از گیلانغرب تا اسلام‌آبادغرب، از بی‌خبری تا خطر اعدام

بیش از یک ماه از اعتراضات خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ در شهرهای غرب ایران می‌گذرد؛
اما آنچه متوقف نشده، روند بازداشت، احضار، تهدید و بی‌خبری است.

از گیلانغرب تا اسلام‌آباد غرب (شاباد) و کرمانشاه، خانواده‌های بسیاری در انتظار خبری از عزیزان خودند؛ خبری که یا نمی‌آید، یا با سکوت پاسخ داده می‌شود.

آنچه اکنون در این مناطق جریان دارد، تنها یک «پرونده امنیتی» نیست؛
روایتی است از تداوم فشار بر جامعه‌ای که هنوز از زخم سرکوب ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه عبور نکرده است.

گیلانغرب؛ بازداشت‌های ادامه‌دار در سکوت

بهزاد رضایی؛ بیش از ۲۰ روز بی‌خبری

بهزاد رضایی، جوان اهل گیلانغرب، بیش از ۲۰ روز است که توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و تاکنون هیچ اطلاع روشنی درباره محل نگهداری یا اتهامات منتسب به او منتشر نشده است.

بازداشت او در ادامه موج دستگیری‌هایی صورت گرفت که پس از اعتراضات ۱۷ و ۱۸ دی‌ماه آغاز شد.
با وجود پیگیری‌های مکرر خانواده، پاسخ روشنی از نهادهای امنیتی و قضایی ارائه نشده است.

در چنین شرایطی، «بی‌خبری» خود به ابزاری از فشار تبدیل می‌شود؛
بی‌خبری از وضعیت جسمی، از دسترسی به وکیل، از امکان ملاقات.

سالار محمدی؛ فشار بر یک شهر

سالار محمدی، جوان اهل گیلانغرب و صاحب کافه‌رستوران «ماد»، نیز هفته گذشته توسط اداره اطلاعات بازداشت شد.

منابع محلی از تشدید فضای امنیتی در شهر خبر می‌دهند:
احضارهای تلفنی، تهدید خانواده‌ها، بازداشت‌های کوتاه‌مدت و اعمال فشارهای مداوم.

گیلانغرب شهری مرزی و عمدتاً کُردنشین است؛
شهری که پس از اعتراضات دی‌ماه، همچنان زیر سایه حضور پررنگ نیروهای امنیتی قرار دارد.

اسلام‌آباد غرب (شاباد)؛ شهری که هنوز در شوک ۱۸ دی است

https://itto.org/iran/image-bin/182912104755fhd00cf8fy.jpg
https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/e/e1/Sugar_Factory_%282%29.jpg/1280px-Sugar_Factory_%282%29.jpg
https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/7/76/Hawraman_in_Iran_by_Mardetanha_%281%29_05.jpg

شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، اسلام‌آباد غرب شاهد یکی از شدیدترین سرکوب‌ها بود.
گزارش‌ها از شلیک مستقیم به معترضان حکایت داشت؛ شبی که هنوز سرنوشت برخی بازداشت‌شدگان آن نامعلوم است.

عرفان خسروآبادی؛ بازداشت در جاده

عرفان خسروآبادی، جوان اهل اسلام‌آبادغرب، عصر ۲۶ بهمن‌ماه در مسیر شاباد به کرمانشاه توسط نیروهای امنیتی متوقف و با ضرب‌وشتم بازداشت شد.
او به مکان نامعلومی منتقل شده و هیچ اطلاع رسمی درباره وضعیت حقوقی‌اش منتشر نشده است.

بازداشت در جاده، بدون حکم علنی و با خشونت، پیامی روشن دارد:
حضور امنیتی نه‌فقط در میدان‌های شهر، بلکه در مسیرهای ارتباطی نیز تثبیت شده است.

علی بالایی؛ برادر یک جان‌باخته

علی بالایی، برادر شیرزاد بالایی ـ از جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه ـ در میدان فرهنگیان اسلام‌آباد غرب توسط نیروهای لباس‌شخصی بازداشت شد.

شیرزاد بالایی شامگاه ۱۸ دی‌ماه در حوالی فرمانداری شهر، با شلیک به سر کشته شد.
اکنون بازداشت برادر او، در نگاه بسیاری، نه صرفاً اقدامی امنیتی، بلکه تداوم فشار بر خانواده‌های جان‌باختگان تلقی می‌شود.

در تجربه سال‌های اخیر، خانواده‌های کشته‌شدگان اعتراضات اغلب با احضار، تهدید یا محدودیت‌های امنیتی مواجه شده‌اند؛
الگویی که به نظر می‌رسد در این منطقه نیز در حال تکرار است.

کرمانشاه؛ بی‌خبری از یک نوجوان ۱۸ ساله

سروش کرمی، ۱۸ ساله، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در محله مسکن شهر کرمانشاه بازداشت شد و از آن زمان تاکنون هیچ اطلاع رسمی درباره محل نگهداری یا وضعیت او منتشر نشده است.

ادامه این بی‌خبری، نگرانی‌ها درباره وضعیت جسمی و حقوقی او را افزایش داده است.
در نظام حقوقی، دسترسی فوری به خانواده و وکیل از ابتدایی‌ترین حقوق بازداشت‌شدگان است؛
اما در پرونده‌های امنیتی، این حق اغلب معلق می‌ماند.

سینا سجادی‌منش؛ خطر اعدام

نگران‌کننده‌ترین پرونده در میان بازداشت‌های اخیر، مربوط به سینا سجادی‌منش، شهروند اهل روستای کاسه‌کران از توابع گیلانغرب است.

او در جریان اعتراضات ۱۹ دی‌ماه بازداشت شده و با اتهام «محاربه» مواجه است؛
اتهامی که در قوانین جمهوری اسلامی می‌تواند به صدور حکم اعدام منجر شود.

در سال‌های گذشته، این عنوان اتهامی بارها علیه معترضان استفاده شده و در مواردی به اجرای حکم مرگ انجامیده است.
نبود شفافیت درباره روند رسیدگی به پرونده سینا، نگرانی‌ها را به‌شدت افزایش داده است.

جواد علیکُردی؛ بیش از ۶۰ روز بی‌خبری

جواد علیکُردی، از کُردهای خراسان، بیش از دو ماه است که در بازداشت به‌سر می‌برد.
او پس از آن بازداشت شد که درباره ادامه بازداشت‌ها در مراسم هفتم برادرش هشدار داده بود.

با گذشت بیش از ۶۰ روز، هیچ اطلاع رسمی درباره محل نگهداری یا وضعیت حقوقی او منتشر نشده است.
بی‌خبری طولانی‌مدت، در چارچوب حقوق بین‌الملل، می‌تواند مصداق بازداشت خودسرانه تلقی شود.

الگوی تکرارشونده؛ بازداشت، بی‌خبری، فشار

آنچه در کرمانشاه و شهرهای کُردنشین غرب ایران مشاهده می‌شود، صرفاً مجموعه‌ای از پرونده‌های منفرد نیست؛
الگویی است تکرارشونده:

  • بازداشت بدون اطلاع‌رسانی شفاف
  • انتقال به مکان نامعلوم
  • عدم دسترسی به وکیل
  • بی‌خبری خانواده‌ها
  • استفاده از اتهامات سنگین امنیتی

این روند، در کنار پیشینه سرکوب خونین ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، فضای رعب و نگرانی را در منطقه تشدید کرده است.

جامعه‌ای زیر فشار

مناطق کُردنشین ایران در دهه‌های گذشته همواره با نگاه امنیتی شدیدتری مواجه بوده‌اند.
اما آنچه اکنون جریان دارد، به‌ویژه با توجه به گستره بازداشت‌ها و تداوم بی‌خبری‌ها، نشان‌دهنده مرحله‌ای تازه از فشار است.

سؤال اصلی اینجاست:
آیا این موج بازداشت‌ها برای پایان‌دادن به اعتراضات است،
یا خود به عاملی برای تعمیق شکاف میان جامعه و حاکمیت تبدیل خواهد شد؟

از گیلانغرب تا اسلام‌آباد غرب و کرمانشاه، خانواده‌ها در انتظارند؛
انتظار برای یک تماس، یک خبر، یک نشانه از سلامت عزیزان‌شان.

در این میان، خطر صدور احکام سنگین ــ از جمله اعدام ــ بر نگرانی‌ها افزوده است.
آنچه اکنون بیش از هر چیز مطالبه می‌شود، شفافیت، دسترسی به وکیل، اطلاع‌رسانی رسمی و رعایت حقوق بنیادین بازداشت‌شدگان است.

در سرزمینی که هنوز صدای تیرهای ۱۸ دی خاموش نشده،
بی‌خبری‌ها خود به زخمی تازه بدل شده‌اند.