با هدف قرار گرفتن پل‌ها، مراکز پزشکی و زیرساخت‌های حیاتی، این جنگ بیش از پیش از سطح حملات صرفاً نظامی فاصله گرفته و مستقیماً زندگی غیرنظامیان و سازوکار عادی جامعه را هدف قرار داده است. در چنین فضایی، منتقدان می‌گویند شعار «کمک در راه است» که از سوی رضا پهلوی و دونالد ترامپ تکرار می‌شود، دیگر نه به معنای حمایت از مردم ایران برای آزادی، بلکه به معنای حمایت از مسیری است که ویرانی زیرساخت‌ها، تشدید رنج غیرنظامیان و فشار بیشتر بر جامعه را در پی داشته است.
دونالد ترامپ پس از حمله آمریکا به پل بی‌۱ میان تهران و کرج، با انتشار ویدئوی فروریختن این سازه و تهدید به هدف قرار دادن پل‌ها و نیروگاه‌های برق ایران، بار دیگر نشان داد آنچه از سوی او و برخی حامیان رضا پهلوی با شعار «کمک در راه است» تبلیغ می‌شود، نه کمک به مردم ایران برای آزادی، بلکه پیشبرد جنگی است که هر روز بیشتر به تخریب زیرساخت‌های حیاتی و فشار بر غیرنظامیان گره می‌خورد. رسانه‌های آمریکایی و غربی نیز این حمله را بخشی از مرحله تازه‌ای از جنگ توصیف کرده‌اند که در آن زیرساخت‌های عمومی آشکارا در تیررس قرار گرفته‌اند.

دونالد ترامپ پس از حمله به پل بی‌۱، نه‌تنها مسئولیت این حمله را پذیرفت، بلکه آشکارا تهدید کرد که در صورت نرسیدن به توافق، حملات بیشتری در راه خواهد بود و حتی نیروگاه‌های برق و دیگر زیرساخت‌های ایران نیز می‌توانند هدف قرار گیرند. رویترز گزارش داده است که این تهدیدها با هشدار بیش از ۱۰۰ حقوقدان آمریکایی همراه شده که گفته‌اند حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های غربی، حمله به این پل دست‌کم هشت کشته و ۹۵ زخمی بر جا گذاشت و به یکی از آشکارترین نمونه‌های کشیده شدن جنگ به زیرساخت‌های عمومی بدل شد. وال‌استریت ژورنال به نقل از مقام‌های آمریکایی نوشته هدف از این حمله، اخلال در مسیرهای تدارکاتی ایران بوده است؛ اما نتیجه عملی آن، فروریختن یک سازه بزرگ غیرنظامی و وارد شدن ضربه‌ای مستقیم به شبکه حمل‌ونقل و زندگی روزمره مردم بوده است.

در چنین فضایی، منتقدان این رویکرد می‌گویند شعار «کمک در راه است» که از سوی بخشی از جریان‌های نزدیک به رضا پهلوی و ترامپ تکرار می‌شود، دیگر حتی در سطح تبلیغاتی هم دشوارتر از گذشته قابل دفاع است. وقتی «کمک» با ویدئوی فروریختن پل، تهدید به خاموش کردن برق کشور، و سخن گفتن از بازگرداندن ایران به «عصر حجر» همراه می‌شود، این دیگر کمک به آزادی مردم نیست؛ بلکه دفاع از راهبردی است که ویرانی کشور را به نام نجات آن می‌فروشد. این جمع‌بندی، یک موضع انتقادی است، اما بر بستری از واقعیت‌های میدانی استوار است: گسترش حملات به زیرساخت‌ها، افزایش تلفات غیرنظامی، و هشدارهای حقوقی و بین‌المللی نسبت به ماهیت این حملات.

در سطح بین‌المللی نیز نشانه‌ای از پایان سریع جنگ دیده نمی‌شود. آسوشیتدپرس گزارش داده که حملات در منطقه ادامه یافته، بهای نفت به‌شدت بالا رفته، و دولت‌های مختلف درباره امنیت انرژی و تنگه هرمز وارد رایزنی‌های فشرده شده‌اند. رویترز نیز نوشته است که کشورها در پی یافتن راهی برای باز کردن تنگه هرمز هستند؛ موضوعی که نشان می‌دهد بازارها و دولت‌ها، نه پایان جنگ، بلکه خطر گسترش بیشتر آن را جدی‌تر گرفته‌اند.

با حمله به پل‌ها و تهدید به هدف قرار دادن نیروگاه‌ها و دیگر زیرساخت‌های حیاتی، بیش از پیش روشن می‌شود که آنچه با عنوان «کمک در راه است» از سوی ترامپ و حامیان پهلوی تبلیغ می‌شود، نه کمک به مردم ایران برای آزادی، بلکه حمایت از جنگی است که بهای آن را مردم عادی با جان، امنیت و ویرانی کشورشان می‌پردازند.