راه‌اندازی شبکه تازه «زاگرس 24» در میان رسانه‌های فارسی‌زبان، در ظاهر می‌تواند گامی مثبت در جهت گسترش فضای رسانه‌ای باشد؛ اما پرسش اصلی این است که آیا این شبکه در عمل خواهد توانست به یک تلویزیون حرفه‌ای، فراگیر و روژهلات‌محور بدون غلبه نگاه حزبی تبدیل شود یا نه. در شرایطی که نیاز امروز ایران و به‌ویژه کوردستان روژهلات، بیش از هر زمان دیگر یک رسانه مستقل، غیرحزبی و قابل اعتماد است، موفقیت این شبکه نه با شعار، بلکه با میزان پایبندی آن به حرفه‌ای‌گری، تنوع واقعی صداها و فاصله گرفتن از تفکر تشکیلاتی سنجیده خواهد شد.

کوردانه: محمدرضا اسکندری: راه‌اندازی شبکه‌ای تازه با نام «زاگرس 24» در میان رسانه‌های فارسی‌زبان، در ظاهر می‌تواند اتفاقی مثبت و امیدوارکننده باشد. در شرایطی که فضای رسانه‌ای ایران و منطقه با بحران اعتماد، قطبی‌سازی سیاسی و غلبه رسانه‌های وابسته روبه‌روست، هر رسانه جدیدی که از برابری، احترام و گفت‌وگو سخن بگوید، طبعاً توجه‌برانگیز است. اما مسئله اصلی نه نام رسانه است و نه شعارهای اولیه آن؛ مسئله این است که این شبکه در عمل قرار است چه مسیری را طی کند و آیا خواهد توانست از چرخه تکراری رسانه‌های حزبی عبور کند یا نه.

تجربه چند دهه گذشته در میان رسانه‌های کوردی و فارسی‌زبان نشان داده است که مشکل اصلی، کمبود رسانه نبوده، بلکه کمبود رسانه حرفه‌ای، مستقل و مرجع بوده است. بخش مهمی از این رسانه‌ها، با وجود تفاوت در نام، زبان، شکل و مخاطب، در یک ویژگی مشترک بوده‌اند: در عمل به بازوی تبلیغاتی یک جریان خاص بدل شده‌اند. در چنین وضعیتی، خبر جای خود را به جهت‌دهی سیاسی می‌دهد، تحلیل به تکرار مواضع از پیش‌تعیین‌شده فروکاسته می‌شود، و گفت‌وگو نیز از یک فرایند آزاد به بازتولید صداهای همسو تقلیل پیدا می‌کند.

نقد اصلی به زاگرس 24 نیز از همین نقطه آغاز می‌شود. پرسش این نیست که چرا یک تلویزیون تازه شکل گرفته؛ پرسش این است که آیا این رسانه قرار است به‌راستی تریبون جامعه باشد یا در نهایت، با نامی فراگیر، در خدمت یک خط فکری و تشکیلاتی خاص قرار خواهد گرفت. تجربه پیشین در بخشی از رسانه‌های کوردستان، از رسانه‌های نزدیک به پ.ک.ک تا تلویزیون‌های وابسته به دیگر احزاب، نشان داده است که غلبه نگاه حزبی، حتی اگر در کوتاه‌مدت انسجام تشکیلاتی ایجاد کند، در بلندمدت مانع شکل‌گیری رسانه‌ای ملی، مورد اعتماد و ماندگار می‌شود.

نیاز امروز ایران، و به‌ویژه کوردستان روژهلات، بیش از هر زمان دیگر یک تلویزیون حرفه‌ای، روژهلات‌محور و بدون نگاه حزبی خاص در عمل است. این فقط یک خواست رسانه‌ای نیست؛ هم یک نیاز استراتژیک است و هم یک ضرورت تاکتیکی.

از نظر استراتژیک، روژهلات سال‌هاست از نداشتن یک رسانه حرفه‌ای و فراگیر که بتواند مسائل آن را از زاویه منافع جامعه، نه از زاویه منافع حزب، بازتاب دهد، آسیب دیده است. نبود چنین رسانه‌ای باعث شده که یا مسئله روژهلات در حاشیه رسانه‌های بزرگ‌تر قرار بگیرد، یا در رسانه‌های وابسته، از فیلتر نگاه حزبی عبور کند. نتیجه این وضعیت، ضعف در شکل‌گیری یک افق مشترک، چندپارگی در بازنمایی مطالبات، و محروم ماندن جامعه از یک مرجع خبری و تحلیلی مستقل بوده است.

از نظر تاکتیکی نیز وجود یک تلویزیون حرفه‌ای و روژهلات‌محور می‌تواند در لحظات حساس سیاسی و اجتماعی نقشی تعیین‌کننده ایفا کند: از اطلاع‌رسانی دقیق و سریع گرفته تا کاهش سردرگمی افکار عمومی، بازتاب مطالبات واقعی مردم، پیوند دادن نخبگان و نیروهای اجتماعی، و ایجاد فضایی برای گفت‌وگوی واقعی میان دیدگاه‌های مختلف. رسانه‌ای که اسیر دستور کار حزبی نباشد، بهتر می‌تواند اعتماد لایه‌های گسترده‌تری از مخاطبان را جلب کند و به مرجعیت رسانه‌ای نزدیک شود.

از منظر علمی و رسانه‌ای نیز روشن است که رسانه فراگیر، محصول شعار نیست؛ محصول اعتماد اجتماعی است. اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که چند اصل رعایت شود: استقلال تحریریه، تنوع واقعی صداها، حضور نیروهای غیرحزبی در مدیریت و برنامه‌سازی، تفکیک روشن خبر از تبلیغات سیاسی، و اولویت دادن به نیاز مخاطب بر نیاز تشکیلات. در علوم ارتباطات، هرجا رسانه بیش از حد با یک ساختار قدرت یا یک جریان بسته سیاسی گره بخورد، دامنه نفوذ اجتماعی آن محدود می‌شود. چنین رسانه‌ای شاید هوادار سیاسی داشته باشد، اما مرجع عمومی نمی‌شود.

به همین دلیل، اگر زاگرس 24 بخواهد واقعاً به رسانه‌ای فراگیر تبدیل شود، باید از همان آغاز تکلیف خود را با یک مسئله روشن کند: آیا می‌خواهد رسانه جامعه باشد یا رسانه یک خط؟ اگر قرار باشد در سطح مدیریت، سردبیری، انتخاب مهمان، اولویت‌بندی خبر، نوع تحلیل و جهت‌گیری کلی، همان الگوی آشنای کنترل حزبی بازتولید شود، این شبکه نیز دیر یا زود به جمع رسانه‌هایی خواهد پیوست که نامی بزرگ دارند اما اثرگذاری عمومی‌شان محدود است.

اما اگر زاگرس 24 بخواهد راه دیگری برود، باید در عمل نشان دهد که به‌دنبال شکستن این چرخه است. این کار فقط با دعوت نمادین از چند صدای متفاوت ممکن نیست. فراگیری واقعی زمانی شکل می‌گیرد که در ساختار تصمیم‌گیری، در اتاق خبر، در تیم تولید، در چهره‌های ثابت برنامه‌ها و در تعریف دستور کار رسانه، حضور دیدگاه‌های متنوع و نیروهای مستقل واقعی باشد. رسانه‌ای که از دل جامعه سخن بگوید، نه از پشت دیوارهای یک تشکیلات، شانس بیشتری برای ماندگاری و گسترش نفوذ دارد.

در نهایت، مسئله این نیست که یک شبکه تازه به جمع رسانه‌های فارسی‌زبان اضافه شده است. مسئله این است که مردم ایران و به‌خصوص کوردستان روژهلات، دیگر نیازی به تکرار نسخه‌های امتحان‌شده و کم‌اثر ندارند. آنچه امروز لازم است، یک تلویزیون حرفه‌ای، مستقل، روژهلات‌محور و غیرحزبی در عمل است؛ رسانه‌ای که هم در سطح استراتژی و هم در سطح تاکتیک، پاسخ‌گوی یک خلأ واقعی باشد. بدون چنین افقی، هر نام تازه‌ای، حتی اگر با شعارهای زیبا آغاز شود، ممکن است در نهایت فقط به تکرار همان مسیرهای قدیمی ختم شود.