همان‌طور که اطلاع دارید، پنج حزب از هفت حزب عضو «مرکز دیالوگ احزاب کردستان ایران»، طی بیانیه‌ای مشترک، سند «هم‌پیمانی» میان خود را به امضا رساندند. کومه‌له، به‌عنوان یکی از احزاب شرکت‌کننده در «مرکز دیالوگ»، از همان آغاز روند گفت‌وگوها تلاش نموده است که نقش فعالی در پیشبرد یک دیالوگ سازنده ایفا نماید. با این حال، سند این هم‌پیمانی را امضا نکرده است. از آنجا که شفافیت در برابر مردم کردستان یکی از اصول بنیادین ماست، موظفیم دلایل این تصمیم را با صراحت و به‌طور کامل توضیح دهیم.

۱- هفت حزب گردهم‌آمده در مرکز دیالوگ از نظر برنامه سیاسی، استراتژی، سنت‌های مبارزاتی و پیشینه تاریخی یکسان نیستند. در این میان، جریان ما به‌مثابه یک جریان سوسیالیست به سنت شناخته‌شده‌ای در جامعه سیاسی کردستان تعلق دارد. در این سنت، جنبش کارگران و زحمتکشان کل کشور به‌منزله متحدان جنبش خلق کرد هستند؛ در این سنت، همراهی با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل در مورد ایران و کردستان جایگاهی ندارد؛ مقابله با اپوزیسیون دست‌راستی و مشخصاً سلطنت‌طلبان، که آشکارا از هم‌اکنون علیه نیروهای چپ و حقوق ملت‌ها خط‌ونشان می‌کشند، از ارکان سیاست ماست. اما در عین حال، ما این تنوع سیاسی را نه نقطه ضعف، بلکه بخشی از واقعیتی زنده در جامعه کردستان می‌دانیم. از دیدگاه ما، هرگونه همکاری پایدار بین این احزاب تنها زمانی به ثمر می‌نشیند که این تفاوت‌ها به‌طور شفاف در اسناد رسمی، در پروسه‌های همکاری، سازوکارهای تصمیم‌گیری و تعهدات مشترک احزاب سیاسی به‌دقت منعکس شوند. تجربه ثابت کرده است که هر همکاری که بر پایه نادیده گرفتن تفاوت‌های واقعی بنا شود، در مراحل حساس سیاسی دچار بحران و از هم‌پاشیدگی خواهد شد.

۲- از نظر ما، در مسئله همکاری و هماهنگی بین احزاب سیاسی کردستان، پیش از جست‌وجو برای یافتن نقاط مشترک برنامه‌ای ـ که امری مربوط به آینده است ـ باید بر استراتژی، سیاست و تاکتیک‌های مشخص مربوط به شرایط کنونی و سازوکارهای عملی که اموری در دسترس هستند، توافق حاصل شود. برای نمونه، تشکیل نهادهایی مانند «کمیته دیپلماسی مشترک» به‌خودی‌خود مسئله اصلی نیست؛ مسئله اصلی تعیین سیاستی است که فعالیت چنین نهادی را هدایت خواهد کرد. اتحادی که برای مثال در این مورد از وضوح سیاسی بی‌بهره باشد، در عمل ناکارآمد خواهد بود و برداشت‌های متفاوت درباره سازوکار آن می‌تواند خود منشأ بحران شده و همکاری را به بن‌بست بکشاند. این مسئله به‌ویژه در ارتباط با دولت‌ها یا سازمان‌های سیاسی اپوزیسیون جمهوری اسلامی از حساسیت ویژه‌ای برخوردار است.

۳- یکی از محورهای اصلی اختلاف ما، مسئله جایگاه نیروی مسلح در شرایط تحولات سیاسی آینده ایران است. موضع روشن کومه‌له این است که در فردای هر تغییر سیاسی در کردستان، اسلحه نباید در اختیار نیروهای حزبی باقی بماند، بلکه باید طی پروسه زمانی محدودی، با هماهنگی لازم احزاب مسلح فعال در کردستان، در اختیار نهادهای منتخب مردمی قرار گیرد. این اصل برای جلوگیری از رقابت‌های نظامی و تضمین گذار دموکراتیک حیاتی است. حتی متحد کردن نیروهای مسلح احزاب در یک ساختار واحد، اگر هم امکان‌پذیر باشد ـ که البته همین نیز دشوار به نظر می‌رسد ـ نمی‌تواند تضمین کافی برای به‌کار نگرفتن سلاح در مناقشات سیاسی باشد.

۴- از نظر ما، احزاب سیاسی در هیچ شرایطی نباید قدرت سیاسی را از بالای سر مردم در میان خود تقسیم کنند. حاکمیت حق نهادهای منتخب مردمی است و با بهانه «دوره گذار» یا «آماده نبودن مردم» نمی‌توان حق طبیعی مردم برای اعمال حاکمیت مستقیم خود را محدود کرد. هر خلأیی در قدرت که به‌وجود آید باید با تشویق مردم به ایجاد شوراها و نهادهای دموکراتیک در محلات، شهرها، محیط‌های کار، دانشگاه‌ها و غیره پاسخ داده شود، نه اینکه این خلأ را احزاب میان خود پر کنند. احزاب سیاسی لازم است زمینه‌های تحقق حاکمیت مردم، تقویت نهادهای برآمده از رأی آنان و پایبندی کامل به اراده و انتخاب آنها را فراهم کنند.

۵- کردستان ایران دارای جنبش‌های اجتماعی و مدنی نیرومندی است. از نظر ما، غلبه رویکرد نظامی بر سیاست، این سرمایه بی‌بدیل برای آینده این جامعه را تضعیف خواهد کرد. از این‌رو، اگر قرار باشد نیروهای مسلح احزاب در یک «سپاه کردستانی» واحد ادغام شوند، پیش از طرح ایجاد نیروی مسلح واحد لازم است توافق روشنی درباره این پرسش اساسی حاصل شود که چه سیاستی بر چنین نیرویی حاکم است و این نیرو تحت کنترل چه نهادی قرار دارد؟ از نظر ما، چنین نیرویی ناگزیر باید تحت هدایت نهادهای مردمی قرار گیرد، نه زیر فرماندهی احزاب سیاسی؛ چرا که در صورت بروز هر اختلاف سیاسی میان احزاب، این نیروی ظاهراً مشترک و متحد ممکن است ناگهان به گروه‌های مختلف وفادار به احزاب مربوطه تقسیم شود و در نتیجه در خدمت پروژه‌های گوناگون این و آن حزب قرار گیرد.

۶- دشمنان مردم کردستان با استفاده از ابزارهای مختلف در تلاش‌اند تا از طریق مذاکرات جداگانه با احزاب، یا اگر مقدور نشد از طریق تحریک اختلافات ملی و مذهبی میان مردم کرد و ترک، شیعه و سنی و غیره در جامعه کردستان، تفرقه بیفکنند. خنثی کردن این سیاست مستلزم توافق روشن مبتنی بر همبستگی مبارزاتی مردم هم‌سرنوشت در سراسر ایران، مستقل از ملیت، جنسیت و مذهب است. وحدت مبارزاتی مردم کردستان و دیگر جنبش‌های مترقی و پیشرو در جامعه ایران شرطی حیاتی برای پیروزی جنبش انقلابی مردم کردستان است. از نظر ما، هرگونه سند همکاری باید مرزبندی روشنی با جریانات نژادپرست و راست سراسری داشته باشد و متحدین جنبش انقلابی کردستان را در صفوف سایر جنبش‌های پیشرو در سراسر قلمرو جغرافیایی ایران ـ از جمله جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی و جنبش‌های مترقی و رهایی‌بخش سایر ملل تحت ستم ـ جست‌وجو و همراهی کند.

۷- بیشتر نکات سیاسی اساسی که برشمردیم، یا اساساً در پلاتفرم پیشنهادی حضور ندارند یا به‌قدری ناشفاف و قابل تفسیرهای متفاوت طرح شده‌اند که نمی‌توانند مبنای یک هم‌پیمانی پایدار قرار گیرند. از آنجا که اختلاف ما به شکل‌بندی و ساختار سند محدود نبود و به ضرورت وجود شفافیت سیاسی، سازوکار روشن تصمیم‌گیری و تعهدات مشخص در چارچوب همکاری بازمی‌گردد، به همین دلیل ما راه‌حل را در اصلاح این یا آن بند نمی‌بینیم؛ زیرا معتقدیم هر پلاتفرمی باید از ابتدا بر پایه وضوح سیاسی و توافق‌های دقیق تدوین شود؛ در غیر این صورت، به سرنوشت تجربیات ناکام پیشین دچار خواهد شد.

۸- ما ایجاد «مرکز دیالوگ» را گامی مثبت، ضروری و متناسب با اوضاع حساس کنونی می‌دانیم. این مرکز در این ماه‌ها نقش مهمی در ایجاد کانال‌های ارتباطی منظم و ایجاد درجه‌ای از نزدیکی سیاسی ایفا کرده است. تجربه این دوره و نیز سال‌های اخیر نشان داده است که احزاب فعال در کردستان حتی بدون توافق بر سر یک پلاتفرم مشترک مکتوب نیز توانسته‌اند در مراحل حساس، همکاری مؤثر و حرکت‌های سیاسی مهمی را سازمان‌دهی کنند. این سرمایه سیاسی نباید نادیده گرفته شود.

۹- عدم شرکت ما در این «هم‌پیمانی» معین، به معنای کنار کشیدن از همکاری با آن نیست. ما همچنان سیاست همکاری و تلاش مشترک بر سر مصالح عمومی مردم کردستان با احزاب سیاسی فعال در کردستان ایران را در دستور کار خود داریم و از ادامه دیالوگ مستمر و سازنده به این منظور پشتیبانی می‌کنیم. اما اتحادی که بر شالوده سستی و اجتناب از بیان تفاوت‌های واقعی بنا شود، نه‌تنها جنبش کردستان را به پیش نمی‌برد، بلکه در لحظات حساس بار سنگینی بر دوش آن خواهد بود. ما به اتحادی باور داریم که صادقانه و با احترام به تفاوت‌ها ساخته شود.

۱۰- کومه‌له دارای سند مصوب جامعی در مورد همکاری و هماهنگی احزاب سیاسی فعال در کردستان است که به‌زودی بار دیگر و در همین رابطه در اختیار افکار عمومی قرار خواهد گرفت.

کمیته مرکزی کومه‌له

سازمان کردستان حزب کمونیست ایران

چهارم اسفندماه ۱۴۰۴