پس از سالها مبارزه و کسب دستاوردهای ارزشمندی در زمینه اداره دموکراتیک امور جامعه و حقوق زنان و همبستگی ملیتها و مذاهب مختلف، جنبش روژاوا اکنون در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد. تنشهایی که ماهها بهصورت پنهان در جریان بود، اکنون به درگیریهای علنی تبدیل شده و سرنوشت مردم در این منطقه را در هالهای از ابهام قرار داده است.
نیروهای دموکراتیک سوریه که با پشتیبانی ایالات متحده نقش کلیدی در شکست داعش ایفا کردند، طی سالهای اخیر توانستند نظام خودمدیریتی نسبتاً موفقی در شمال شرق سوریه برپا کنند. اما با تغییر معادلات سیاسی در سوریه و فروپاشی حکومت بشار اسد، این نیروها با چالشهای جدیدی روبهرو شدهاند. دولت جدید دمشق که تحت رهبری احمد الشرع شکل گرفته، اکنون خواستار انحلال کامل نیروهای کرد و ادغام آنها در ارتش مرکزی است.
این درخواست که از دید نیروهای کرد به معنای از دست دادن تمام دستاوردهای چندساله و تسلیم کامل به ساختار قدرت متمرکز است، با مقاومت جدی مواجه شده است. تجربه تاریخی مردم کرد در منطقه نشان داده که چنین تسلیمی اغلب به حاشیهرانی، سرکوب و نابودی هویت ملی آنها منجر شده است.
طی هفتههای اخیر، نیروهای دولتی سوریه توانستهاند بخشهای وسیعی از شمال و شرق کشور را که سالها در اختیار نیروهای دموکراتیک سوریه بود، بازپس بگیرند. این پیشرویهای سریع در حالی صورت میگیرد که نیروهای کرد اعلام کردهاند از مناطق تحت کنترل خود دفاع خواهند کرد. اما واقعیت این است که این نیروها اکنون در محاصره فشارهای چندجانبه قرار دارند.
از یک سو، دولت مرکزی سوریه که خود تحت فشار ترکیه برای برقراری کنترل کامل بر سرزمینهای کردنشین است، خواستار ادغام کامل نیروهای کرد در ارتش این کشور شده است. از سوی دیگر، گروههای شبهنظامی تحت فرمان الشرع نیز به مناطق کردنشین تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه حمله کردهاند. این فشار دوگانه، فضای مانور را برای رهبری کرد در نیروهای دموکراتیک سوریه بهشدت محدود کرده است.
یکی از نکات امیدبخش در این بحران، واکنش سریع و گسترده مردم کرد در سایر بخشهای کردستان بوده است. موج پشتیبانی که در شهرهای کردستان عراق و کردستان ترکیه به راه افتاد، نشاندهنده حس همبستگی عمیق ملی در میان مردم کرد است. دهها هزار نفر تلاش کردند به هر شکل ممکن خود را به مرزهای کردستان سوریه برسانند تا از مردم کرد در سوریه دفاع کنند. نخستین موج حمایت مردمی از کردستان ترکیه، علیرغم استفاده مرزبانان از گاز اشکآور و ماشینهای آبپاش، توانست از مرز عبور کند. این حرکت خودجوش مردمی نشان میدهد که جنبش روژاوا در سوریه تنها یک مسئله محلی نیست، بلکه بخشی از مبارزه گستردهتر ملت کرد برای کسب حقوق خود در سراسر منطقه است.
یکی از چالشهای جدی که جنبش روژاوا با آن روبهروست، بحران شفافیت و اعتماد است. گزارشها حاکی از دیدار متشنجی میان مظلوم عبدی، فرمانده نیروهای دموکراتیک سوریه، و احمد الشرع است که پس از مشاهده امضای عبدی بر توافقنامهای ۱۴ مادهای صورت گرفته است. اما سخنگوی یگانهای مدافع خلق این ادعاها را تکذیب کرده و آنها را «دروغ» خوانده است.
این تناقضها درسی روشن دارند: در شرایط بحرانی، شایعه و جنگ روایتها میتواند جای سیاست واقعی را بگیرد. نیرویی که از حقوق مردم دفاع میکند باید شفافیت را اصل کار خود قرار دهد. هر گفتوگو، هر پیشنهاد ادغام یا عقبنشینی، و هر سازوکار امنیتی باید تا حد امکان با مردم در میان گذاشته شود تا تصمیمها پشت درهای بسته و بدون اطلاع مردم گرفته نشود.
غیبت شفافیت نهتنها اعتماد عمومی را تضعیف میکند، بلکه زمینه را برای نفوذ شایعات و تبلیغات دشمن فراهم میآورد. در چنین شرایطی، حفظ ارتباط مستقیم با مردم و پاسخگویی به آنها از اهمیت حیاتی برخوردار است.
شاید تلخترین بخش این بحران، سیاست ایالات متحده باشد. آمریکا که سالها از نیروهای کرد بهعنوان متحد اصلی خود در جنگ با داعش استفاده کرد، اکنون گامبهگام از پشتیبانی این نیروها عقب کشیده و روابط نزدیکی با احمد الشرع برقرار کرده است. این رفتار تکرار همان سیاستی است که آمریکا بارها در تاریخ در قبال کردها اعمال کرده است.
سیاست خارجی آمریکا هرگز بر اساس اصول اخلاقی شکل نگرفته، بلکه تابع منافع مادی و ملموس این کشور بوده است. کسانی که تا دیروز خوشباوری غیرواقعی نسبت به حمایت آمریکا از مردم کرد داشتند، اکنون سرخورده شدهاند. اما این سرخوردگی دیر آمده است؛ تجربه تاریخی نشان داده که تکیه به قدرتهای خارجی بدون داشتن استراتژی مستقل و پشتوانه منطقهای قوی، راهی به جایی نمیبرد.
جنبش مردم کرد در سوریه در مقطعی حساس قرار دارد که تصمیمات امروز سرنوشت نسلها را تعیین خواهد کرد.
راههای پیشرو محدود اما مشخص هستند: نخست، حفظ وحدت داخلی و شفافیت در تصمیمگیریها؛ دوم، تقویت همبستگی با سایر بخشهای کردستان و بهرهبرداری از حمایت مردمی؛ سوم، جستوجوی راهکارهای دیپلماتیک که حقوق مردم را حفظ کند بدون تسلیم کامل؛ و چهارم، آمادگی برای دفاع مشروع در صورت لزوم.
تجربه چندساله خودمدیریتی در شمال شرق سوریه نشان داده که این جنبش توانایی ایجاد ساختارهای دموکراتیک و چندملیتی را دارد. این دستاورد نباید بهراحتی از دست برود. اما حفظ آن نیازمند هوشیاری، واقعبینی و استراتژی درست است؛ استراتژیای که نه بر خوشباوری سادهلوحانه به قدرتهای خارجی بنا شده باشد و نه بر تسلیم بیچونوچرا به فشارهای دولت مرکزی قرار بگیرد.
سرنوشت جنبش روژاوا در سوریه نهتنها برای مردم کرد در سوریه، بلکه برای مردم کرد در بخشهای دیگر کردستان و حتی برای آینده سوریه اهمیت دارد. حفظ این دستاوردها وظیفهای است که بر دوش همه کسانی قرار دارد که به آزادی و حق تعیین سرنوشت ملتها دلبستهاند.

