حجت اسماعیلی: در سالهای دفاع مقدس بدون شک هیچ قطعهای از ایران به نسبت جمعیت به اندازه این ایل نامدار در روزهای سخت از کیان ایران دفاع نکردند.
بعد از جنگ، قلعهای شدند محاصره در دل کوهها؛ بدون راه، بدون حتی یک واحد صنعتی، با جوانانی بیکار. چاره را در فرمانداری شدن دیدند. گفتند شاید ارتقا واحد اداری باعث شود تا شهر خاموش و فراموش شده در درد و رنج هایش با رسیدن به ارتقا، صدای خود را رساتر به راحت نشینان بر ایران آرمیده برساند.
تابلوی همان ساختمانی را که در زمان فرمانداری من در مهران برای بخشداری در حال ساخت بود به فرمانداری تغییر دادند. مردم قانع و نجیب ملکشاهی، خوشحال از این تغییر تابلو برای شروع روند توسعه به نظاره نشستند، اما خبری نشد.
این بار چاره را در فرستادن نمایندهای از خود به مجلس دیدند تا صدای خفته او از تریبون مجلس، فریادگر فراموشی این رزمندگان از دفاع از ایران برگشته باشد. اما پس از چند بار تلاش، حتی وقتی کاندید برنده انها را در مجلس بدون توضیح روشنی از صحن مجلس بیرون کردند، تحمل کردند و در دوره بعد، فردی نجیب از خود را به مجلس فرستادند؛ اما صدای تنهای او در هیچ جا شنیده نشد و فقر، تنهایی و فراموشی ملکشاهی مانند دیگر شهرهای استان ادامه یافت تا این روزها که بعلت گرانی سرسام آور، طاقتشان طاق شده و برای بیان مطالبات خود به اعتراض در آمدهاند.
در هر اعتراضی، امکان زیادهروی و حتی عدول از قانون وجود دارد، اما وظیفه مسئولین، تدبیر است. تدبیر قبل از وقوع، تدبیر در حین وقوع و تدبیر در بعد از وقوع. کشته شدن عدهای از جوانان غیور ملکشاهی نشان از این است که تدبیر مناسب صورت نگرفته تا از وقوع فاجعه جلوگیری شود.
اعتراض حق مردم است و وظیفه حاکمیت، شنیدن صدای اعتراض مردم است. ریختن خون انسانها، بخصوص بیگناه، هیچ پایه ای را مستحکم نمیکند، بویژه امنیت را.
زمان آن است که عاقلان، دور اندیشان و ایران دوستان برای حفظ کشور وارد میدان شوند.
اول اقدامات لازم برای جلوگيری از ریختن خون بیشتر بعمل آید.
دوم صدای برحق مردم شنیده شود و از مردم، بخصوص خانواده های داغدیده، دلجویی واقعی و عملی شود.
سوم با تشکیل یک کمیته حقیقت یاب مورد قبول افکار عمومی، بخصوص ایل ملکشاهی، تمام جوانب بررسی و با خاطیان برخورد شود.
و در آخر سخنی با رئیسجمهور و دولت.
اقای پزشکیان؛ مردم ایلام و مردم ملکشاهی رای بالایی به شما دادند. شما که برای شنیدن حرف مردم تهران، وزیر کشور را مامور پیگیری و صحبت با معترضان و شنیدن صدای اعتراض آنها میکنید(که کاری بسیار پسندیده بود)، آیا نباید برای وقایع شهر ملکشاهی با مردم داغدیده همراهی میکردید و ضمن عرض تسلیت، هیئتی برای بررسی واقعه به آنجا میفرستادید؟
نگذارید ریختن خون امری عادی شود که اگر خدای نخواسته شد، ویرانی ایران را به دنبال دارد.
حجت اسماعیلی، فعال سیاسی ایلامی و فرماندار دهه ۸۰ شهرهای مهران و ملکشاهی و شریک در داغ و مصیبت مردم غیور ملکشاهی
