کوردانه: مالک بیگی، فعال رسانهای روژههلات: در منازعه سیاسی امروز ایران، واژه «تجزیهطلب» نه یک توصیف حقوقی، بلکه یک سلاح سیاسی است. این واژه عمداً جایگزین مفهوم واقعی و حقوقی «استقلالطلبی» یا «حق تعیین سرنوشت» شده تا هر مطالبهای برای توزیع قدرت، خودگردانی یا حتی آموزش زبان مادری را جرم جلوه دهد.
این گفتمان تنها محدود به جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه در ادبیات بخشی از اپوزیسیون متمرکزگرا، از جمله رضا پهلوی نیز بازتولید میشود. نتیجه روشن است: هر صدای غیرمرکزی پیشاپیش متهم است.
آیا مطالبه عدالت = تجزیه؟
آیا درخواست آموزش زبان مادری تجزیه است؟
آیا مطالبه مدیریت محلی منابع طبیعی تجزیه است؟
آیا فدرالیسم که در بسیاری از کشورهای موفق اجرا میشود تجزیه محسوب میشود؟
اگر چنین است، پس باید: بریتانیا را تجزیهشده بدانیم، ایالات متحده آمریکا را کشوری تکهتکه بنامیم و اسپانیا را نمونهای از فروپاشی قلمداد کنیم.
در این کشورها، پرچمهای محلی، پارلمانهای منطقهای و اختیارات مالی تهدید نیستند؛ بلکه ابزار ثباتاند.
اما در ایران، حتی سخن گفتن از این مدلها با برچسب «تجزیهطلبی» پاسخ داده میشود. این نشاندهنده هراس از تقسیم قدرت است، نه نگرانی برای تمامیت سرزمینی.
بخش بزرگی از نفت، گاز و منابع طبیعی در مناطق کُرد، بلوچ، عرب و آذری قرار دارد.
اما همین مناطق از نظر توسعه، اشتغال و زیرساخت در پایینترین شاخصها قرار دارند.
این تناقض تصادفی نیست؛ محصول تمرکزگرایی ساختاری است.
قدرت و بودجه در مرکز انباشته میشود، اما هزینه بیعدالتی را حاشیهها میپردازند.
سد اپوزیسیون
بخشی از اپوزیسیون خارجنشین پیرامون رضا پهلوی عملاً به یک سد سیاسی تبدیل شده است؛
سدّی که نهتنها جمهوری اسلامی را هدف میگیرد، بلکه هر صدای متفاوت قومی، فکری یا حتی مذهبی را نیز با برچسب و طرد پاسخ میدهد.
شعارهایی مانند «مرگ بر سه فاسد: آخوند، چپی، مجاهد» نشان میدهد مسئله صرفاً مخالفت با حکومت نیست؛ بلکه حذف هر گفتمان رقیب است.
این منطق، اگر روزی به قدرت برسد، به جای تکثر، بازتولید انحصار خواهد کرد.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» که ریشه آن از کوردستان برخاست، نماد یک خیزش چندملیتی بود. اما حتی این نماد نیز از حملات بخشی از جریانهای تمامیتخواه در امان نماند؛ زیرا هر حرکت غیرمرکزی برای آنان تهدید محسوب میشود.
ایران آینده با انکار هویتها ساخته نمیشود.
تمرکزگرایی افراطی—چه با عمامه، چه با تاج—در نهایت یک نتیجه دارد: تعمیق شکافها.
برچسب «تجزیهطلبی» بیش از آنکه از ایران محافظت کند، نشانه ترس از توزیع قدرت است.
اگر اپوزیسیونی نتواند تکثر ملتها و اقوام را بپذیرد، تفاوتی بنیادین با ساختار اقتدارگرای موجود نخواهد داشت.
ایران پایدار، تنها با عدالت ساختاری، توزیع قدرت و بهرسمیت شناختن ملتها شکل میگیرد؛ نه با حذف و برچسب.
