دکتر محمود عثمان، سیاستمدار باسابقه کورد و از نزدیک‌ترین همراهان ملامصطفی بارزانی، در کتاب خاطرات خود، مسئولیت اصلی قتل سلیمان معینی، از رهبران مبارزات کوردستان ایران، را متوجه ملامصطفی بارزانی دانسته است. او همچنین از همکاری نیروهای پیشمرگه تحت فرمان رهبری بارزانی با ارتش و ساواک حکومت شاه در تعقیب، بازداشت و کشتن مبارزان کورد روژهلات پرده برداشته و پذیرفته است که اعضای رهبری جنبش کوردستان عراق، از جمله خودش، در قبال بخشی از این اقدامات مسئولیت داشته‌اند.

رادیو کوردانه ضمن ارج نهادن به شجاعت تاریخی و اخلاقی دکتر محمود عثمان، اقدام او را در بازگو کردن یکی از اشتباهات تاریخی ملامصطفی بارزانی، از رهبران کاریزماتیک جنبش ملی کورد، شایسته تقدیر می‌داند. محمود عثمان با این اقدام نشان داده است که حتی شخصیت‌های بزرگ و تأثیرگذار تاریخ کوردستان نیز نباید در جایگاهی مقدس، خدای‌گونه و فراتر از نقد قرار گیرند. اهمیت سخنان او در این است که ضمن پذیرش سهم مسئولیت خود، از بیان اشتباهات رهبری که سال‌ها در کنار او مبارزه کرده، خودداری نکرده است.

رادیو کوردانه امیدوار است دیگر رهبران و شخصیت‌های سیاسی کوردستان نیز در دوران حیات خود چنین شهامتی داشته باشند و بدون انکار نقش و مسئولیت خویش، اشتباهات تاریخی رهبران بزرگ و تأثیرگذار کورد را آشکارا بیان کنند. نقد یک اشتباه تاریخی، هراندازه هم بزرگ و دردناک باشد، به معنای نفی کامل شخصیت، خدمات و مبارزات یک رهبر نیست. در تاریخ طولانی و دشوار مبارزات ملت کورد، همچون تاریخ مبارزات دیگر ملت‌ها، اشتباهات سیاسی و حتی تصمیم‌های فاجعه‌بار وجود داشته و ممکن است در آینده نیز تکرار شوند.

هیچ رهبر سیاسی، هراندازه محبوب، کاریزماتیک و تأثیرگذار باشد، از نقد و پاسخ‌گویی مصون نیست؛ نه آنان که جهان را بدرود گفته‌اند و نه کسانی که امروز در رأس قدرت و رهبری احزاب و جنبش‌های سیاسی قرار دارند.

پذیرش اشتباهات تاریخی، نه تضعیف جنبش ملی کوردستان، بلکه نشانه بلوغ سیاسی، مسئولیت‌پذیری و احترام به حقیقت و حقوق قربانیان است. تنها با چنین نگاهی می‌توان از تکرار خطاهای گذشته جلوگیری کرد و همبستگی میان بخش‌های مختلف کوردستان را بر پایه صداقت، احترام متقابل و مسئولیت مشترک استوار ساخت.

متن کامل یاداشت کوردانه:

دکتر محمود عثمان، سیاستمدار باسابقه کورد و از نزدیک‌ترین همراهان ملامصطفی بارزانی، در تازه‌ترین کتاب خاطرات خود، مسئولیت اصلی قتل سلیمان معینی، از رهبران مبارزات کوردستان ایران، را متوجه ملامصطفی بارزانی دانسته است. او همچنین از همکاری نیروهای پیشمرگه تحت فرمان رهبری بارزانی با ارتش و ساواک حکومت شاه در تعقیب، بازداشت و کشتن مبارزان کورد روژهلات پرده برداشته و اعتراف کرده است که اعضای رهبری جنبش کوردستان عراق، از جمله خودش، در قبال بخشی از این اقدامات مسئولیت داشته‌اند. این روایت تاریخی بار دیگر پرسش‌هایی جدی درباره قربانی شدن مبارزات کوردهای ایران در مناسبات سیاسی میان حکومت شاه و رهبری جنبش کوردستان عراق مطرح می‌کند.


اعترافات محمود عثمان؛ بازگشایی پرونده‌ای از تاریخ مبارزات کوردهای ایران

روزنامه کوردی «شارپرس» در گزارشی به تاریخ ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶، بخش‌هایی از کتاب تازه دکتر محمود عثمان با عنوان «بیرەوەریەکانم» (خاطرات من) را منتشر کرده است؛ خاطراتی که در آن یکی از چهره‌های نزدیک به ملامصطفی بارزانی، رویدادهای مربوط به قتل سلیمان معینی و سرکوب مبارزان کوردستان ایران در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی را بازگو می‌کند.

اهمیت این روایت در آن است که محمود عثمان صرفاً یک ناظر بیرونی نبوده، بلکه در آن دوران از اعضای رهبری جنبش کوردستان عراق و از حاضران در مذاکرات با نمایندگان ساواک بوده است. او اکنون، پس از گذشت بیش از نیم‌قرن، بخشی از تصمیم‌هایی را شرح می‌دهد که پیامدهای سنگینی برای جنبش سیاسی کوردهای ایران داشت.

کوردهای ایران؛ از حمایت از جنبش بارزانی تا قربانی شدن در معامله‌های سیاسی

برای شناخت ابعاد تاریخی قتل سلیمان معینی، باید به مناسبات کوردهای ایران و عراق در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ بازگشت.

مردم و مبارزان کوردستان ایران در دوره‌های مختلف از جنبش کوردستان عراق حمایت کرده بودند. در جریان مبارزات مسلحانه علیه حکومت مرکزی عراق، تعدادی از پیشمرگه‌های کورد ایرانی به صفوف نیروهای کوردستان عراق پیوستند و در نبردها مشارکت کردند.

از جمله در سال ۱۹۶۳، پیشمرگه‌های حزب دموکرات کوردستان ایران در نبردهای منطقه بادینان، در کنار پیشمرگه‌های حزب دموکرات کوردستان عراق علیه نیروهای حکومت بغداد جنگیدند.

این همکاری‌ها نشان می‌دهد که پیوند مبارزاتی میان دو بخش کوردستان صرفاً بر پایه روابط حزبی نبود، بلکه بر حمایت متقابل و احساس سرنوشت مشترک استوار شده بود.

بااین‌حال، هنگامی که حکومت محمدرضاشاه حمایت مالی، تسلیحاتی و سیاسی خود را از جنبش ملامصطفی بارزانی گسترش داد، مناسبات میان رهبری بارزانی و بخشی از نیروهای سیاسی کوردستان ایران دستخوش تغییر شد.

تهران می‌کوشید از جنبش کوردستان عراق به‌عنوان اهرم فشار علیه بغداد استفاده کند، اما هم‌زمان نمی‌خواست نیروهای کورد ایرانی از خاک عراق برای مبارزه علیه حکومت شاه بهره ببرند.

در چنین شرایطی، منافع سیاسی و نظامی رهبری بارزانی با اهداف مبارزان کوردستان ایران در تعارض قرار گرفت.

آلان حسنیان، پژوهشگر مسائل کوردستان، در مقاله‌ای با عنوان «همبستگی فرامرزی کوردها؛ بُعدی در معرض خطر از هویت کوردی» در نشریه دانشگاهی Kurdish Studies، این دوره را نمونه‌ای از تأثیر منافع دولت‌های منطقه بر مناسبات میان جنبش‌های سیاسی کورد معرفی می‌کند.

کمیته انقلابی حزب دموکرات و مبارزات سال‌های ۱۳۴۶ و ۱۳۴۷

در میانه دهه ۱۳۴۰، اختلافات سیاسی در حزب دموکرات کوردستان ایران شدت گرفت.

بخشی از اعضای حزب معتقد بودند که ادامه وابستگی سیاسی و نظامی به رهبری بارزانی، مبارزه مستقل کوردهای ایران علیه حکومت شاه را فلج خواهد کرد.

در چنین فضایی، کمیته انقلابی حزب دموکرات کوردستان ایران شکل گرفت؛ جریانی که چهره‌هایی مانند سلیمان معینی، عبدالله معینی، اسماعیل شریف‌زاده، ملا آواره و محمدامین سراجی در آن نقش داشتند.

این مبارزان تصمیم گرفتند بدون انتظار برای موافقت رهبری بارزانی، مبارزات سیاسی و مسلحانه خود را در کوردستان ایران سازمان دهند.

جنبش سال‌های ۱۳۴۶ و ۱۳۴۷، به‌رغم محدودیت امکانات و فشارهای شدید امنیتی، به یکی از فصل‌های مهم مبارزات سیاسی کوردستان ایران تبدیل شد.

اسماعیل شریف‌زاده در اردیبهشت ۱۳۴۷ در درگیری با نیروهای حکومت شاه جان باخت و دیگر چهره‌های این جریان نیز در جریان سرکوب‌های همان دوره کشته شدند.

اما سرنوشت سلیمان معینی و خلیل شوباش، از این جهت متفاوت بود که بنا بر اسناد تاریخی و روایت محمود عثمان، آنان به دست نیروهای وابسته به رهبری بارزانی بازداشت شدند.

بازداشت سلیمان معینی و درخواست مستقیم ساواک

محمود عثمان در خاطرات خود می‌نویسد که سلیمان معینی، که او از وی به‌عنوان دبیر موقت حزب دموکرات کوردستان ایران یاد می‌کند، همراه تعدادی از یارانش هنگام بازگشت از سلیمانیه به سوی ایران، در نزدیکی منطقه چوارتا به دست پیشمرگه‌های وابسته به حزب دموکرات کوردستان عراق بازداشت شد.

خبر بازداشت آنان به دستگاه اطلاعاتی حکومت شاه رسید و ساواک خواستار تحویل زندانیان شد.

به نوشته عثمان، هیئتی ایرانی به ریاست منصورپور، از مقام‌های بلندپایه ساواک، با ملامصطفی بارزانی دیدار کرد.

در این جلسه، محمود عثمان و شماری از اعضای دفتر سیاسی نیز حضور داشتند.

عثمان می‌گوید شخصاً با درخواست منصورپور مخالفت کرده و تأکید کرده است که روابط دوستانه با حکومت ایران نمی‌تواند دلیلی برای تحویل مبارزان کورد ایرانی به دستگاه امنیتی شاه باشد.

اما فشارهای حکومت ایران ادامه یافت.

به روایت عثمان، پس از این مذاکرات، پیامی مستقیم از محمدرضاشاه به ملامصطفی بارزانی رسید و در پی آن تصمیم به اعدام سلیمان معینی گرفته شد.

سرانجام در ۱۵ مه ۱۹۶۸، برابر با ۲۵ اردیبهشت ۱۳۴۷، سلیمان معینی تیرباران شد.

محمود عثمان تأکید می‌کند که او و برخی دیگر از اعضای دفتر سیاسی از تصمیم اعدام اطلاع نداشتند.

نمایش جسد سلیمان معینی در مهاباد؛ استفاده تبلیغاتی ساواک از یک جنایت

ماجرا با قتل سلیمان معینی پایان نیافت.

بر اساس روایت محمود عثمان، دستگاه امنیتی حکومت شاه پس از اطلاع از قتل معینی، خواستار تحویل جسد او شد.

ساواک سپس اجساد را در پشت یک خودروی وانت قرار داد و در خیابان‌های مهاباد به نمایش گذاشت.

به گفته عثمان، مأموران حکومت شاه خطاب به مردم اعلام می‌کردند که سلیمان معینی را حکومت ایران نکشته، بلکه ملامصطفی بارزانی کشته است.

این اقدام علاوه بر ایجاد فضای رعب و وحشت، هدف سیاسی مشخصی نیز داشت: تخریب اعتماد مردم کوردستان ایران به رهبری جنبش کوردستان عراق و بهره‌برداری از اختلافات موجود میان نیروهای کورد.

محمود عثمان اذعان می‌کند که این اقدام ضربه بزرگی به اعتبار جنبش تحت رهبری بارزانی در میان کوردهای ایران وارد کرد.

در واقع، حکومت شاه توانست از تصمیم رهبری بارزانی علیه یکی از مبارزان کورد ایرانی، برای پیشبرد اهداف تبلیغاتی و امنیتی خود استفاده کند.

محمود عثمان: مسئولیت اصلی قتل سلیمان معینی با بارزانی بود

یکی از مهم‌ترین بخش‌های خاطرات محمود عثمان، پذیرش مسئولیت سیاسی و تاریخی این رویداد است.

او می‌نویسد هنگامی که از قتل سلیمان معینی و نمایش جسد او در مهاباد مطلع شدند، شماری از اعضای رهبری به‌شدت اعتراض کردند.

به روایت عثمان، ملامصطفی بارزانی در پاسخ گفته بود که ناچار به انجام این کار شده و راه دیگری نداشته است.

اما محمود عثمان این توجیه را نمی‌پذیرد.

او تأکید می‌کند که رهبری جنبش می‌توانست معینی و همراهانش را آزاد کند و به حکومت ایران اطلاع دهد که آنان فرار کرده‌اند.

به باور عثمان، چنین اقدامی ممکن بود روابط تهران و رهبری بارزانی را برای مدتی تیره کند، اما از قتل مبارزان کورد جلوگیری می‌کرد.

محمود عثمان همچنین اتهام وابستگی سلیمان معینی و همراهانش به جناح جلال طالبانی را که برای توجیه اعدام آنان مطرح شده بود، نادرست می‌داند.

او مسئولیت اصلی قتل معینی را متوجه شخص ملامصطفی بارزانی می‌کند؛ زیرا به گفته او، بارزانی تصمیم‌گیرنده اصلی بوده و هرکس قدرت بیشتری داشته باشد، مسئولیت بیشتری نیز بر عهده دارد.

بااین‌حال، عثمان مسئولیت را تنها متوجه بارزانی نمی‌داند و تصریح می‌کند که سایر اعضای رهبری، از جمله خودش، نمی‌توانند در قبال تمامی رویدادهای آن دوران از مسئولیت شانه خالی کنند.

همکاری با ارتش شاه در تعقیب و کشتن مبارزان روژهلات

بخش دیگری از خاطرات محمود عثمان، ابعاد گسترده‌تری از مناسبات رهبری بارزانی با حکومت شاه را آشکار می‌کند.

او می‌نویسد که پس از قتل سلیمان معینی، تصمیم‌های نادرست دیگری نیز گرفته شد؛ تصمیم‌هایی که به اعتقاد او از خطوط قرمز مبارزات کوردستان عبور کردند.

به گفته عثمان، حکومت شاه از نیروهای پیشمرگه وابسته به رهبری بارزانی خواست در عملیات تعقیب مبارزان مسلح کورد ایرانی با ارتش ایران همکاری کنند.

هرچند بسیاری از پیشمرگه‌ها تمایلی به جنگیدن با کوردهای ایران نداشتند، عملیات مشترکی با نیروهای حکومت شاه انجام شد.

عثمان می‌گوید در جریان این عملیات، تعدادی از مبارزان کورد ایرانی کشته شدند، گروهی بازداشت و به حکومت ایران تحویل داده شدند و اطلاعات مربوط به برخی دیگر، از جمله ملا آواره و همراهانش، در اختیار نیروهای ایرانی قرار گرفت.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که دیگر سخن فقط درباره قتل یک شخصیت سیاسی نیست، بلکه موضوع همکاری نظامی و اطلاعاتی علیه بخشی از جنبش کوردستان مطرح می‌شود.

پژوهش تاریخی آلان حسنیان نیز با استناد به مدارک حزب دموکرات کوردستان ایران و منابع دیگر، به حضور نیروهای وابسته به بارزانی در عملیات علیه مبارزان کورد ایرانی در مناطق پیرانشهر، سردشت و بانه اشاره کرده است.

کوردهای ایران؛ هزینه حمایت از دیگر بخش‌های کوردستان

یکی از پرسش‌های مهمی که این خاطرات بار دیگر مطرح می‌کند، به جایگاه و سرنوشت کوردهای ایران در روابط میان جنبش‌های کوردستان مربوط می‌شود.

کوردهای روژهلات در مقاطع مختلف تاریخی، با وجود فشارهای حکومت مرکزی ایران، از مبارزات کوردهای عراق حمایت کرده بودند.

اما تجربه سال‌های ۱۳۴۶ و ۱۳۴۷ نشان داد که همبستگی ملی، هنگامی که زیر سایه وابستگی‌های سیاسی، حمایت‌های مالی و ملاحظات امنیتی دولت‌های منطقه قرار گیرد، می‌تواند با بحران روبه‌رو شود.

در این دوره، مبارزانی که خواهان ادامه مبارزه علیه حکومت شاه بودند، نه‌تنها با ارتش و ساواک ایران مواجه شدند، بلکه در بخش‌هایی از کوردستان عراق نیز با محدودیت، بازداشت و خشونت روبه‌رو شدند.

البته برای بررسی دقیق مسئولیت هر فرد در تمامی قتل‌ها و بازداشت‌های آن دوره باید میان دستورهای مستقیم رهبری، اقدامات سایر مسئولان حزبی و نفوذ ساواک در تشکیلات امنیتی تفاوت گذاشت.

سعید کاوه، از فعالان آن دوران، در خاطرات خود تأکید کرده است که نباید مسئولیت تمام رویدادهای خونین آن دوره را بدون بررسی جداگانه به ملامصطفی بارزانی نسبت داد؛ زیرا برخی اقدامات بدون اطلاع مستقیم او صورت گرفته بود.

اما این ملاحظه، اهمیت مسئولیتی را که محمود عثمان مشخصاً درباره قتل سلیمان معینی به بارزانی نسبت می‌دهد، از میان نمی‌برد.

تاریخ را نمی‌توان قربانی مصلحت‌های سیاسی کرد

خاطرات محمود عثمان فرصتی برای بازخوانی انتقادی یکی از دردناک‌ترین فصل‌های مناسبات سیاسی کوردهای ایران و عراق فراهم کرده است.

قتل سلیمان معینی و همراهانش، همکاری در تعقیب مبارزان روژهلات و تحویل افراد بازداشت‌شده به حکومت شاه، مسائلی نیستند که بتوان آن‌ها را صرفاً با استناد به شرایط دشوار سیاسی و نظامی آن دوران توجیه کرد.

همان‌گونه که محمود عثمان نیز مطرح می‌کند، رهبری جنبش کوردستان عراق می‌توانست راه‌های دیگری در پیش گیرد و مانع کشتار شود.

از سوی دیگر، بررسی این رویدادها نباید به دشمنی میان مردم بخش‌های مختلف کوردستان یا نادیده گرفتن مبارزات و فداکاری‌های پیشمرگه‌های کوردستان عراق منجر شود.

مسئولیت تصمیم‌های سیاسی و نظامی بر عهده کسانی است که آن تصمیم‌ها را گرفته و اجرا کرده‌اند، نه بر دوش یک ملت یا همه مبارزان آن.

امروز، پس از گذشت بیش از نیم‌قرن، انتشار این بخش از خاطرات محمود عثمان بار دیگر ضرورت روشن شدن حقیقت تاریخی، شناسایی مسئولیت تصمیم‌گیرندگان و حفظ یاد و نام قربانیان را یادآوری می‌کند.

سلیمان معینی، خلیل شوباش، اسماعیل شریف‌زاده، ملا آواره و دیگر مبارزان آن نسل، بخشی از تاریخ مبارزات سیاسی کوردستان ایران هستند؛ تاریخی که بررسی آن نیازمند دسترسی آزاد به اسناد، خاطرات و روایت‌های گوناگون است.

اگر قرار است همبستگی میان کوردهای بخش‌های مختلف کوردستان بر پایه‌ای پایدار شکل گیرد، این همبستگی باید بر احترام متقابل، استقلال تصمیم‌گیری سیاسی و پرهیز از قربانی کردن حقوق یک بخش در معاملات سیاسی بخش دیگر استوار باشد.

به رسمیت شناختن خطاهای تاریخی، نه نفی مبارزات یک جنبش، بلکه شرط جلوگیری از تکرار آن خطاهاست.


منابع گزارش:

۱. کتاب «بیرەوەریەکانم» (خاطرات من)، دکتر محمود عثمان؛ به نقل از گزارش روزنامه کوردی شارپرس، ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶.

۲. آلان حسنیان، «Cross-border Kurdish Solidarity: An Endangered Aspect of Kurdishness»، نشریه Kurdish Studies، جلد هفتم، شماره دوم، سال ۲۰۱۹، صفحات ۱۳۵ تا ۱۶۰؛ به‌ویژه صفحات ۱۴۰ تا ۱۴۵.

۳. زاهیر محمدی، «کمیته انقلابی حزب دموکرات کوردستان در گفتمان چریک‌های فدایی خلق ایران»، مرکز مطالعات کوردستان ـ تیشک، ۳ مه ۲۰۲۶.

یادداشت پژوهشی: نقل مطالب خاطرات محمود عثمان در این گزارش بر اساس متن منتشرشده در شارپرس است. نسخه کامل کتاب و شماره صفحات مربوط به این رویداد به‌طور مستقل بررسی نشده‌اند.