خالد عزیزی، سخنگوی حزب دموکرات کردستان ایران، در گفتوگو با ایراناینترنشنال با ترسیم تصویری از وضعیت «بحرانی» جمهوری اسلامی، بر این نکته تأکید کرد که یکی از عوامل احتیاط جامعه جهانی، نامشخص بودن جایگزین پس از سقوط است؛ موضوعی که بهگفته او تنها با توافق میان نیروهای مخالف و پذیرش تکثرگرایی و سازوکار دموکراتیک قابل حل خواهد بود
خالد عزیزی، سخنگوی حزب دموکرات کردستان ایران، در مصاحبه با ایراناینترنشنال از «بحرانیترین دوران حیات سیاسی» جمهوری اسلامی سخن گفت؛ بحرانی که بهگفته او هم ریشه داخلی دارد (فقدان مشروعیت) و هم در سطح بینالمللی و امنیتی تشدید شده است. عزیزی معتقد است فشارهای خارجی، در کنار فرسایش سرمایه اجتماعی حکومت، وضعیت را به نقطهای رسانده که نشانههای «فروپاشی از درون» بیش از گذشته قابل مشاهده است؛ از جمله شکافهای عمیق در بدنه قدرت و درگیریها و تنشهای آشکار میان مسئولان.
او در عین حال، مسئله اصلی را تنها ضعف حکومت نمیداند، بلکه بر یک چالش همزمان دست میگذارد: «جایگزین» پس از سقوط. از نگاه عزیزی، یکی از دلایل «دستبهعصا» راه رفتن جامعه جهانی و آمریکا، همین نگرانی از خلأ قدرت و نامعلوم بودن نقشه راه دوران گذار است. او تأکید میکند که نیروهای مخالف، اگر میخواهند ترس از بیثباتی پس از فروپاشی کاهش یابد، باید بر سر اصول و سازوکارهای مشترک به توافق برسند و تصویری روشن از مدیریت دوران انتقال ارائه کنند.
عزیزی در بخش دیگری از این گفتوگو، به «تنوع سیاسی» و «چندملیتی بودن» ایران اشاره کرده و میگوید در کشوری با این سطح از تکثر، هیچ فرد یا جریان سیاسی نمیتواند بهتنهایی مدعی «قدرت مطلق» باشد. او با اشاره به رابطه حزب دموکرات با دیگر جریانهای مخالف، تصریح میکند این حزب با هیچ نیروی مخالفی—از جمله رضا پهلوی—دشمنی ذاتی ندارد؛ اما مسیر آینده را در «گفتوگو»، «پذیرش تکثرگرایی» و «استقرار دموکراسی» میبیند؛ سیستمی که حقوق همه ملیتها و نیروهای سیاسی را تضمین کند و مانع بازتولید اقتدارگرایی شود.
موضوع «آمادگی برای دوران گذار و فروپاشی» یکی از محورهای کلیدی سخنان اوست. عزیزی میگوید در سناریوهایی مانند حمله احتمالی یا فروپاشی ناگهانی، اولویت حزب دموکرات، هماهنگی با سایر ملیتها و احزاب در سراسر ایران است تا مدیریت بحران و امنیت نسبی امکانپذیر شود. او معتقد است کردستان، بهدلیل تجربه طولانی در سازماندهی حزبی و مدیریت میدانی در شرایط سخت، از ظرفیت بالاتری برای کنترل بحران، ساماندهی اجتماعی و کمک به برقراری نظم برخوردار است؛ ظرفیتی که بهزعم او میتواند در کنار همکاری سایر مناطق ایران، به گذار کمهزینهتر کمک کند.
عزیزی همچنین به احتمال «معامله دقیقه ۹۰» اشاره میکند؛ سناریویی که در آن جمهوری اسلامی برای بقای خود، مثلاً بر سر پرونده هستهای با آمریکا سازش کند و نوعی «جام زهر» را بپذیرد. با این حال، او تأکید دارد حتی در صورت چنین توافقی، بازگشت به شرایط پیش از موجهای اعتراضی اخیر عملاً ناممکن است؛ زیرا حکومت بهگفته او مشروعیت اقتصادی و سیاسی خود را نزد بخش بزرگی از جامعه از دست داده و پس از هر توافقی نیز، جنبشهای اعتراضی میتوانند دوباره سربرآورند. در جمعبندی نگاه او، «بحران مشروعیت» حکومت—در ابعاد سیاسی، اقتصادی، قانونی و حتی امنیتی—به نقطه بنبست رسیده و مسئله تعیینکننده برای آینده، نه صرفاً فشار بر حکومت، بلکه شکلگیری یک آلترناتیو مورد توافق و مبتنی بر دموکراسی و حقوق برابر است.

