین، نمی‌توان از پژاک انتظار داشت که بدون پاسخ‌گویی درباره گذشته و ساختار وابستگی خود، امروز مدعی ارائه تفسیری مستقل از سیاست‌های اوجالان باشد.

اگر پژاک معتقد است که طرح ادغام به معنای انکار هویت سیاسی ملت کرد یا کنار گذاشتن حق تعیین سرنوشت نیست، باید به‌روشنی توضیح دهد که این سیاست در عمل چه جایگاهی برای اراده مستقل مردم کردستان، ساختارهای سیاسی آنان و حق تصمیم‌گیری درباره آینده خود قائل است.

مسئله اصلی این نیست که چه کسی از واژه ادغام استفاده می‌کند و چه کسی آن را با نام دیگری معرفی می‌کند؛ مسئله این است که نتیجه عملی این سیاست برای آینده سیاسی ملت کرد چه خواهد بود.

مردم کردستان حق دارند بدانند سیاست‌هایی که به نام صلح، همزیستی و حل مسئله کرد مطرح می‌شوند، در نهایت به تقویت موقعیت سیاسی آنان منجر خواهند شد یا به محدود شدن مطالبات تاریخی‌شان در چارچوب دولت‌های حاکم.

نمی‌توان با تغییر نام یک سیاست، ماهیت و پیامدهای آن را تغییر داد. همان‌گونه که نمی‌توان اختلافات سیاسی و بحران‌های داخلی احزاب کردستان را پشت شعارهای وحدت و همبستگی پنهان کرد.

آینده کردستان نیازمند شفافیت سیاسی، پاسخ‌گویی تشکیلاتی و احترام به اراده مستقل مردم است؛ نه بازتولید سیاست‌های گذشته با نام‌ها و ادبیات تازه.