کوردانه: محمدرضا اسکندری: اظهارات اخیر نچیروان بارزانی علیه احزاب کوردستان ایران، در حالی مطرح میشود که جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته بارها مقرها و محل استقرار نیروهای سیاسی روژهلات را در خاک اقلیم کردستان هدف حملات توپخانهای، موشکی و پهپادی قرار داده است. صدها خانواده آواره شدهاند و دهها انسان جان خود را از دست دادهاند. مردم روژهلات که در دشوارترین دورههای تاریخ، با جان و مال خود از مبارزات مردم باشور، باکور و روژاوا حمایت کردهاند، امروز حق دارند از رهبران اقلیم بپرسند: چرا امنیت اقلیم باید به بهای محدود کردن حقوق سیاسی روژهلات تأمین شود؟ آیا قربانیان حملات جمهوری اسلامی نیز بخشی از مسئولیت انسانی و سیاسی حکومت اقلیم نیستند؟
جناب آقای نچیروان بارزانی
رئیس اقلیم کردستان عراق
با درود،
سخنان اخیر شما در نشست سالانه مؤسسه تحقیقات خاورمیانه (MERI) در اربیل، درباره احزاب کوردستان ایران و متهم کردن آنان به به خطر انداختن امنیت اقلیم کردستان، مرا بر آن داشت تا این نامه سرگشاده را بهعنوان یکی از کوردهای روژهلات خطاب به شما بنویسم.
این نامه از سر دشمنی با مردم باشور یا مخالفت با امنیت و ثبات اقلیم کردستان نوشته نشده است. برعکس، من امنیت، آزادی و پیشرفت مردم باشور را بخشی از آرزوهای مشترک ملت کورد میدانم.
اما نمیتوان از کنار سخنانی گذشت که در آن، مسئولیت به خطر افتادن امنیت اقلیم عمدتاً متوجه نیروهای سیاسی روژهلات میشود، در حالی که جمهوری اسلامی طی سالیان طولانی، بارها با موشک، توپخانه، پهپاد و عملیات ترور، حاکمیت اقلیم و جان ساکنان آن را تهدید کرده است.
آقای بارزانی!
شما گفتهاید که اقلیم کردستان نباید به پایگاهی برای تهدید کشورهای همسایه تبدیل شود.
با این اصل میتوان موافق بود. هیچ نیروی سیاسی حق ندارد بدون توجه به جان و امنیت مردم، سرزمینی را به میدان جنگ تبدیل کند.
اما پرسش من این است:
آیا این اصل تنها درباره احزاب روژهلات اعتبار دارد یا دولتهای همسایه نیز موظفاند به امنیت و حاکمیت اقلیم احترام بگذارند؟
اگر حضور و فعالیت نیروهای سیاسی روژهلات تهدیدی برای امنیت اقلیم تلقی میشود، حملات مکرر جمهوری اسلامی به خاک اقلیم چه نام دارد؟
چگونه میتوان از مسئولیت احزاب کوردستان ایران سخن گفت، اما مسئولیت عاملان حملات نظامی به مقرهای سیاسی، اردوگاههای پناهندگان و مناطق مسکونی را در حاشیه قرار داد؟
آقای بارزانی! تاریخ را نمیتوان از حافظه مردم پاک کرد
اجازه دهید بخشی از تاریخ مشترکمان را یادآوری کنم؛ تاریخی که نسل من آن را نهتنها از کتابها و روایتها، بلکه از تجربه زندگی خود شناخته است.
پیش از تشکیل حکومت اقلیم کردستان، زمانی که مردم باشور زیر فشار حکومت بعث عراق قرار داشتند، روژهلات یکی از مهمترین پناهگاههای انسانی و اجتماعی آنان بود.
در دوران جنگ، عملیات انفال، بمباران شیمیایی حلبچه و آوارگی گسترده مردم باشور، خانوادههای بسیاری از آن سوی مرز به روژهلات پناه آوردند.
مردم روژهلات، با وجود محرومیت اقتصادی و فشارهای سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی، خانههای خود را به روی آنان گشودند.
نان خود را تقسیم کردند، از مجروحان مراقبت کردند، به خانوادههای آواره پناه دادند و در حد توان از مبارزات مردم باشور پشتیبانی کردند.
آنان در آن روزهای سخت، از آوارگان نمیپرسیدند که وابسته به کدام حزب و جریان سیاسی هستند.
برای بسیاری از مردم، مسئله پیش از آنکه وابستگی حزبی باشد، سرنوشت مشترک انسانی و تاریخی بود.
این همبستگی تنها به باشور محدود نماند.
در دورههای مختلف، مردم و مبارزان روژهلات از جنبشهای آزادیخواهانه در باکور و روژاوا نیز حمایت کردند. جوانانی از روژهلات در مبارزات دیگر بخشهای کردستان جان باختند و خانوادههای بسیاری هزینه این همبستگی را پرداختند.
اگر اغراق نکرده باشم، ما کوردهای روژهلات در بسیاری از مقاطع تاریخی، پشتیبان و یاریرسان مبارزات کوردها در سه بخش دیگر کردستان بودهایم.
البته این تاریخ یکطرفه نبوده است. مردم دیگر بخشهای کردستان نیز در مقاطع گوناگون از مبارزات روژهلات حمایت کردهاند.
اما واقعیت تلخ این است که در کنار این همبستگی مردمی، سیاستهای برخی رهبران و احزاب، بارها تحت تأثیر رقابتهای سیاسی، ملاحظات امنیتی و روابط با دولتهای منطقه قرار گرفته است.
امروز باید پرسید:
آیا کسانی که دیروز از همبستگی مردم روژهلات بهرهمند شدند، امروز حق دارند رنج و مطالبات همان مردم را تنها از دریچه مناسبات امنیتی با تهران نگاه کنند؟
حملات جمهوری اسلامی علیه احزاب روژهلات؛ مسئلهای فراتر از اختلافات حزبی
آقای بارزانی!
یکی از مهمترین واقعیتهایی که در ارزیابی وضعیت امنیتی اقلیم نباید نادیده گرفته شود، تاریخ طولانی حملات جمهوری اسلامی علیه نیروهای سیاسی کوردستان ایران است.
در طول دهههای گذشته، مقرها، اردوگاهها و مناطق استقرار احزاب و سازمانهای مختلف روژهلات، از جمله حزب دموکرات کردستان ایران و دیگر تشکلهای دموکرات، شاخههای مختلف کومله، حزب آزادی کردستان، سازمان خبات کردستان ایران، پژاک و دیگر جریانهای سیاسی و مبارزاتی، در دورههای مختلف با تهدیدها و عملیات نظامی جمهوری اسلامی روبهرو بودهاند.
این جریانها از نظر ایدئولوژی، برنامه سیاسی، شیوه مبارزه و ساختار تشکیلاتی یکسان نیستند.
اما تفاوتهای سیاسی آنان، نه حق زندگی اعضایشان را از بین میبرد و نه حمله نظامی به اردوگاههای غیرنظامی و محل زندگی خانوادههایشان را توجیه میکند.
در این نامه، نه از یک حزب دفاع ویژه میکنم و نه رنج و قربانیان یک جریان را بر دیگری ترجیح میدهم. مسئله من، جان انسانها و حقوق سیاسی مردم روژهلات است؛ فارغ از اینکه وابسته به کدام حزب یا سازمان باشند.
از حملات جمهوری اسلامی به مناطق کوهستانی قندیل در سال ۲۰۱۱ و حمله به مقر حزب آزادی کردستان در سال ۲۰۱۷ گرفته تا موشکباران مقرهای احزاب دموکرات در کویه در سپتامبر ۲۰۱۸، حملات گسترده سپتامبر ۲۰۲۲ و موج حملات موشکی و پهپادی سال ۲۰۲۶، تاریخ سالهای اخیر سرشار از نمونههای مستند خشونت برونمرزی علیه نیروهای سیاسی کوردستان ایران است.
در جریان این حملات، مقرهای احزاب مختلف هدف قرار گرفتهاند، اعضای تشکیلات سیاسی کشته و زخمی شدهاند و خانوادههای بسیاری ناچار به ترک خانهها و اردوگاههای خود شدهاند.
در سال ۲۰۲۶ نیز حملات به مقرهای احزاب و سازمانهای مختلف روژهلات در استانهای اربیل و سلیمانیه ادامه یافته است.
گزارشهای حقوق بشری از کشته شدن اعضای چندین جریان سیاسی و آسیب دیدن مراکز اقامتی و محل سکونت خانوادههای پناهنده خبر دادهاند.
شبکه حقوق بشر کردستان در ژوئیه ۲۰۲۶ اعلام کرد که بر اساس اطلاعات ثبتشده این سازمان، از سال ۲۰۱۷ دستکم ۵۴ نفر از اعضای احزاب سیاسی و پناهندگان در حملات موشکی و پهپادی سپاه پاسداران به مقرها و اردوگاههای احزاب کوردستان ایران در اقلیم کردستان کشته شدهاند. این آمار مربوط به بازه زمانی و موارد ثبتشده در گزارش آن سازمان است.
این قربانیان متعلق به یک حزب و یک جریان نبودهاند.
در میان آنان، اعضای تشکلهای مختلف، پیشمرگهها، فعالان سیاسی و پناهندگان حضور داشتهاند.
آنان ممکن است درباره آینده سیاسی کردستان، شیوه مبارزه و ساختار قدرت اختلافنظر داشته باشند، اما در برابر حق زندگی و امنیت انسانی، هیچ تفاوتی میان آنان وجود ندارد.
آقای بارزانی!
آیا کشته شدن این انسانها در خاک اقلیم کردستان، به اندازه اختلافات امنیتی با جمهوری اسلامی اهمیت نداشته است؟
آیا حکومت اقلیم در برابر خانوادههایی که سالها در قلمرو آن زندگی کردهاند، مسئولیتی ندارد؟
چرا با وجود محکومیتهای رسمی، حملات جمهوری اسلامی همچنان تکرار شده و امنیت ساکنان این اردوگاهها بهطور مؤثر تأمین نشده است؟
از ترورهای سیاسی تا حملات موشکی؛ چه کسی باید پاسخگو باشد؟
جناب آقای بارزانی!
ترور و تهدید مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی در خارج از مرزهای ایران، تاریخ طولانی دارد.
ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو و همراهانش در وین در سال ۱۹۸۹ و ترور دکتر صادق شرفکندی و دیگر فعالان سیاسی در رستوران میکونوس برلین در سال ۱۹۹۲، از شناختهشدهترین نمونههای این تاریخ هستند.
در مناطق مرزی و در خاک اقلیم کردستان نیز فعالان سیاسی و اعضای تشکلهای مختلف روژهلات طی دهههای گذشته با ترور، تهدید و حملات نظامی مواجه شدهاند.
این خشونتها را نمیتوان صرفاً اختلافی میان جمهوری اسلامی و احزاب مخالف آن دانست.
هنگامی که حمله نظامی در خاک عراق اتفاق میافتد، مسئله به حاکمیت سرزمینی، امنیت عمومی و مسئولیت دولتها نیز مربوط میشود.
آقای بارزانی!
آیا حکومت اقلیم حاضر است درباره تمامی موارد ترور و حمله به مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی، از هر حزب و سازمانی که باشند، از تحقیقات مستقل و شفاف حمایت کند؟
آیا خانوادههای قربانیان حق ندارند بدانند چه کسانی مسئول کشته شدن عزیزانشان بودهاند؟
آیا میتوان از امنیت و قانون سخن گفت، اما مسئله پاسخگویی عاملان حملات برونمرزی را به موضوعی درجه دوم تبدیل کرد؟
امنیت باشور نباید به بهای نادیده گرفتن حقوق روژهلات تأمین شود
آقای بارزانی!
در سال ۲۰۲۳، توافق امنیتی میان بغداد و تهران به جابهجایی نیروهای احزاب کوردستان ایران از مناطق مرزی و اعمال محدودیتهای تازه بر فعالیت آنان منجر شد.
هدف اعلامشده این توافق، کاهش تنشهای امنیتی و جلوگیری از استفاده از خاک عراق برای عملیات علیه ایران بود.
اما پرسش این است که آیا این اقدامات توانستهاند حملات جمهوری اسلامی به خاک اقلیم را متوقف کنند؟
حملات سالهای بعد نشان دادند که تهدیدهای امنیتی علیه اردوگاهها، خانوادهها و نیروهای سیاسی روژهلات همچنان ادامه داشته است.
اگر محدود کردن فعالیت احزاب به توقف حملات منجر نشده، چرا همچنان مسئولیت ناامنی عمدتاً متوجه همین احزاب معرفی میشود؟
من معتقدم همه نیروهای سیاسی، بدون استثنا، باید در تصمیمهای خود جان غیرنظامیان و امنیت مردم اقلیم را در نظر بگیرند.
اما در مقابل، دولت عراق و حکومت اقلیم نیز باید مسئولیت خود را در حفاظت از جان ساکنان قلمروشان بپذیرند.
این مسئولیت شامل اعضا و خانوادههای تمام جریانهای سیاسی روژهلات میشود؛ نه فقط احزابی که با یکی از جریانهای حاکم بر اقلیم روابط نزدیکتری دارند.
هیچ حزب سیاسی نباید به دلیل نزدیکی یا دوری از مراکز قدرت در اربیل یا سلیمانیه، از حق امنیت بیشتری نسبت به دیگران برخوردار باشد.
جان یک پناهنده، یک فعال سیاسی یا یک پیشمرگه، صرفنظر از وابستگی حزبی او، باید از حمایت قانونی برخوردار باشد.
امنیت نمیتواند امتیازی سیاسی باشد که بر اساس روابط حزبی توزیع شود.
مردم روژهلات نباید قربانی مناسبات تهران و اربیل شوند
آقای بارزانی!
در طول دهههای گذشته، مردم روژهلات برای دستیابی به آزادی، عدالت اجتماعی و حقوق ملی و دموکراتیک خود هزینههای سنگینی پرداختهاند.
نسلهای متعددی از جوانان ما زندانی، اعدام، ترور یا آواره شدهاند.
خانوادههای بسیاری عزیزان خود را از دست دادهاند و هزاران نفر ناچار شدهاند دور از زادگاه و خانواده خود زندگی کنند.
این رنج، متعلق به یک حزب یا سازمان سیاسی نیست.
رنج مشترک مردمی است که صرفنظر از عقیده، گرایش سیاسی و وابستگی تشکیلاتی، زیر فشار سرکوب و تبعیض قرار داشتهاند.
از همین رو، در این نامه نمیخواهم از هیچ جریان سیاسی تصویر قهرمانانه بسازم یا سهم دیگران را در مبارزات روژهلات کوچک جلوه دهم.
احزاب روژهلات نیز مانند همه جریانهای سیاسی، باید در برابر عملکرد و تصمیمهای خود پاسخگو باشند و نقد تاریخی آنان ضروری است.
اما اختلافات حزبی و انتقاد از عملکرد سیاسی، نباید دستاویزی برای نادیده گرفتن حقوق انسانی اعضا و هواداران آنان شود.
مسئله روژهلات بزرگتر از همه احزاب سیاسی آن است و سرنوشت مردم را نمیتوان به منافع و روابط هیچ تشکیلاتی تقلیل داد.
از سوی دیگر، همانگونه که رهبران اقلیم حق دارند درباره امنیت سرزمین خود نگران باشند، مردم روژهلات نیز حق دارند از آنان انتظار رفتار مسئولانه، منصفانه و مبتنی بر همبستگی انسانی داشته باشند.
حکومت اقلیم نباید اجازه دهد که اختلافات احزاب روژهلات یا مناسبات سیاسی با تهران، بر نحوه حفاظت از جان پناهندگان تأثیر بگذارد.
آقای بارزانی! تاریخ همبستگی را نمیتوان با مصلحتاندیشی سیاسی جایگزین کرد
من بهعنوان کسی که بخش مهمی از عمر خود را با مسائل سیاسی، اجتماعی و انسانی کردستان سپری کردهام، معتقدم یکی از بزرگترین آسیبهای تاریخی جنبش کوردستان، مقدم دانستن منافع کوتاهمدت حزبی بر مسئولیت مشترک در برابر مردم بوده است.
در دورههای مختلف، رقابتهای سیاسی و روابط بعضی از احزاب با دولتهای منطقه، به بیاعتمادی و حتی رویارویی میان نیروهای کورد منجر شده است.
نتیجه این سیاستها را بیش از همه مردم عادی، خانوادههای آواره و نسلهای جوان پرداختهاند.
ما نباید اجازه دهیم این تجربه بار دیگر تکرار شود.
مردم روژهلات در روزهای سخت، از مردم باشور، باکور و روژاوا حمایت کردند؛ نه برای آنکه روزی طلبکار شوند، بلکه به این دلیل که درد و رنج آنان را درد و رنج خود میدانستند.
امروز نیز مردم روژهلات خواهان امنیت و پیشرفت باشور هستند.
اما این همبستگی باید متقابل باشد.
نمیتوان در روزهای نیاز، از ملت واحد و سرنوشت مشترک سخن گفت و در روزهای مصلحتاندیشی سیاسی، حقوق مردم بخش دیگر کردستان را به حاشیه راند.
من نمیگویم اقلیم کردستان باید برای دفاع از احزاب روژهلات وارد جنگ شود.
چنین انتظاری نه واقعبینانه است و نه مسئولانه.
اما میان وارد شدن به جنگ و دفاع حقوقی، سیاسی، دیپلماتیک و انسانی از کسانی که در خاک اقلیم زندگی میکنند، تفاوت بزرگی وجود دارد.
اگر جمهوری اسلامی مقرها و محل زندگی پناهندگان سیاسی را هدف قرار میدهد، مسئولیت مستقیم آن حملات متوجه عاملان و فرماندهان این عملیات است.
در عین حال، حکومت اقلیم و دولت عراق نیز باید درباره اقداماتی که برای پیشگیری از تکرار حملات و حفاظت از غیرنظامیان انجام دادهاند، پاسخگو باشند.
پنج پرسش روشن از رئیس اقلیم کردستان
جناب آقای بارزانی!
مایلم در پایان این نامه، پنج پرسش مشخص را مطرح کنم.
نخست: بر اساس کدام شواهد مشخص، اقدامات احزاب روژهلات را عامل به خطر افتادن امنیت اقلیم در جنگ اخیر معرفی کردهاید؟ آیا حاضرید این شواهد را بهطور عمومی ارائه کنید؟
دوم: چرا با وجود حملات مکرر به مقرها و اردوگاههای احزاب و سازمانهای مختلف کوردستان ایران، هنوز سازوکاری مؤثر و یکسان برای حفاظت از جان اعضا، خانوادهها و پناهندگان وابسته به همه جریانهای سیاسی فراهم نشده است؟
سوم: حکومت اقلیم برای پیگیری حقوقی و بینالمللی حملات موشکی، پهپادی و ترورهای برونمرزی جمهوری اسلامی چه اقداماتی انجام داده و نتایج عملی این اقدامات چه بوده است؟
چهارم: آیا حاضر هستید از تشکیل یک هیئت مستقل و بیطرف برای بررسی تمامی حملات علیه نیروهای سیاسی روژهلات، بدون هیچگونه تبعیض و اولویت حزبی، حمایت کنید؟
پنجم: آیا میتوانید تضمین کنید که هیچ توافق امنیتی با جمهوری اسلامی، به نادیده گرفتن حقوق پناهندگان سیاسی، تهدید امنیت جانی آنان یا برخورد تبعیضآمیز با احزاب روژهلات منجر نخواهد شد؟
این پرسشها نه دعوت به جنگ هستند و نه درخواست چشمپوشی از قوانین عراق.
اینها مطالباتی انسانی درباره حق زندگی، امنیت، عدالت و مسئولیتپذیری سیاسیاند.
سخن پایانی؛ روژهلات مرغ عزا و عروسی سیاستهای منطقهای نیست
جناب آقای نچیروان بارزانی!
شما در سخنان اخیر خود گفتهاید که مسئله کورد در ایران و ترکیه نمیتواند برای همیشه با انکار روبهرو شود.
من با این سخن موافقم.
اما به رسمیت شناختن مسئله کورد تنها با بیان چند جمله سیاسی تحقق نمییابد.
دفاع از حقوق کوردها زمانی معنا پیدا میکند که سیاستمداران حاضر باشند حتی در شرایط دشوار، به اصول انسانی و حقوق برابر پایبند بمانند.
مردم روژهلات نمیتوانند بپذیرند که در روزهای سخت پشتیبان مبارزات دیگر بخشهای کردستان باشند، اما هنگامی که فرزندان خودشان هدف موشک و پهپاد قرار میگیرند، بهجای شنیدن سخنان همبستگیآمیز، با سرزنش و اتهام روبهرو شوند.
من این نامه را نه به نمایندگی از یک حزب سیاسی، بلکه از موضع یک کورد روژهلاتی و با اتکا به تجربه تاریخی و دغدغه انسانی خود نوشتهام.
از نظر من، هیچیک از احزاب و سازمانهای سیاسی روژهلات مالک انحصاری مبارزات مردم کردستان نیستند.
هیچ حزبی را نباید بزرگتر از مردم دانست و هیچ قربانیای را نباید به دلیل وابستگی حزبی او فراموش کرد.
مسئله من دفاع از نام یک حزب نیست؛ دفاع از حق زندگی، آزادی و کرامت انسانی همه کوردهای روژهلات است.
آقای بارزانی!
تاریخ تنها سخنان شما در نشست میری را ثبت نخواهد کرد.
تاریخ همچنین به یاد خواهد سپرد که در طول دهههای گذشته، مقرها و محل زندگی نیروهای سیاسی روژهلات بارها هدف حمله قرار گرفتند، انسانهای بسیاری کشته و زخمی شدند و خانوادههای بیشماری در هراس و آوارگی زندگی کردند.
تاریخ از رهبران سیاسی خواهد پرسید که در برابر این رنج مشترک چه کردند.
من همچنان معتقدم که آینده ملت کورد باید بر پایه احترام متقابل، حقوق برابر، همبستگی انسانی و مسئولیتپذیری سیاسی ساخته شود.
اما این آینده با سکوت در برابر رنج یکدیگر ساخته نخواهد شد.
روژهلات نه حیاط خلوت احزاب حاکم بر اقلیم است، نه سپر بلای مناسبات تهران و اربیل و نه مرغ عزا و عروسی سیاستهای منطقهای.
ما از شما انتظار جنگ نداریم.
انتظار داریم به همان اندازه که امنیت مردم باشور را مهم میدانید، حقوق انسانی و امنیت جانی کوردهای روژهلات را نیز جدی بگیرید.
انتظار داریم با همه جریانهای سیاسی روژهلات، مستقل از روابط حزبی و اختلافات ایدئولوژیک، بر اساس اصولی یکسان رفتار شود.
و انتظار داریم که هیچ معامله سیاسی و امنیتی، حقوق انسانی پناهندگان را به موضوعی قابل چشمپوشی تبدیل نکند.
آقای بارزانی! مردم روژهلات در روزهای سخت در کنار مردم باشور ایستادند؛ امروز نیز انتظار دارند رهبران باشور در کنار حقوق انسانی و امنیت آنان بایستند.
قدرت سیاسی، دولتها و مناسبات منطقهای تغییر میکنند، اما حافظه تاریخی ملتها باقی میماند.
روژهلات نباید در روزهای جنگ قربانی شود و در روزهای مذاکره به فراموشی سپرده شود.
با احترام به مردم باشور و با اعتقاد به حق زندگی، آزادی و کرامت انسانی همه کوردها،
محمدرضا اسکندری
۱۳ اکتبر ۲۰۲۶

