تحلیل تازهای در نشریه فارنپالیسی هشدار میدهد که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، هرچند قدرت تاکتیکی واشنگتن را نشان داد، اما ذخایر تسلیحاتی و توان بازدارندگی آمریکا در برابر چین را بهشدت فرسوده کرده است.
نشریه فارنپالیسی در تحلیلی به قلم هال برندز، استاد روابط بینالملل در دانشگاه جانز هاپکینز و پژوهشگر ارشد مؤسسه امریکن اینترپرایز، نوشت که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، با وجود نمایش قدرت نظامی واشنگتن در سطح تاکتیکی، از نظر راهبردی ضعف خطرناک آمریکا را آشکار کرده است.
به نوشته این تحلیل، جنگ ایران موجی از پیامدهای جهانی بههمراه داشته است؛ از آشفتگی در اقتصاد جهانی و اختلال در آزادی کشتیرانی گرفته تا تشدید بحران در نظام منع گسترش سلاحهای هستهای و افزایش نگرانی متحدان آمریکا. اما به باور نویسنده، مهمترین پیامد این جنگ، آشکار شدن شکاف عمیق میان تعهدات جهانی آمریکا و ظرفیت واقعی نظامی و صنعتی این کشور است؛ وضعیتی که او از آن با عنوان «ورشکستگی راهبردی» آمریکا یاد میکند.
فارنپالیسی مینویسد عملیاتهای اولیه آمریکا و اسرائیل، از جمله هدف قرار دادن شماری از مقامهای ارشد ایرانی، آسیب زدن به بخشی از پدافند هوایی ایران و استفاده گسترده از فناوریهای نوین برای شناسایی و انهدام اهداف، نشان داد که ارتش آمریکا همچنان از توان بالای عملیاتی و حملات دقیق برخوردار است. با این حال، این موفقیتهای تاکتیکی نتوانست حکومت ایران را از پا درآورد، حملات موشکی و پهپادی ایران علیه پایگاههای آمریکا را متوقف کند یا تهران را از فشار بر تنگه هرمز بازدارد.
بر اساس این تحلیل، هزینه اصلی جنگ برای آمریکا در مصرف گسترده تسلیحات پیشرفته و محدود نهفته است. نیروهای آمریکایی در جریان مرحله شدید جنگ، حجم بزرگی از موشکهای کروز تاماهاک و دیگر مهمات پیشرفته خود را مصرف کردهاند. همزمان، سامانههای پدافندی گرانقیمت مانند پاتریوت، تاد و موشکهای رهگیر اسام-۳ نیز برای دفاع از نیروهای آمریکا و متحدان منطقهای در برابر حملات ایران بهشدت بهکار گرفته شدهاند.
نکته نگرانکننده برای واشنگتن این است که همین تسلیحات، در سناریوی احتمالی جنگ با چین بر سر تایوان نیز نقشی حیاتی دارند. نویسنده هشدار میدهد اگر روند تولید این مهمات با سرعت کنونی ادامه یابد، جایگزینی بخشی از ذخایر مصرفشده در جنگ ایران ممکن است چند سال زمان ببرد. این وضعیت میتواند توان آمریکا برای واکنش سریع به بحرانهای دیگر، بهویژه در اقیانوس آرام، را با محدودیت جدی روبهرو کند.
فارنپالیسی تأکید میکند جنگ ایران تنها ذخایر تسلیحاتی آمریکا را کاهش نداده، بلکه نیروها و تجهیزات این کشور را نیز از مناطق دیگر به خاورمیانه کشانده است. بخشی از سامانههای دفاع موشکی و نیروهای آمادهباش آمریکا از شرق آسیا خارج شدهاند؛ درست از همان منطقهای که در اسناد راهبردی واشنگتن، اولویت اصلی برای مهار چین معرفی شده است.
به باور نویسنده، خطر اصلی این است که جنگی فرسایشی در خلیج فارس، توان آمریکا برای بازدارندگی در برابر چین را تضعیف کند. چین در سالهای اخیر زرادخانه موشکی، دریایی و هستهای خود را با سرعت گسترش داده و از نگاه بسیاری از ناظران، تایوان همچنان مهمترین نقطه بحران احتمالی میان واشنگتن و پکن است. در چنین شرایطی، درگیری طولانی در خاورمیانه میتواند ارتش آمریکا را فرسوده، پراکنده و کمذخیره کند.
این مقاله میافزاید جنگ ایران ممکن است از یک جهت برای واشنگتن پیام قدرت داشته باشد، زیرا نشان داده آمریکا هنوز توان انجام حملات دقیق و گسترده را دارد. اما از سوی دیگر، پایه مادی بازدارندگی آمریکا را تضعیف کرده است. به بیان دیگر، واشنگتن ممکن است از نظر روانی دشمنان خود را بترساند، اما از نظر ذخایر تسلیحاتی و ظرفیت نظامی، ضعیفتر از گذشته شود.
پیامدهای این وضعیت فقط به تایوان محدود نمیشود. متحدان آمریکا در شرق آسیا، از ژاپن تا کره جنوبی، نگراناند که واشنگتن بار دیگر نتواند تمرکز راهبردی خود را از خاورمیانه به اقیانوس آرام منتقل کند. حتی تحویل برخی تسلیحات آمریکایی به متحدان آسیایی نیز ممکن است تحت تأثیر فشار ناشی از جنگ ایران با تأخیر روبهرو شود.
فارنپالیسی در جمعبندی خود مینویسد آمریکا با بحرانی روبهروست که طی دههها شکل گرفته است: تعهدات جهانی بسیار گسترده، اما ظرفیت نظامی و صنعتی محدود. جنگ ایران این شکاف را آشکار کرده و نشان داده است ابرقدرتی که پس از جنگ سرد به برتری نظامی عادت کرده بود، اکنون باید با محدودیتهای واقعی قدرت خود روبهرو شود.
نویسنده نتیجه میگیرد که این بحران میتواند دو مسیر پیش روی واشنگتن بگذارد: یا آمریکا و متحدانش از این وضعیت برای افزایش جدی تولید تسلیحات، تقویت صنایع دفاعی و کاهش فاصله میان تعهدات و تواناییها استفاده میکنند؛ یا جنگی دیگر در خاورمیانه، آمریکا را وارد دورهای طولانیتر و خطرناکتر از آسیبپذیری راهبردی خواهد کرد.
منبع:
بر اساس تحلیلی از هال برندز در نشریه Foreign Policy
