در حالی‌که جنگ آمریکا و ایران به بحرانی فرسایشی تبدیل شده و رقبایی چون چین از درگیری واشنگتن در خاورمیانه سود می‌برند، ترامپ بار دیگر تلاش می‌کند ناکامی‌های خود را با اتهام‌زنی به کُردها پنهان کند؛ اتهامی که گروه‌های کُرد آن را بی‌اساس می‌دانند و می‌تواند پیامدهای خطرناکی برای کُردستان و اعتراضات مردمی ایران داشته باشد.
کوردانه: محمدرضا اسکندری: پیچیدگی‌های منطقه، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی و پیامدهای جنگ فرسایشی وارد بحرانی پرهزینه شده است، او بار دیگر تلاش می‌کند بخشی از ناکامی‌های خود را به گردن کُردها بیندازد.

ترامپ در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز مدعی شد که آمریکا برای معترضان ایرانی سلاح فرستاده بود، اما این سلاح‌ها از طریق کُردها به مقصد نرسید و کُردها آن‌ها را برای خود نگه داشتند. او گفت: «کُردها ما را ناامید کردند» و افزود که این موضوع را فراموش نخواهد کرد.

این سخنان، بیش از آن‌که توضیحی روشن درباره یک سیاست امنیتی موفق یا ناموفق باشد، نشانه‌ای از آشفتگی در روایت‌سازی سیاسی ترامپ است. اگر چنین طرحی واقعاً وجود داشته، خودِ آن پرسش‌های جدی درباره مسئولیت‌پذیری دولت آمریکا، شناخت میدانی از نیروهای منطقه‌ای و پیامدهای تسلیح بخشی از اعتراضات داخلی ایران ایجاد می‌کند. اگر هم چنین طرحی وجود نداشته یا اسناد آن روشن نیست، اتهام‌زنی به کُردها چیزی جز فرافکنی سیاسی نیست.

از سوی دیگر، احزاب و جریان‌های کُرد ایرانی این ادعا را بی‌اساس دانسته و دریافت چنین سلاح‌هایی را تکذیب کرده‌اند. این تکذیب‌ها اهمیت دارد، زیرا اتهام ترامپ می‌تواند بهانه‌ای تازه به دست جمهوری اسلامی بدهد تا هم اعتراضات مردمی را «وابسته به خارج» معرفی کند و هم فشار امنیتی علیه کُردها و مناطق کُردستان را افزایش دهد.

تحلیلگران منتقد سیاست ترامپ معتقدند او جنگ واقعی را با نمایش‌های تبلیغاتی و بازی‌های کامپیوتری اشتباه گرفته است. جمهوری اسلامی، با وجود ضعف‌های عمیق اقتصادی، اجتماعی و مشروعیتی، هنوز دارای شبکه‌ای گسترده از موشک‌ها، پهپادهای ارزان‌قیمت، نیروهای نیابتی و ابزارهای نامتقارن در منطقه است. همین توان نامتقارن می‌تواند زرادخانه سنگین و گران‌قیمت آمریکا را در یک جنگ فرسایشی به چالش بکشد.

در چنین وضعیتی، چین و دیگر رقبای آمریکا از گرفتار شدن واشنگتن در بحران خلیج فارس سود می‌برند. هرچه تمرکز نظامی، سیاسی و اقتصادی آمریکا بیشتر به خاورمیانه کشیده شود، دست چین در اقیانوس آرام و در رقابت جهانی بازتر می‌شود. به همین دلیل، حتی اگر آمریکا از نظر تاکتیکی ضرباتی وارد کند، از نظر راهبردی ممکن است هزینه‌ای بسیار سنگین بپردازد.

مشکل اصلی ترامپ این است که به جای پذیرش خطای محاسباتی خود، به دنبال مقصر خارجی می‌گردد. امروز این مقصر کُردها معرفی می‌شوند؛ فردا ممکن است متحدان اروپایی، مخالفان داخلی آمریکا یا حتی فرماندهان نظامی خود او هدف حمله لفظی قرار گیرند. اما واقعیت این است که شکست راهبردی را نمی‌توان با اتهام‌زنی پنهان کرد.

کُردها نه مسئول شکست سیاست‌های واشنگتن هستند و نه باید قربانی روایت‌های انتخاباتی و تبلیغاتی ترامپ شوند. اگر آمریکا سیاستی اشتباه در قبال ایران، منطقه و اعتراضات مردمی در پیش گرفته است، مسئولیت آن بر عهده تصمیم‌گیرندگان آمریکایی است؛ نه مردمی که دهه‌هاست خود قربانی سرکوب، جنگ، بی‌اعتمادی قدرت‌های جهانی و معامله‌های پشت پرده بوده‌اند.

اتهام ترامپ علیه کُردها، در این مقطع حساس، نه تنها غیرمسئولانه است، بلکه می‌تواند پیامدهای خطرناکی برای امنیت کُردها و آینده مبارزات دموکراتیک مردم ایران داشته باشد. آن‌چه امروز نیاز است، نه فرافکنی و نه بازی با سرنوشت ملت‌ها، بلکه تحلیل واقع‌بینانه، سیاست مسئولانه و احترام به اراده مردم برای آزادی و دموکراسی است.