ایران وایر – دونالد ترامپ، دوم اردیبهشت ۱۴۰۵ اعلام کرد هشت زن ایرانی که به گفته او در معرض اعدام بودند، «کشته نخواهند شد» و این افراد که در اعتراضات دی‌ماه بازداشت شده بودند، دیگر اعدام نمی‌شوند.

او یک روز پیش‌تر در «تروث سوشال» از ایران خواسته بود با آزادی این افراد، شانس موفقیت در مذاکرات صلح با آمریکا را افزایش دهد.

ترامپ در پیام تازه‌اش نوشت: «خبر بسیار خوبی دارم! به من اطلاع داده شد هشت زن معترض که قرار بود امشب اعدام شوند، دیگر کشته نخواهند شد. چهار نفر فوراً آزاد می‌شوند و چهار نفر دیگر به یک ماه زندان محکوم خواهند شد.» او همچنین از ایران بابت توقف اعدام‌ها قدردانی کرد.

در واکنش، مرکز رسانه قوه قضاییه اعلام کرد پس از «ادعای ترامپ» پرونده‌ها بررسی شده و بر اساس نتایج، برخی از این افراد آزاد شده‌اند، برخی با اتهاماتی مواجه‌اند که در صورت تأیید حکم ممکن است به حبس منجر شود، و هیچ‌یک حکم قطعی اعدام ندارند

مرکز رسانه‌ قوه قضاییه مدعی شده در ماه‌های اخیر «ادعاهای دروغ فراوانی» درباره احکام اعدام در رسانه‌های ضدایرانی منتشر شده و تکرار این ادعاها از سوی ترامپرا نشانه «تناقض‌گویی» او دانسته است.

در ادبیات قضایی ایران، حکم قطعی اعدام به معنای تأیید آن در مرجع تجدیدنظر، معمولاً دیوان عالی کشور است. احکام دادگاه بدوی قابل تجدیدنظر هستند و این مرجع می‌تواند حکم را تأیید یا نقض کند.

به گفته «موسی برزین»، در پرونده‌هایی با مجازات‌های سنگین مانند اعدام، دیوان عالی مرجع تجدیدنظر است و می‌تواند حکم را تأیید یا برای بررسی مجدد ارجاع دهد. او می‌گوید حکم قطعی یعنی رأیی که پس از تجدیدنظر دیگر راه اعتراض عادی ندارد و از همان لحظه قابلیت اجرا پیدا می‌کند؛ بنابراین خطر اجرای اعدام وجود دارد.

به گفته او، پس از قطعیت حکم، فقط اعاده دادرسی باقی می‌ماند که مانع اجرای حکم نیست، هرچند معمولاً به متهم فرصت داده می‌شود برای آن اقدام کند.

در اعتراضات دی ۱۴۰۴، به‌دلیل قطع گسترده اینترنت، اطلاعات دقیقی از پرونده بازداشت‌شدگان منتشر نشد و عمده گزارش‌ها از رسانه‌های رسمی مانند «میزان»، «تسنیم» و «فارس» بود؛ گزارش‌هایی که به گفته فعالان حقوق‌بشر، شامل اعترافات تحت فشار بوده است.

مخالفان جمهوری اسلامی انتشار اخبار متناقض درباره احکام اعدام را بخشی از «دیس‌اینفورمیشن» برای منحرف کردن افکار عمومی می‌دانند. نمونه آن پرونده «عرفان سلطانی» است که خبرهای ضدونقیضی درباره اعدامش منتشر شد، اما او در نهایت با وثیقه آزاد شد و این موضوع را اعلام کرد.

از زنانی که ترامپ از آن‌ها یاد کرده چه می‌دانیم؟

بیتا همتی

Thumbnail image for bita.jpg

بررسی‌های ایران‌وایر نشان می‌دهد که در این لیست هشت‌نفره، دستگاه قضایی ایران برای «بیتا همتی»، حکم اعدام صادر کرده است. بر اساس گزارشی که خبرگزاری «هرانا» در تاریخ ۲۴ فروردین۱۴۰۵ منتشر کرده، شعبه ۲۶دادگاه انقلاب تهران به ریاست «ایمان افشاری»، برای خانم همتی، همسرش «محمدرضا مجیدی اصل» و دو شهروند دیگر، «بهروز» و «کوروش زمانی‌نژاد»، حکم اعدام صادر کرده است. هرانا نوشته که «امیر همتی»، برادر بیتا، به‌عنوان متهم ردیف پنجم این پرونده، به ۵سال و هشت‌ماه حبس محکوم شده است. بر اساس گزارشی که آموزشکده «توانا» منتشر کرده همگی این افراد، روز ۱۹‌دی۱۴۰۴ بازداشت شده‌اند و بهروز و کوروش زمانی‌نژاد، دو برادر، همسایه بیتا و همسرش محمدرضا بوده‌اند.

اتهام این شهروندان معترض محکوم به اعدام، «اقدام عملیاتی برای دولت متخاصم ایالات متحده و گروه‌های متخاصم» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» عنوان شده که بابت آن به اعدام و هر یک ۵سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

مصادیق اتهامی آنان نیز «شرکت در تجمعات اعتراضی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴»، «سردادن شعارهای اعتراضی»، «پرتاب اشیایی از جمله بطری، بلوک سیمانی و مواد آتش‌زا از پشت‌بام ساختمان‌ها» و «تخریب اموال عمومی» عنوان شده است. همچنین ادعا شده که این اقدامات در راستای «اخلال در امنیت کشور» و در ارتباط با «گروه‌های متخاصم» صورت گرفته است.

با توجه به قطعی اینترنت هنوز مشخص نیست که احکام این چهار معترض بازداشت شده تایید شده یا خیر، اما در اطلاعیه قوه قضاییه هم به‌طور تلویحی به صدور حکم اشاره شده، منتها گفته شده که حکم قطعی اعدام برای هیچ‌کدام از آن‌ها صادر نشده است.

غزل قلندری

ghazal.jpg

خبر بازداشت غزل قلندری را نخستین‌بار صفحه «جوانان آزادی‌خواه کهگیلویه و بویراحمد»، در اینستاگرام منتشر کرده است. این صفحه روز چهارشنبه ۱۷دی۱۴۰۴ (۷ژانویه ۲۰۲۶) با انتشار عکسی از غزل نوشته است: «غزل قلندری توسط اوباش امنیتی در یاسوج بازداشت شد.»

بعدا گزارش‌های دیگری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که سن او را ۱۶سال عنوان کرده است.

یک منبع مطلع به‌ ایران‌وایر می‌گوید که غزل قبل از روزهای ۱۸ و ۱۹‌دی بازداشت شده است و سن او ۱۶ سال نیست: «با این‌که اطلاعات بسیار کمی از او داریم، به یقین می‌توان گفت که ۱۶سالش نیست و بالای ۱۸سال است.»

به گفته این شخص آگاه، درباره اتهامات و این‌که آیا او همچنان در بازداشت است یا خیر، به‌دلیل قطعی اینترنت اطلاعات قابل‌اتکایی در دست نیست.

اطلس زندان‌های ایران، وب‌سایت حقوق‌بشری که پایگاه داده درباره زندانیان سیاسی و عقیدتی در سال‌های اخیر تهیه کرده اما، وضعیت او را «تحت بازداشت موقت» اعلام کرده است. با توجه به قطعی اینترنت از اتهامات، مصادیق اتهامی او و چنان‌چه احیانا برای او دادگاهی برگزار و حکمی صادر شده باشد، اطلاعی در دست نیست.

یکی از معدود گزارش‌های منتشر شده درباره غزل، مطلبی است که توانا درباره او منتشر کرده است.

به نوشته توانا، غزل «۱۶ساله»، دوشنبه ۱۵دی۱۴۰۴ در پی حمله «۱۲ مامور با سر و صورت بسته و بدون ارایه حکم» در منزل‌شان بازداشت شده است. بر این اساس، بازداشت غزل «با خشونت» همراه بوده و منابع نزدیک به خانواده به این آموزشکده گفته‌اند که «اتهاماتی واهی و سنگین» که خانواده کاملا آن را «بی‌اساس و نادرست» می‌دانند، «در همان روز نخست بازداشت، تلفنی به مادر او اعلام شده و به‌عنوان محتوای پرونده مطرح شده‌اند.»

دکتر گلنار نراقی

golnaz.jpg

شبکه تلویزیونی «منوتو» گزارشی را در ۱۲بهمن۱۴۰۴ منتشر کرده و در آن نوشته که دکتر گلنار نراقی، ۴۱ساله و «متخصص طب اورژانس» بوده و در بیمارستان‌های «هاشمی‌نژاد» و «شهدای تجریش» کار می‌کرده است. بر اساس این گزارش، دکتر نراقی، حدود ده روز پیش از انتشار گزارش منوتو، یعنی در دوم بهمن‌ماه در منزل شخصی خود بازداشت شده و «تاکنون هیچ‌گونه اطلاعات رسمی درباره دلیل بازداشت، محل نگهداری، وضعیت حقوقی یا سلامت این پزشک منتشر نشده.» این رسانه همچنین نوشته است که «بی‌خبری از وضعیت او به نگرانی در میان خانواده و همکارانش دامن زده است.»

یک روز پیش از آن نیز، «دادبان» از انتقال دکتر نراقی به بند زنان زندان قرچک خبر داده است. بر اساس این گزارش، او بعد از دو هفته بی‌خبری در تماس کوتاه تلفنی با خانواده‌اش این موضوع را به آن‌ها خبر داده است. در گزارش این رسانه حقوق‌بشری آمده که دکتر نراقی ۳۷ساله است و در تاریخ ۲۴دی‌ماه در تهران بازداشت شده است. به نوشته دادبان، یک منبع مطلع به آن‌ها گفته که «ماموران امنیتی و قضایی، دکتر گلنار نراقی را وادار به امضای برگه‌ای کرده‌اند که محتوای آن نامشخص بوده»؛ موضوعی که می‌تواند نشانه‌ای از اعترافات اجباری تحت فشار و شکنجه باشد.

با این‌حال در شرایط قطعی اینترنت هیچ گزارشی مبنی بر آزادی این پزشک بازداشت‌شده و اتهامات انتسابی او، این امر که آیا در دادگاه حاضر شده و برای او حکمی صادر شده، منتشر نشده است.

بررسی‌های ایران‌وایر نشان می‌دهد که دکتر نراقی، متخصص «دراگ و مسمومیت» است و مطب او در بیمارستان هاشمی‌نژاد در میدان ونک تهران واقع شده است. او پزشک اورژانس است و در زمینه «انواع مسمومیت، انواع گزش‌ها، حوادث خانگی، حوادث محیطی، خودکشی، حملات اضطرابی و اوردوز» در این بیمارستان مشغول فعالیت بوده است. تصاویر منتشر شده در منوتو و دادبان با تصویری که سایت نوبت‌دهی «دکتر تو» از او منتشر کرده، همخوانی دارد. دونالد ترامپ اما تصویر منتشر شده از سوی منوتو را که به نظر می‌رسد با هوش مصنوعی نیز تجهیز شده، منتشر کرده است.

پناه موحدی سلامات

panah.jpg

ایران‌وایر پیش‌تر به اطلاعاتی دست‌یافته بود که نشان می‌دهد پناه موحدی سلامات از شامگاه ۱۹دی۱۴۰۴ و بعد از حضور در اعتراضات «پونک» در تهران، «مفقود» شده و پیگیری نزدیکانش برای یافتن اثری از او بی‌نتیجه مانده است. او به صورت حرفه‌ای «کیگ بوکسینگ» کار می‌کرده و به گفته یک فرد آگاه، «سر نترس و شجاعی» داشته و نزدیکانش نمی‌دانند که او «زنده است یا مرده.»

بر اساس این گزارش که روز پنج‌شنبه ۷اسفند به‌دست ایران‌وایر رسیده و نشر شده، پناه ساکن «تهرانپارس» در شرق تهران بوده و شب ۱۹‌دی آخرین استوری خود را گذاشته و بیرون رفته است. یک منبع آگاه پیش‌تر درباره آن شب به ایران‌وایر گفته بود: «نوشته بود جانم فدا تا ببینم میهنم آزاد، ما خیلی سعی کردیم آن شب مانعش بشویم. اینترنت و تماس اختلال داشت ولی از ساعت ۹شب به بعد دیگر تلفنش خاموش شد و دیگر هیچ اطلاعی از او نیست.»

این فرد آگاه به ایران‌وایر گفته بود که خانواده همه‌جا را از بیمارستان‌ها، اداره آگاهی و پزشکی‌های قانونی را زیرپا گذاشته‌اند ولی نام پناه در هیچ لیستی نیست، نه بازداشتی، نه کشته شده و نه مجروح: «حتی پیکرهای ناشناس را هم برای شناسایی دیده‌اند. خانواده‌اش به‌شدت برای اطلاع‌رسانی تحت فشارند.»

وب‌سایت ویتنس ریپورت «Witness Report» سن او را ۲۴سال اعلام کرده است. وضعیت او در این وب‌سایت که موارد نقض حقوق بشر و خشونت دولتی را در ایران مستندسازی می‌کند، در لحظه تنظیم این گزارش، همچنان «گمشده» است.

این‌که آیا پناه در بازداشت بوده، دادگاهی برایش تشکیل شده و چه حکمی برایش صادر شده، با توجه به قطعی اینترنت ایران، فعلا قابل ارزیابی نیست.

انسیه نجاتی

ansieh.jpg

هیچ منبع رسانه‌ای معتبری درباره خانم نجاتی تاکنون گزارشی منتشر نکرده است. تنها دو خط و یک عکس از او در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که می‌گوید او اهل داراب است و یک کودک ۵ساله دارد. ۲۰دی۱۴۰۴ در داراب بازداشت شده و در خطر اعدام قرار دارد. ایران‌وایر نمی‌تواند این اطلاعات را تایید یا رد کند.

با این‌حال عکسی از او در کولاژ بازنشر شده توسط دونالد ترامپ وجود دارد که در شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان بارها بازنشر شده است.

محبوبه شعبانی

mahboobe.jpg

۲۰فروردین۱۴۰۵، سازمان حقوق‌بشری «هه‌نگاو» در گزارشی نوشت که محبوبه شعبانی یکی از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه۱۴۰۴ در مشهد با اتهام «محاربه» مواجه شده است. بر پایه این اطلاعات، محبوبه شعبانی ۳۳ساله و ساکن مشهد شامگاه ۱۳بهمن۱۴۰۴ حوالی ساعت ۸شب به دست نیروی اداره اطلاعات مشهد بازداشت شده و دست‌کم تا روز ۲۰فروردین‌ماه، در بند زنان زندان «وکیل‌آباد» محبوس بوده است.

بر اساس گفته‌های منابع آگاه، در هنگام بازداشت، این زن معترض توسط پنج مامور مرد و یک مامور زن مورد خشونت شدید قرار گرفته و موتور شخصی او نیز ضبط شده است.

گزارش‌ها همچنین تایید می‌کند که اتهام «محاربه» علیه محبوبه شعبانی، به‌دلیل «کمک‌رسانی به معترضان زخمی در جریان اعتراضات مشهد در ۱۸ و ۱۹دی‌ماه ۱۴۰۴ » مطرح شده است.

گفته شده که او با استفاده از موتور، مجروحان را به مراکز درمانی و بیمارستان منتقل می‌کرده است.

گفته شده که محبوبه شعبانی پدر و مادرش را از دست داده و کسی پرونده‌اش را پیگیری نمی‌کند و همین دست دستگاه قضایی ایران برای طرح اتهام سنگین «محاربه» و احتمالا صدور حکم اعدام برای او را بازتر می‌گذارد.

تاکنون هیچ اطلاعاتی درباره سرنوشت این معترض بازداشت‌شده، برگزاری دادگاه برای او یا صدور حکم اعدام برایش صادر نشده است. با این‌حال، با توجه به طرح اتهام محاربه، خطر صدور این حکم برای او محتمل است.

ونوس حسینی‌نژاد

venoos.jpg

ونوس حسینی‌نژاد، ۲۸ساله از شهروندان بهایی ایران، ساکن کرمان است. نامه‌ای از والدین او در تاریخ ۱۵بهمن‌۱۴۰۴ در اختیار ایران‌وایر قرار گرفت که در آن وضعیت دخترشان شرح داده و درباره خطر علیه جان فرزندشان هشدار داده‌اند. آن‌ها در این نامه از نهادهای حقوق‌بشری و تمامی افرادی که می‌توانند به آن‌ها کمک کنند، درخواست یاری کرده‌اند.

در بخشی از نامه پدر و مادر ونوس آمده که آن‌ها دست‌کم در ۱۹ روز ابتدای بازداشت او، موفق به ملاقات به او نشده‌اند و صرفا تماس‌های تلفنی بسیار کوتاه داشته‌اند.

والدین او با تاکید بر این‌که دخترشان اختلال دوقطبی دارد و طی ۱۲سال گذشته تحت درمان مداوم بوده، نوشته‌اند که ونوس در یکی از تماس‌ها، با گریه به آن‌ها گفته: «بسیار، بسیار خسته شدم. خودم را به در و دیوار می‌زنم. من همکاری کردم تا مرا آزاد کنند. قول داده‌اند تا سه روز دیگر مرا آزاد کنند.»

با این‌حال تا تاریخ انتشار این نامه یعنی ۱۵بهمن‌ماه او نه‌تنها آزاد نشده، بلکه تحت فشارهای شدید جسمی و روانی هم بوده است: « صرفا برای رهایی از این شرایط طاقت‌فرسا، اعلام آمادگی برای “همکاری” کرده است؛ همکاری‌ای که ظاهرا به معنای تن دادن به اعترافات اجباری و دروغین بوده است.»

۱۲بهمن۱۴۰۴، برنامه تلویزیونی۲۰:۳۰ در شبکه دو سیمای جمهوری اسلامی ویدیویی از اعترافات بریده‌بریده و منقطع سه جوان بهایی کرمانی را منتشر کرد. «شایان شکیبایی»، «پیوند نعیمی» و ونوس در این گزارش حضور داشتند. ‌«بی‌بی‌سی فارسی» در گزارشی نوشته که آن‌ها هر سه پیش از اعتراضات ۱۸ و ۱۹‌دی و احتمالا به‌خاطر عضویت در یک گروه تلگرامی بازداشت شده‌اند. در ویدیوی ۲۰:۳۰ نیز آن‌ها تحت عنوان اعضا و سرکردگان «گروه تروریستی مجازی» معرفی شده‌اند.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

والدین ونوس با اشاره به این برنامه، از آن تحت عنوان «فیلمی نمایشی که با هدف معرفی عده‌ای به‌عنوان عامل اعتراضات اخیر، هرج‌ومرج، آتش‌سوزی و همکاری با دولت‌های خارجی تهیه شده تا زمینه صدور احکام سنگین و ناعادلانه علیه آنان فراهم شود.»

والدین ونوس همچنین نوشته‌اند که جان فرزندشان «به‌شدت در معرض خطر است» و «نیازمند همراهی و مساعدت فوری، سریع و مجدانه شما هستیم تا بار دیگر خون بی‌گناهی به ناحق بر زمین ریخته نشود.»

با وجود قطعی اینترنت تا این لحظه خبری مبنی بر برگزاری دادگاه و حکم صادر شده برای ونوس و سایر هم پرونده‌ای‌هایش در دست نیست، اما نظر به اطلاعیه قوه قضاییه که نوشته حکم قطعی برای هیچ یک از افراد لیست ترامپ صادر نشده، خطر صدور حکم بدوی اعدام برای دست‌کم برخی از شهروندانی که در لیست رییس‌جمهوری ایالات متحده هستند، باقی است.

دیانا طاهرآبادی

diana.jpg

خبر بازداشت دیانا طاهرآبادی را نخستین‌بار، کانال «شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران» در تاریخ ۴اسفند۱۴۰۴ منتشر کرد. بر این اساس، دیانا ۱۶ساله و ساکن کرج است. در خبر این نهاد صنفی معلمان ایران که اخبار نقض حقوق معلمان و دانش آموزان‌شان را پوشش می‌دهد، آمده که این دانش آموز در تاریخ ۵ بهمن‌ماه در محل سکونتش بازداشت شده و در حال حاضر در بخش کانون اصلاح و تربیت زندان «کچویی» این شهر نگهداری می‌شود.

چند روز بعد کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در گزارش دیگری نوشت که دیانا «در خطر اعدام» است.

بر اساس این گزارش، «حدود ساعت هشت صبح پنجم بهمن‌ماه، پنج مامور با لباس نیروی انتظامی پس از ورود به خانه‌ پدری این دانش‌آموز ، تلفن‌های همراه اعضای خانواده را برای جلوگیری از تماس جمع‌آوری کرده‌اند. دیانا هنگام ورود ماموران در خواب بود؛ ماموران به اتاقش رفته، او را بیدار و بازداشت کردند. این نوجوان با دست‌بند به یک ون منتقل و سپس به زندان کچویی انتقال داده شد. طبق این گزارش، وی به دادگاه کرج نیز برده شده و خانواده‌اش را درباره احتمال صدور حکم اعدام تهدید کردند و او را برای ارزیابی “صلاحیت عقلی” به پزشکی قانونی ارجاع داده‌اند.»