کوردانه: محمدرضا اسکندری: چَمَری و چوپیِ چَمَری، آیینی ریشهدار در کردستان و لرستان است که سوگ را به حماسه و اندوه را به ارادهی مقاومت بدل میکند؛ حلقهای جمعی با نوای سُرنا و دهل که پیامِ «فراموشی ممنوع» را به دشمن اعلام میدارد.

چَمَری و چوپیِ چَمَری، بازماندهای سترگ از فرهنگِ مقاومت در کردستان و لرستان است. این مراسم از فرهنگِ کهنِ کُردواری بهجا مانده است؛ آیینی که در سوگِ شهیدان، دلاوران، بزرگمردان و بزرگزنانِ ایل برپا میشود تا به دشمن بگوید انتقام نزدیک است و خون بیپاسخ نمیماند. در چَمَر، چوپی و اشک درهم میآمیزند؛ اندوه و حماسه همزمان جاری میشوند و سوگ به نیرویی برای ایستادگی بدل میگردد. این همبستگی است که با حضورِ پدر، مادر، خواهر و یاران، در حلقهای واحد شکل میگیرد؛ حلقهای که با نوای سُرنا و دهل به تپش درمیآید و مرگ را به سُخره میگیرد.

چوپیِ چَمَری تنها یک چوپی نیست؛ بلکه بیانیهای جمعی از حافظهی تاریخی و ارادهی مقاومتِ ملتِ کورد است. گامها چوپیکشانان، سنگین و استوارند؛ حرکتها هماهنگ و پُرصلابت. دستها در هم قفل میشوند تا پیوندِ قبیله و ایل را یادآور شوند. ریتمِ دهل، ضربانِ قلبِ جمع است و سُرنا، آوای فراخوانی است که از دلِ کوهستانها که در بسیاری از شرایطِ زمانی تنها جایِ مبارزان بودهاند برمیخیزد. در میانهی میدان، «کوتَل» اسبی آراسته و نمادین با برنوِ کوتاهِ آویخته بر زین، نشانی از پهلوانِ از دسترفته و ادامهی راهِ اوست؛ حضوری که غیاب را فریاد میزند و فراموشی را نمیپذیرد.

در برگزاریِ چَمَر، نقشِ زنان برجسته و تعیینکننده است. آنان با مویههای حماسی، روایتگرانِ رنج و رشادتاند؛ صداهایی که اشک را به پیام بدل میکنند. «روچیان» یا سرودخوانان نیز با خواندنِ اشعارِ حماسی، نام و یادِ قهرمانان را زنده نگه میدارند و سوگ را به آگاهی و عهد تبدیل میکنند. این آیین، صحنهای است که در آن زن و مرد، نسلها و خویشان، گرد هم میآیند تا اعلام کنند مبارزه پایان نیافته و پیمانِ ایستادگی پابرجاست.
چوپیِ چَمَری، آمیزهای از سوگواری و حماسه است؛ جایی که رقص، زبانِ اعتراض میشود و اشک، سوگندِ ادامهی راه. در هر گام، خاطرهای زنده میماند و در هر چرخش، پیامی به آینده سپرده میشود: که خونِ شهیدان بیصدا نمیماند و فرهنگِ مقاومت در جانِ مردم جاری است.
