کوردانه: محمدرضا اسکندری: اظهارات آذر ماجدی در کانال یک علیه احزاب کوردی، بار دیگر نشان داد که بخشی از جریان‌های مدعی چپ، هنگام مواجهه با مسئله کوردستان، همان ادبیاتی را بازتولید می‌کنند که سال‌هاست رسانه‌های امنیتی جمهوری اسلامی و جریان‌های ضدکورد به کار می‌برند. تکرار ادعای بی‌سند درباره «سلاح‌های ترامپ» علیه احزاب کوردی، در حالی مطرح می‌شود که احزاب کوردستانی این ادعا را رد کرده‌اند و حتی یک مقام دفاعی آمریکا نیز گزارش‌ها درباره انتقال یا انحراف این سلاح‌ها به‌دست نیروهای کورد را «نادرست» خوانده است.


اظهارات اخیر آذر ماجدی در برنامه‌ای از کانال یک علیه احزاب کوردی، بار دیگر بحث قدیمی و پرتنش میان بخشی از جریان‌های چپ ایرانی و نیروهای سیاسی کوردستان را زنده کرده است؛ بحثی که ریشه‌های آن تنها در اختلافات امروز نیست، بلکه به سال‌های دشوار مبارزه، انشعاب‌های سیاسی و نگاه‌های متفاوت به مسئله ملیت‌ها در ایران بازمی‌گردد.

در سال‌هایی که کوردستان در یکی از سخت‌ترین و خونین‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر خود قرار داشت، کومله و مردم کوردستان از بسیاری از نیروها و فعالانی حمایت کردند که بعدها بخشی از آنان به جریان‌های نزدیک به منصور حکمت پیوستند. در آن زمان، زندگی و فعالیت در مناطق مرزی با خطر، فقر، فشار نظامی و دشواری‌های فراوان همراه بود. با این حال، امکانات سیاسی، تشکیلاتی و حتی مالی کومله برای پشتیبانی از شماری از این نیروها به کار گرفته شد و بسیاری از آنان توانستند از مسیر همین امکانات خود را به خارج از کشور برسانند.

اما بخشی از همین نیروها بعدها در روندهای انشعابی در کومله نقش‌آفرینی کردند؛ روندی که از نگاه بسیاری از فعالان کورد، مسیر یک حرکت سیاسی ریشه‌دار و اجتماعی را به حاشیه برد. آنان با تفکراتی وارد میدان شدند که در آن، مسئله حقوق ملیت‌ها، ستم ملی و جایگاه تاریخی مبارزه مردم کوردستان چندان جدی گرفته نمی‌شد. نتیجه آن شد که بخشی از انرژی سیاسی کومله، به جای تمرکز بر مبارزه علیه جمهوری اسلامی و دفاع از حقوق مردم کوردستان، درگیر کشمکش‌های ایدئولوژیک و درونی شود.

اکنون نیز هر چند وقت یک‌بار، برخی از همین چهره‌ها یا نیروهای وابسته به آنان، با زبانی تند و تحقیرآمیز علیه احزاب کوردستانی سخن می‌گویند؛ زبانی که گاه تفاوت چندانی با ادبیات رسانه‌های وابسته به جمهوری اسلامی یا جریان‌های سلطنت‌طلب ندارد. آنان از اروپا و از فاصله‌ای امن، درباره احزابی حکم صادر می‌کنند که در سخت‌ترین شرایط، در صف مقدم مبارزه سیاسی و میدانی علیه جمهوری اسلامی ایستاده‌اند. این شیوه برخورد، بیش از آن‌که نقد سیاسی باشد، نوعی تخریب و نفی تجربه تاریخی یک ملت است.

در همین چارچوب، شباهت ادبیات آذر ماجدی با ادبیات سایت امنیتی آکام‌نیوز و چهره‌هایی مانند نادر کیانی پرسش‌برانگیز است. مسئله فقط اختلاف سیاسی نیست؛ مسئله این است که وقتی واژه‌ها، اتهام‌ها و جهت حمله یکی می‌شود، مرز میان نقد سیاسی و بازتولید روایت امنیتی مخدوش می‌گردد. اگر نام و تصویر گوینده تغییر کند، بخش‌هایی از این ادبیات چنان شبیه به نوشته‌ها و خط تبلیغاتی رسانه‌های ضدکورد است که گویی از یک منبع مشترک تغذیه می‌شود.

نمونه روشن آن، نحوه برخورد آذر ماجدی با ادعای دونالد ترامپ درباره ارسال سلاح به معترضان ایرانی از مسیر کوردهاست. او چنان درباره این ادعا سخن می‌گوید که گویا خود شاهد تحویل آن سلاح‌ها به احزاب کوردی بوده است. این در حالی است که احزاب کوردستانی روژهلات این ادعا را رد کرده‌اند و بنا بر گزارش‌ها، یک مقام دفاعی آمریکا نیز گفته است گزارش‌های مربوط به انحراف سلاح‌ها توسط گروه‌های کوردی «نادرست» است و چنین چیزی را پیگیری یا تأیید نمی‌کنند. همچنین در گزارش دیگری آمده است که منبعی آگاه گفته این سلاح‌ها هرگز از کنترل آمریکا خارج نشده و به گروه‌های کوردی یا غیرنظامیان داخل ایران تحویل داده نشده‌اند.

از سوی دیگر، هر کسی که کمترین شناختی از جغرافیای امنیتی کوردستان داشته باشد، می‌داند انتقال و توزیع سلاح از مسیر مناطق مرزی، آن‌هم در شرایطی که هر نقطه آن زیر نگاه نیروهای نظامی، اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی است، کار ساده‌ای نیست. مگر انتقال و پخش سلاح، فروش و توزیع گوجه‌فرنگی در بازار است که احزاب کوردی بتوانند بی‌هزینه و بی‌ردپا آن را انجام دهند؟ حتی تحلیل‌های بیرونی نیز تأکید کرده‌اند که انتقال سلاح از شمال عراق به داخل ایران از مسیر گروه‌های کوردی، فرایندی بسیار پیچیده و دشوار است و نمی‌توان آن را با چند جمله تبلیغاتی ساده‌سازی کرد.

با این حال، آذر ماجدی و همفکرانش به جای پرسش از منبع، سند و امکان عملی چنین ادعایی، آن را به ابزاری برای حمله به احزاب کوردی تبدیل می‌کنند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که نقد سیاسی جای خود را به تبلیغات مخرب می‌دهد. وقتی ادعایی از سوی احزاب کوردی رد شده، از سوی مقام دفاعی آمریکا نیز تأیید نشده و از نظر میدانی نیز بسیار پیچیده و نامحتمل است، تکرار آن دیگر روشنگری نیست؛ بلکه کمک به پروژه بدنام‌سازی نیروهایی است که سال‌هاست زیر فشار جمهوری اسلامی، ترور، تبعید، تهدید و حمله نظامی قرار دارند.

اتهام‌زنی‌هایی مانند «غیردمکراتیک بودن»، «وابستگی» یا «بی‌اعتباری سیاسی» علیه احزاب کوردی، وقتی از سوی کسانی مطرح می‌شود که خود کارنامه‌شان خالی از پرسش و ابهام نیست، نیازمند بررسی جدی‌تر است. پس از جدایی این جریان‌ها از کومله نیز همواره حرف‌وحدیث‌هایی درباره خط سیاسی، رفتار تشکیلاتی و وابستگی‌های احتمالی برخی رهبران ایدئولوژیک آنان مطرح بوده است. بنابراین، کسانی که دیگران را به وابستگی متهم می‌کنند، پیش از هر چیز باید درباره کارنامه و مواضع خود پاسخ‌گو باشند.

نقد احزاب کوردی، مانند نقد هر جریان سیاسی دیگر، حق هر فرد و نیروی سیاسی است. هیچ حزب یا سازمانی فراتر از نقد نیست. اما نقد زمانی معتبر است که بر پایه واقعیت، سند، انصاف و شناخت تاریخی باشد؛ نه بر اساس کینه‌های قدیمی، رقابت‌های ایدئولوژیک یا بازتولید ادبیات نیروهایی که سال‌هاست علیه حقوق مردم کوردستان موضع گرفته‌اند.

سخنان آذر ماجدی در کانال یک، بیش از آن‌که یک تحلیل سیاسی تازه باشد، بازتاب همان شکاف قدیمی میان نگاه مرکزگرایانه بخشی از چپ ایرانی و تجربه زنده مردم کوردستان است؛ تجربه‌ای که با خون، مقاومت، تبعید، زندان و مبارزه ساخته شده است. مردم کوردستان و احزاب سیاسی آن، با همه ضعف‌ها و نقدهایی که ممکن است بر آنان وارد باشد، بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزه برای آزادی، عدالت و حق تعیین سرنوشت در ایران‌اند. نادیده گرفتن این واقعیت، نه نقد سیاسی است و نه کمونیسم؛ بلکه نوعی پاک کردن حافظه تاریخی یک ملت است.