در یادداشتی از دکتر سیوان سعید، روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل کردستان، که در پایگاه خبری آمارجی منتشر شده، روند تازه صلح در ترکیه و موضع عبدالله اوجالان در برابر آن بررسی شده است. نویسنده با مرور تحول فکری اوجالان، از مبارزه کلاسیک رهاییبخش ملی تا نظریه کنفدرالیسم دموکراتیک، این پرسش را مطرح میکند که آیا رهبر زندانی پ.ک.ک در مسیر سازش با دولت ترکیه قرار گرفته یا تلاش دارد راهبرد جنبش کردی را متناسب با تحولات منطقهای، هزینههای جنگ و توازن قوای جدید بازتعریف کند.
منبع: پایگاه خبری آمارجی
نویسنده: دکتر سیوان سعید، فارغالتحصیل دانشگاه اکستر انگلستان
سیوان سعید، روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل کردستان، در یادداشتی که در پایگاه خبری آمارجی منتشر شده، به یکی از مهمترین بحثهای این روزهای فضای سیاسی کردها پرداخته است: آیا عبدالله اوجالان با حمایت از روند تازه صلح در ترکیه، از آرمانهای تاریخی جنبش کردی فاصله گرفته است، یا در حال بازتعریف راهبرد مبارزه کردها متناسب با تحولات منطقهای و توازن قوای جدید است؟
نویسنده با مرور تحول فکری اوجالان، واکنشهای موافقان و مخالفان، و تجربههای شکستخورده روندهای پیشین صلح، تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد که آیا رهبر زندانی پ.ک.ک در مسیر سازش گام برداشته، یا همچنان پروژه رهایی کردها را در قالبی تازه دنبال میکند.
بیش از ۲۷ سال از زندانی شدن عبدالله اوجالان میگذرد، اما او همچنان یکی از تأثیرگذارترین چهرهها در سیاست کردی به شمار میرود. با این حال، همزمان با آغاز روند تازه گفتوگو میان دولت ترکیه و جنبش کردی، انتقادهایی نیز از درون جامعه کرد متوجه او شده است؛ انتقادهایی که اوجالان را به فاصله گرفتن از آرمان استقلالطلبی و حتی همسویی با منافع دولت ترکیه متهم میکنند.
نویسنده این مقاله معتقد است چنین برداشتی، بیش از آنکه ناشی از تغییر مواضع اوجالان باشد، نتیجه درک ناقص از تحول فکری او و همچنین انتظارات انباشته جامعه کرد پس از دههها جنگ، سرکوب و قربانی دادن است.
به باور نویسنده، اوجالان در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ رهبر یک جنبش کلاسیک رهاییبخش ملی بود؛ جنبشی که مبارزه مسلحانه را تنها راه مقابله با انکار هویت کردها و سیاستهای سرکوبگرانه دولت ترکیه میدانست. اما پس از بازداشت او در سال ۱۹۹۹، اندیشه سیاسیاش به تدریج دچار تحول شد. او از ایده تشکیل دولت-ملت کردی فاصله گرفت و نظریه «کنفدرالیسم دموکراتیک» را مطرح کرد؛ الگویی که بر دموکراسی محلی، مشارکت مستقیم مردم، برابری جنسیتی، حفاظت از محیط زیست و همزیستی اقوام و جوامع مختلف استوار است.
حامیان اوجالان این تحول را عقبنشینی نمیدانند، بلکه آن را بازتعریف راهبرد مبارزه در شرایط جدید میخوانند. از نگاه آنان، تجربه خاورمیانه نشان داده است که الگوی دولت-ملت نه تنها مسئله کردها را حل نکرده، بلکه در بسیاری موارد به بازتولید خشونت، تمرکز قدرت و حذف دیگری انجامیده است. آنان معتقدند ادامه جنگ نیز تنها هزینههای انسانی، اجتماعی و سیاسی بیشتری بر جامعه کرد تحمیل خواهد کرد.
با این حال، منتقدان میگویند انزوای طولانیمدت اوجالان در زندان، ارتباط او با واقعیتهای میدانی را محدود کرده است. آنان بر این باورند که در حالی که دولت ترکیه همچنان فشارهای امنیتی، نظامی و سیاسی خود را حفظ کرده، جنبش کردی بارها برای صلح امتیاز داده، بدون آنکه به تضمینهای پایدار سیاسی، حقوقی یا قانون اساسی دست یابد.
ناکامی روند صلح سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ و درگیریهای خونین پس از آن نیز این بدبینی را تشدید کرده است. بسیاری از کردها معتقدند تجربههای گذشته نشان داده که دولت ترکیه بیش از آنکه به دنبال آشتی واقعی و حل ریشهای مسئله کرد باشد، در پی مدیریت بحران، کنترل امنیتی و تضعیف جنبش کردی است.
نویسنده در ادامه به تغییرات نسلی در جامعه کرد اشاره میکند. نسل جدید، بهویژه در ترکیه، سوریه، عراق و همچنین در میان مهاجران کرد در اروپا، نگاه یکسانی به اوجالان ندارد. بخشی از این نسل همچنان او را نماد مقاومت و اندیشه سیاسی نوین کردها میداند، اما بخشی دیگر، با گرایشهای ملیگرایانه پررنگتر یا با تأثیرپذیری از تحولات منطقهای و بینالمللی، برداشت متفاوتی از آینده مسئله کرد دارد.
به اعتقاد نویسنده، شبکههای اجتماعی نیز در تشدید این شکاف نقش مهمی داشتهاند. او به فعالیت گسترده مخالفان اوجالان در فضای مجازی برای تخریب چهره او اشاره میکند و معتقد است بخشی از انتقادهای امروز، محصول کارزارهای سازمانیافته رسانهای، جنگ روانی و قطبیسازی سیاسی است.
یکی از مهمترین محورهای مقاله، تحلیل برداشت متفاوت اوجالان از تحولات پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ است. نویسنده میگوید بخشی از جریانهای ملیگرای کرد تصور میکردند اسرائیل و آمریکا در مسیر تغییر ساختار سیاسی خاورمیانه، ابتدا ایران و سپس ترکیه را تحت فشار قرار خواهند داد و این روند میتواند فرصتی تاریخی برای کردها ایجاد کند.
اما به باور نویسنده، اوجالان چنین تحلیلی را واقعبینانه نمیدانست. از نگاه او، جنبش کردی نباید سرنوشت خود را بر مبنای محاسبات ژئوپلیتیکی نامطمئن، وعدههای قدرتهای خارجی یا تحولات غیرقابل پیشبینی منطقهای بنا کند. به همین دلیل نیز از روند جدید گفتوگو با آنکارا استقبال کرد و تلاش داشت از فضای ایجادشده برای پیشبرد مطالبات کردها از مسیر سیاسی بهره ببرد.
نویسنده همین رویکرد را در قبال شمال و شرق سوریه نیز مشاهده میکند. او معتقد است اوجالان نگران بود که در صورت ورود نیروهای کرد سوریه به رویارویی مستقیم و گسترده، منطقه با فاجعهای مشابه غزه روبهرو شود. از این منظر، خویشتنداری مظلوم کوبانی و نیروهای دموکراتیک سوریه نشانه ضعف نیست، بلکه انتخابی راهبردی برای حفظ دستاوردهای سیاسی، اجتماعی و نظامی کردها در یکی از حساسترین مناطق خاورمیانه است.
در بخش پایانی مقاله، نویسنده تأکید میکند که بخش مهمی از سوءتفاهمها به ضعف ارتباطات بازمیگردد. محدودیتهای شدید زندان باعث شده دیدگاههای اوجالان به صورت غیرمستقیم و از طریق وکلا، هیئتهای سیاسی یا پیامهای محدود منتشر شود؛ موضوعی که زمینه تفسیرهای متفاوت، ناقص و گاه متناقض را فراهم کرده است.
به اعتقاد نویسنده، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا اوجالان «خائن» است یا نه، بلکه مسئله این است که جنبش کردی تا چه اندازه توانسته برای جامعه خود توضیح دهد که فداکاریهای چند دهه گذشته چگونه به راهبرد سیاسی امروز پیوند میخورد و مقصد نهایی این مسیر چیست.
این مقاله در مجموع تلاش دارد به انتقادهای اخیر علیه اوجالان پاسخ دهد. نویسنده استدلال میکند که تغییر راهبرد اوجالان نه ناشی از تسلیم، بلکه حاصل تحول نظری و ارزیابی واقعبینانه از توازن قوا در خاورمیانه است. با این حال، او اذعان دارد که ناکامی روندهای صلح، هزینههای سنگین جنگ، تداوم سرکوب و نبود دستاوردهای ملموس سیاسی باعث شده بخش قابل توجهی از جامعه کرد نسبت به آینده این راهبرد دچار تردید، بدبینی و ناامیدی شود.
در نهایت، مقاله قضاوت درباره موفقیت یا شکست استراتژی کنونی اوجالان را به آینده و به سرنوشت مسئله کرد در ترکیه، سوریه و منطقه واگذار میکند.
