در حالی‌که جنبش مبارزاتی مردم ایران طی ۴۷ سال گذشته با پیشتازی ملت کُرد هزینه‌های سنگینی علیه جمهوری اسلامی پرداخته، رضا پهلوی در اوج بحران با ادبیاتی تهدیدآمیز احزاب کُرد را «تجزیه‌طلب» و حتی «همکار خمینی و صدام» خوانده و پای «ارتش» را به میان کشیده است؛ رویکردی که به‌جای همبستگی، یادآور گفتمان امنیتی رژیم و زمینه‌ساز تفرقه در صفوف مبارزه است.

کوردانه: محمدرضا اسکندری: در ۴۷ سال گذشته، جنبش مبارزاتی مردم ایران با پیشتازی چشمگیر ملت کُرد در روژهلات گام‌های بزرگ و پرهزینه‌ای علیه جمهوری اسلامی برداشته است. این واقعیت تاریخی با هیچ روایت‌سازی رسانه‌ای و هیچ موج‌سواری سیاسی تغییر نمی‌کند.

با این حال، پس از سرکوب سنگین رژیم در روزهای ۱۶، ۱۷ و ۱۸ دی، سکوت برخی چهره‌ها و رفتارهای پرهزینه و بی‌مسئولیت آنان برای افکار عمومی روشن‌تر شد. در همان مقطع، به‌جای همدلی عملی با مردم و پرهیز از شعارهای تحریک‌آمیز، دستورها و فراخوان‌هایی صادر شد که نه با واقعیت میدانیِ مبارزه همخوان بود و نه برای مردمی که زیر آتش سرکوب قرار داشتند، امکان، راهبرد، تاکتیک و ابزار لازم را فراهم می‌کرد. نتیجه چنین رویکردی، تنها افزایش هزینه برای جامعه و دادن فرصت بیشتر به ماشین سرکوب بود.

اکنون آقای رضا پهلوی در اوج درگیری‌ها، با انتشار پیامی، احزاب و نیروهای سیاسی کُرد را هدف قرار داده و آنان را در قالب «تجزیه‌طلب» و حتی «همکار خمینی و صدام» معرفی کرده است. ایشان در این پیام، با زبان تهدیدآمیز، «تمامیت ارضی» را خط قرمز معرفی می‌کند و از «پاسخ قاطع» سخن می‌گوید و در ادامه حتی پای «ارتش» را به میان می‌کشد و از آن می‌خواهد در برابر «جمهوری اسلامی و تجزیه‌طلبان» بایستد؛ گویی مسئله امروز ایران، پیش از سرنگونی رژیم و پایان ماشین کشتار و تبعیض، حمله به مخالفان و نیروهای سازمان‌یافته‌ی ملیت‌ها و مناطق پیرامونی است.

این ادبیات، بیش از آنکه دفاع از یکپارچگی کشور باشد، بازتولید همان گفتمان امنیتی و تهدیدمحور است که جمهوری اسلامی سال‌ها برای سرکوب کردستان و سایر مناطق به کار گرفته است: برچسب‌زنی، نسبت دادن وابستگی خارجی، و مشروعیت‌سازی برای برخورد سخت. تاریخ پس از سقوط صدام روشن کرد که احزاب کُرد نه «نوکری صدام» کرده‌اند و نه ابزار او بوده‌اند. این اتهام‌ها بارها تکرار شده تا مبارزه‌ی مشروع یک ملت برای حقوق برابر، به دروغ به «وابستگی» تقلیل داده شود.

در مقابل، مواضع آقای پهلوی در قبال جنگ و مداخله خارجی نیز پرسش‌برانگیز است. کسی که در برهه‌های حساس، به جای تقویت همبستگی داخلی و احترام به تکثر ملی و زبانی، به سمت قطبی‌سازی و برچسب‌زنی می‌رود، عملاً به تفرقه دامن می‌زند. امروز ملت کُرد همان ملتی است که جمهوری اسلامی نتوانست آن را به زانو درآورد؛ طبیعی است که با تهدید و تحقیر نیز عقب نخواهد نشست.

با این وصف، پاسخ به چنین پیام‌هایی باید هوشمندانه، جمعی و در تراز مبارزه‌ی مدنی و سیاسیِ بالغ باشد؛ نه واکنشی شتاب‌زده و پراکنده. از این‌رو، از «مرکز دالوک» و همچنین از هم‌پیمانی پنج حزب سیاسی درخواست می‌شود پیش از هر واکنش رسمی، اندکی درنگ کنند تا نویسندگان، هنرمندان، روزنامه‌نگاران، نهادهای مدنی و سیاسی، و سایر احزاب و نیروهای کردستان با یک صدا و یک موضع روشن پاسخی درخور و متحد به این ادبیات تهدیدآمیز داده شود؛ پاسخی که هم بر حقوق برابر و کرامت شهروندی تأکید کند، هم با صراحت هرگونه برچسب‌زنی و تهدید علیه یک ملت مبارز را مردود بداند، و هم اجازه ندهد پروژه‌های تفرقه‌افکنانه، مبارزه‌ی مشترک مردم ایران علیه جمهوری اسلامی را منحرف کند.

ای مگس، عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری