محمدرضا اسکندری: اظهارات اخیر نچیروان بارزانی علیه احزاب کوردستان ایران، بار دیگر پرسشی تاریخی و دردناک را پیش روی ملت کورد قرار داده است: چرا هر زمان پای منافع سیاسی و اقتصادی رهبران اقلیم کردستان به میان میآید، روژهلات باید قربانی شود؟ مردمی که دههها با جان، مال و خون خود از مبارزات آزادیخواهانه در باشور، باکور و روژاوا حمایت کردند، امروز از برخی رهبران همان بخشها بیش از هر چیز سرزنش، تهدید و مصلحتاندیشی میشنوند. آیا رهبران اقلیم فراموش کردهاند که امنیت و موقعیت سیاسی امروز آنان تنها محصول معاملات دیپلماتیک نیست، بلکه بر حاصل دههها مبارزه و فداکاری کوردها در هر چهار بخش کردستان استوار شده است؟
نچیروان بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق، روز ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ در نشست سالانه مؤسسه تحقیقات خاورمیانه (MERI)، با انتقاد از احزاب کورد مخالف جمهوری اسلامی ایران، مدعی شد که اقدامات این نیروها اقلیم کردستان را در معرض خطر بزرگی قرار داده است.
او تأکید کرد که اقلیم کردستان نباید به پایگاهی برای تهدید کشورهای همسایه تبدیل شود و افزود که حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان برای جلوگیری از هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، نیروهای خود را در مناطق مرزی مستقر کردهاند.
بارزانی همچنین تأکید کرد که اقلیم کردستان قصد ندارد در جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران دخالت کند.
اما این سخنان، صرفاً یک موضعگیری دیپلماتیک ساده نیست. این اظهارات را باید در بستر تاریخی روابط احزاب حاکم بر اقلیم با جمهوری اسلامی و تجربه تلخ کوردهای روژهلات بررسی کرد.
آقای نچیروان بارزانی! تاریخ کوردستان از روزی آغاز نشده است که شما و احزابتان به قدرت سیاسی و اقتصادی در اقلیم دست یافتید.
پیش از آنکه حکومت اقلیم شکل بگیرد، پیش از آنکه اربیل به مرکز قدرت سیاسی تبدیل شود و پیش از آنکه رهبران امروز اقلیم پشت میزهای مذاکره با دولتهای منطقه بنشینند، نسلهای متعددی از کوردهای روژهلات در کنار مبارزات مردم باشور ایستاده بودند.
در سالهای مبارزه علیه حکومت بعث عراق، زمانی که روستاهای کردستان عراق ویران میشدند و هزاران خانواده از خانههای خود رانده میشدند، مناطق کردنشین ایران یکی از مهمترین پناهگاههای آوارگان باشور بود.
در جریان فاجعه انفال و بمباران شیمیایی حلبچه در سال ۱۹۸۸، دهها هزار نفر از مردم کردستان عراق به آن سوی مرز پناه بردند. گزارش تاریخی سازمان دیدهبان حقوق بشر در سال ۱۹۹۱، از حضور صدها هزار پناهنده کورد عراقی در ایران طی دهههای پیشین و کمک خانوادهها و طایفههای مرزنشین به آنان سخن گفته است.
مردم روژهلات در آن روزهای سخت، از آوارگان نپرسیدند عضو کدام حزب هستند، به کدام خانواده سیاسی تعلق دارند یا حضورشان چه هزینهای برای امنیت و زندگی آنان ایجاد خواهد کرد.
آنان درهای خانههای خود را گشودند، نان خود را تقسیم کردند و با وجود فقر، سرکوب و مشکلات فراوان، آوارگان باشور را تنها نگذاشتند.
این همبستگی تنها به کمکهای انسانی محدود نبود. در دورههای مختلف، نیروهای سیاسی و مبارزان کورد از بخشهای گوناگون کردستان در مبارزات یکدیگر مشارکت داشتند؛ گاه در کنار هم جنگیدند، کشته شدند و هزینههای سنگینی پرداختند.
البته تاریخ روابط احزاب کوردستان همواره سرشار از اتحاد نبوده است. رقابتهای حزبی، وابستگی به دولتهای منطقه و حتی درگیری میان نیروهای کورد نیز بخشی از همین تاریخ تلخ است. اما این واقعیت، سهم مردم روژهلات در پشتیبانی از جنبشهای دیگر بخشهای کردستان را از میان نمیبرد.
اگر اغراق نکرده باشم، روژهلات در بسیاری از مقاطع تاریخی یکی از پشتوانههای مهم مبارزات کوردها در سه بخش دیگر بوده است؛ اما خود بارها قربانی محاسبات سیاسی و امنیتی همان نیروهایی شده که روزگاری از همبستگی کوردستان سخن میگفتند.
امروز پرسش این است: آیا این تاریخ در حافظه سیاسی رهبران اقلیم جایی دارد؟
آقای بارزانی!
شما میگویید حضور نیروهای مسلح مخالف جمهوری اسلامی ممکن است امنیت اقلیم را به خطر بیندازد. طبیعی است که هر حکومتی نسبت به امنیت مردم و سرزمین تحت اداره خود مسئولیت داشته باشد.
اما امنیت یک بخش از کردستان نباید به بهای نادیده گرفتن حقوق سیاسی و انسانی مردم بخش دیگر تأمین شود.
آیا امنیت اقلیم تنها زمانی به خطر میافتد که احزاب روژهلات درباره مبارزه با جمهوری اسلامی سخن میگویند؟
آیا هنگامی که موشکهای سپاه پاسداران بر سر پناهندگان، خانوادهها و مقرهای احزاب کوردستان ایران فرود میآیند، امنیت و حاکمیت اقلیم نقض نمیشود؟
در ۸ سپتامبر ۲۰۱۸، سپاه پاسداران مقرهای احزاب دموکرات کردستان ایران را در منطقه کویه هدف حملات موشکی قرار داد. این حمله شماری از اعضا و کادرهای این احزاب را کشت و دهها نفر را زخمی کرد.
در سپتامبر ۲۰۲۲ نیز حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی به کویه و مناطق دیگر اقلیم تکرار شد. این بار نهتنها اعضای احزاب سیاسی، بلکه غیرنظامیان و خانوادههای پناهنده نیز قربانی شدند.
سازمان دیدهبان حقوق بشر در گزارش خود تأیید کرد که برخی حملات به مناطق مسکونی اصابت کردهاند و از کشته شدن یک زن باردار و نوزاد او در حملات سپتامبر ۲۰۲۲ خبر داد.
آقای بارزانی! آن روزها خطر اصلی برای اقلیم چه کسانی بودند؟ پناهندگان سیاسی کورد که سالها در اردوگاهها زندگی کرده بودند یا نیروهایی که از آن سوی مرز با موشک و پهپاد، خانه و زندگی آنان را هدف قرار میدادند؟
درست است که ریاست اقلیم و دولت اقلیم در مقاطعی این حملات را محکوم کردند؛ اما مسئله فراتر از صدور بیانیههای محکومیت است.
پرسش این است که این محکومیتها چه نتیجه عملی برای حفاظت از جان پناهندگان و جلوگیری از تکرار حملات داشتهاند؟
چگونه است که درباره فعالیت سیاسی و نظامی احزاب روژهلات با قاطعیت از قانون، امنیت مرزها و تعهدات بینالمللی سخن گفته میشود، اما در برابر تکرار حملات نظامی جمهوری اسلامی، راهکاری مؤثر برای حفاظت از جان این انسانها ارائه نشده است؟
آیا حاکمیت اقلیم تنها در برابر نیروهای سیاسی کورد اعمال میشود یا در برابر تجاوز نظامی دولتهای همسایه نیز باید از همان قاطعیت برخوردار باشد؟
در سال ۲۰۲۳، توافق امنیتی میان بغداد و تهران به جابهجایی نیروهای احزاب کوردستان ایران از مناطق مرزی و محدود شدن فعالیتهای مسلحانه آنان منجر شد.
این توافق با هدف اعلامشده جلوگیری از تهدیدهای مرزی صورت گرفت؛ اما برای بسیاری از کوردهای روژهلات، این پرسش را ایجاد کرد که آیا آینده و امنیت پناهندگان سیاسی آنان نیز به موضوع معامله میان دولتها تبدیل شده است؟
هیچکس نمیتواند ضرورت حفظ امنیت مردم باشور را انکار کند. مردم اقلیم نباید قربانی جنگهای دولتهای منطقه شوند.
اما میان جلوگیری از استفاده نظامی از خاک اقلیم و تبدیل شدن به ابزار فشار سیاسی بر مخالفان جمهوری اسلامی تفاوت اساسی وجود دارد.
دفاع از امنیت اقلیم، مجوزی برای نادیده گرفتن مسئولیت اخلاقی و سیاسی در برابر مردم روژهلات نیست.
از سوی دیگر، آقای بارزانی باید روشن کند که دقیقاً کدام اقدام نظامی احزاب روژهلات موجب به خطر افتادن اقلیم شده است.
اگر مدارک مشخصی درباره عملیات نظامی از خاک اقلیم وجود دارد، باید این مدارک ارائه شود؛ نه آنکه مجموعهای از احزاب و پناهندگان سیاسی با اتهاماتی کلی در جایگاه متهم قرار گیرند.
گزارش منتشرشده از سوی رووداو درباره نشست میری نیز تصریح کرده که شواهد ثبتشدهای از حمله این احزاب به ایران از خاک اقلیم در جریان جنگ اخیر وجود ندارد. سخنگوی حزب دموکرات کردستان ایران نیز اعلام کرده است که این حزب متعهد شده از خاک عراق برای عملیات نظامی علیه ایران استفاده نکند.
اگر چنین است، بر چه اساسی باید مسئولیت حملات جمهوری اسلامی به اقلیم را متوجه نیروهای سیاسی روژهلات دانست؟
نکته تأملبرانگیز آن است که در همان روز ۱۲ اکتبر، همزمان با برگزاری نشست میری، اردوگاه آزادی متعلق به حزب دموکرات کردستان ایران در کویه هدف حمله دو پهپاد قرار گرفت. به گزارش رووداو، این حمله خسارت مادی به دنبال داشت، اما تلفات انسانی گزارش نشد.
این همزمانی، پرسشی بسیار جدی را پیش روی رهبران اقلیم قرار میدهد: چرا در حالی که نیروهای سیاسی روژهلات به رعایت تعهدات امنیتی فراخوانده میشوند، امنیت خود آنان در خاک اقلیم همچنان در معرض حمله قرار دارد؟
آقای نچیروان بارزانی!
شما در سخنان خود گفتهاید که مسئله کورد در ایران و ترکیه نمیتواند برای همیشه با انکار روبهرو شود.
این سخن درست است؛ اما چگونه میتوان از پایان انکار حقوق کوردها سخن گفت و همزمان، نیروهای سیاسی همان مردم را بدون ارائه شواهد مشخص، عامل ناامنی معرفی کرد؟
آیا حقوق سیاسی کوردها تنها زمانی باید به رسمیت شناخته شود که با منافع اقتصادی و دیپلماتیک احزاب حاکم بر اقلیم تعارض نداشته باشد؟
آیا مسئله کورد در روژهلات باید تا زمانی به تعویق بیفتد که تهران و اربیل بر سر منافع مشترک خود به توافق برسند؟
این نگاه، بیش از آنکه بیانگر همبستگی ملی باشد، یادآور همان سیاستی است که طی دههها، بخشهای مختلف کردستان را به ابزار چانهزنی دولتها و قدرتهای منطقهای تبدیل کرده است.
واقعیت تلخ این است که در بسیاری از مقاطع تاریخی، کوردها نهتنها از سوی حکومتهای مسلط بر کردستان، بلکه از رقابتها، معاملات و مصلحتاندیشی رهبران سیاسی خود نیز آسیب دیدهاند.
نباید این حقیقت را پنهان کرد.
ما کوردهای روژهلات، در طول دهههای گذشته، از مبارزات مردم باشور، باکور و روژاوا حمایت کردهایم. این حمایت تنها به شعار و احساسات ملی محدود نبوده است. انسانهایی از روژهلات در مبارزات دیگر بخشها جان باختهاند و خانوادههای بسیاری هزینه همبستگی خود را پرداختهاند.
با این حال، امروز این احساس در میان بخشی از مردم روژهلات وجود دارد که هنگام نیاز دیگران، برادر و همسرنوشت شناخته میشوند، اما هنگامی که نوبت دفاع از حقوق خودشان فرا میرسد، به مسئلهای امنیتی و دردسرساز تبدیل میشوند.
روژهلات نمیتواند همواره قربانی سیاستی باشد که در آن منافع احزاب حاکم بر اقلیم بر سرنوشت میلیونها کورد دیگر اولویت پیدا میکند.
مردم روژهلات نه دشمن باشور هستند و نه خواهان آناند که اقلیم کردستان به میدان جنگ تبدیل شود.
برعکس، امنیت، آزادی و پیشرفت باشور برای مردم روژهلات نیز ارزشمند است.
اما این همبستگی نمیتواند یکطرفه باقی بماند.
رهبران اقلیم حق دارند از خاک و امنیت مردم خود دفاع کنند؛ همانگونه که احزاب سیاسی روژهلات نیز موظفاند در تصمیمهای خود جان غیرنظامیان و امنیت مردم اقلیم را در نظر بگیرند.
ولی هیچکدام از این مسئولیتها نباید به توجیه سرکوب سیاسی، بیتفاوتی در برابر حملات برونمرزی یا نادیده گرفتن حقوق پناهندگان تبدیل شود.
آقای بارزانی! جمهوری اسلامی برای حمله به مخالفان خود نیازی به بهانه تازه ندارد. مسئله آن است که رهبران اقلیم نباید با متهم کردن کلی احزاب روژهلات، ناخواسته به روایت امنیتی تهران اعتبار ببخشند.
سیاست مسئولانه آن است که هم از امنیت اقلیم دفاع شود، هم حق فعالیت سیاسی مسالمتآمیز مخالفان به رسمیت شناخته شود و هم از جان و حقوق پناهندگان کورد حفاظت گردد.
تاریخ کردستان سرشار از تجربههای تلخی است که در آنها منافع کوتاهمدت احزاب، بر آرمانهای مشترک مردم غلبه کرده است.
اگر قرار باشد هر بخش از کردستان، برای حفظ موقعیت سیاسی خود، حقوق و رنج مردم بخش دیگر را نادیده بگیرد، چگونه میتوان از آیندهای مشترک، همبستگی ملی و آزادی سخن گفت؟
مردم روژهلات سالهاست هزینه سرکوب جمهوری اسلامی را میپردازند. نباید بگذاریم هزینه مصلحتاندیشی رهبران دیگر بخشهای کردستان نیز بر دوش همین مردم گذاشته شود.
روژهلات نه حیاط خلوت احزاب حاکم بر اقلیم است، نه سپر بلای مناسبات تهران و اربیل و نه قربانی همیشگی معاملات امنیتی منطقه.
اگر رهبران اقلیم انتظار دارند مردم روژهلات حساسیتهای امنیتی باشور را درک کنند، آنان نیز باید حق داشته باشند از این رهبران انتظار همبستگی، مسئولیتپذیری و دفاع عملی از حقوق انسانی خود را داشته باشند.
زیرا کردستان را نمیتوان با چهار معیار متفاوت اداره کرد و همزمان از یک ملت و یک سرنوشت مشترک سخن گفت.
و سرانجام باید این حقیقت را بیپرده گفت:
روژهلات در روزهای سخت، پشتوانه باشور بود؛ اما امروز حق دارد بپرسد چرا هنگامی که خودش زیر موشک و پهپاد قرار میگیرد، برخی رهبران باشور بیش از آنکه از قربانیان سخن بگویند، نگران رضایت تهران هستند؟
تاریخ این پرسش را فراموش نخواهد کرد.
محمدرضا اسکندری
