کوردانه: محمدرضا اسکندری: پس از ماه‌ها گمانه‌زنی درباره احتمال نزدیکی حزب دموکرات کردستان ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران، حضور هواداران این سازمان در تظاهرات برلین و قرائت پیام رسمی حزب دموکرات در این تجمع، بحث‌ها را از سطح حدس و تحلیل‌های پراکنده وارد مرحله‌ای عینی و قابل ارزیابی کرد. این رخداد برای بخشی از بدنه هواداران حزب دموکرات ـ که مجاهدین را تشکیلاتی فاقد ظرفیت همکاری مؤثر برای فرایند گذار و برابری حقوقی می‌دانستند ـ به معنای فرو ریختن یک تصور دیرینه بود.

این تجمع در شنبه ۷ فوریه ۲۰۲۶ در برلین برگزار شد و در رسانه‌های بین‌المللی نیز بازتاب یافت. رویترز، به نقل از پلیس برلین شمار شرکت‌کنندگان را حدود ۸هزار نفر گزارش کرد (در حالی‌که برگزارکنندگان ارقام بالاتری مطرح کردند). هم‌زمان، در برخی منابع نزدیک به شورای ملی مقاومت/مجاهدین از حضور و سخنرانی نماینده‌ای از حزب دموکرات کردستان ایران در همین تجمع یاد شده است. همین «علنی شدن» کنش مشترک، امکان داوری دقیق‌تر درباره نسبت نیروها، نقش‌ها و وزن سیاسی هر طرف را فراهم می‌کند.


از ائتلاف‌های مقطعی تا پرسش‌های ناگزیر

هرچند در ادبیات علم سیاست، «دوستی و دشمنی پایدار» جایگاه ثابتی ندارد و ائتلاف‌ها معمولاً بر پایه منافع مشترک و ملاحظات مقطعی شکل می‌گیرند، اما وقتی یک همکاری به عرصه عمومی می‌آید، پرسش‌هایی شکل می‌گیرد که نمی‌توان از کنارشان گذشت.

در تظاهرات برلین، بخش قابل‌توجهی از گفتمان حاکم بر تجمع و شعارهایی نظیر «با مریم رجوی، دموکراسی به ایران خواهد آمد»، در چارچوب روایت سیاسی سازمان مجاهدین خلق تعریف شده بود. در چنین فضایی، پرسش محوری این است: آیا حزب دموکرات کردستان ایران در این کنش مشترک، محوریت و هژمونی سیاسی مجاهدین را ـ ولو ضمنی ـ پذیرفته است یا نه؟


«تضمین‌ها» و «چارچوب همکاری» کجاست؟

پرسش دوم، به محتوا و ضمانت‌های سیاسی مربوط می‌شود. هنوز روشن نیست پیش از مشارکت در این اقدام مشترک، چه نوع توافق‌ها یا تضمین‌هایی درباره منافع ملی، حقوق ملی کردها و چارچوب همکاری سیاسی از سوی سازمان مجاهدین ارائه شده است.

همچنین این سؤال جدی مطرح است که آیا مجاهدین از رویکردهای حداکثری و انحصارطلبانه پیشین خود عقب‌نشینی کرده‌اند؛ همان میراثی که در روایت تاریخی بسیاری از کنشگران کرد، یکی از زمینه‌های خروج دکتر قاسملو از شورای ملی مقاومت تلقی می‌شود. اگر قرار است همکاری از سطح «صحنه» به سطح «راهبرد» برسد، پاسخ به این پرسش‌ها باید روشن، مستند و قابل ارزیابی باشد.


تصمیمِ حدکا؛ مستقل یا جمعی؟

موضوع دیگر، فرآیند تصمیم‌گیری و نسبت این حرکت با سیاست کردیِ جمعی است:

  • آیا حدکا به‌صورت مستقل وارد این فرایند شده یا این کنش در هماهنگی با دیگر احزاب کردستانی انجام شده است؟
  • آیا این اقدام بیش از آنکه یک تصمیم راهبردی باشد، «حرکتی نمایشی/آزمونی» بوده تا واکنش بدنه، سایر احزاب و افکار عمومی کردستان سنجیده شود؟
  • آیا حدکا در واکنش به تحرکات فزاینده سلطنت‌طلبان و با هدف ساختن جبهه‌ای وسیع‌تر به سمت این همکاری رفته است؟

پاسخ به این پرسش‌ها تعیین می‌کند که با یک «چرخش راهبردی» روبه‌رو هستیم یا با یک تاکتیک کوتاه‌مدت در فضای رقابت‌های اپوزیسیونی.


گره‌های اصلی: حقوق ملی، خودمختاری/فدرالیسم و شعارهای مرکزی

در سطح مطالبات و گفتمان، چند گره بنیادین قابل چشم‌پوشی نیست.

نخست، مسئله «حقوق ملی کردها» و نسبت آن با مدل سیاسی آینده است: آیا حدکا حاضر است به چند دهه عقب‌تر بازگردد که «خودمختاری برای کوردستان» اصل محوری بود، یا همچنان بر ایده «فدرالیسم» تأکید خواهد کرد؛ ایده‌ای که به‌زعم منتقدان، در برنامه‌ها و ادبیات شناخته‌شده مجاهدین جایگاه روشن و تثبیت‌شده‌ای نداشته است.

دوم، مسئله «شعارهای اجتماعی و نمادهای همبستگی» است. آیا قرار است شعار «زن، زندگی، آزادی» کنار گذاشته یا کمرنگ شود و به جای آن، شعارهایی مانند «زن، مقاومت، آزادی» بنشیند؟ این تغییر، صرفاً جابه‌جایی واژه‌ها نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه تغییر اولویت‌ها و میدان‌دار شدن یک روایت سیاسی خاص در یک حرکت مشترک باشد.


پیش‌شرط همکاری پایدار: نقد گذشته و کنار گذاشتن هژمونی

از منظر تحلیلی، هرگونه همکاری پایدار با سازمان مجاهدین خلق مستلزم بازنگری جدی این سازمان در گذشته سیاسی خود است؛ گذشته‌ای که در آن، نقد و مخالفت ـ حتی محدود ـ گاه با برچسب‌هایی چون «وابستگی به رژیم» یا «مزدوری» پاسخ داده می‌شد.

عبور از این میراث سیاسی، نیازمند چند شرط روشن است:

  • پذیرش مسئولیت تاریخی و نقد علنی گذشته
  • فاصله‌گیری عملی از سیاست طرد و برچسب‌زنی
  • کنار گذاشتن هرگونه اصرار بر تعیین رهبری از پیش
  • پذیرش سازوکار تصمیم‌گیری مشارکتی و برابر در یک چارچوب فراگیر

تنها در چنین شرایطی می‌توان از امکان همکاری در قالب یک شورای فراگیر و مبتنی بر برابری سیاسی سخن گفت.


نقش کردهای روژهلات: وزن جمعی و صدای واحد

برای کردهای روژهلات، مسئله اساسی این است که در هر حرکت کلان مبارزاتی، با صدایی واحد و در مسیری هماهنگ حضور داشته باشند. تجربه تاریخی نشان داده است که احزاب و نهادهای مدنی کردستان، در صورت شکل‌دهی به جبهه‌ای متحد، می‌توانند در ائتلاف‌های بزرگ‌تر نقش مؤثرتر و کم‌هزینه‌تری ایفا کنند. در مقابل، پراکندگی و تصمیم‌های تک‌روانه، حتی در ائتلاف‌های بزرگ، معمولاً به کاهش قدرت چانه‌زنی و افزایش هزینه‌های سیاسی منتهی می‌شود.


جمع‌بندی: اتحاد، آری؛ بازتولید تجربه پرهزینه، نه

اگر بخواهیم جمع‌بندی کنیم، اتحاد و شکل‌دهی به یک حرکت بزرگ جمعی برای گذار زمانی ارزشمند و پیش‌برنده است که سود آن به مردم ایران و به‌ویژه مردم کردستان برسد؛ نه اینکه بازتولید تجربه‌های پرهزینه گذشته باشد؛ تجربه‌هایی که در آنها، رهبران و بدنه احزاب کردستانی بارها با بی‌اعتنایی و حتی توهین مواجه شدند، بی‌آنکه دستاوردی متناسب برای مردم حاصل شود و دوباره زیر پرچم اقتدارگرایی قرار گیرند؛ همان پرچمی که قاسملو از آن فاصله گرفت.

اگر واقعاً مجاهدین به مطالبات دموکراتیک و حقوق ملی کردها پاسخ مثبت داده و به برابری حقوقی و سیاسی در یک چارچوب مشترک تن داده‌اند، راه کم‌هزینه‌تر و پایدارتر این است که همه احزاب سیاسی کردستان در یک فرآیند جمعی، شفاف و قابل سنجش، درباره شکل و شروط چنین همگرایی تصمیم بگیرند؛ و هر نیرویی ـ از جمله مجاهدین ـ تنها در صورتی در آن جای گیرد که به اصول همکاری برابر، پذیرش تکثر، و ارزش‌هایی همسو با «زن، زندگی، آزادی» پایبند باشد.