
به قلم:سێبەر
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای ژئوپلتیک جهان است؛ باریکهای راهبردی که خلیج فارس را به دریای عمان و در نهایت به آبهای آزاد متصل میکند. این گذرگاه نهتنها مسیر عبور نفتکشها و کشتیهای حامل گاز طبیعی مایع است، بلکه نقطه تلاقی رقابتهای امنیتی، اقتصادی و ژئوپلتیک در سطح منطقهای و جهانی محسوب میشود. اهمیت این تنگه به اندازهای است که هرگونه تنش نظامی یا بحران امنیتی در آن، بلافاصله در شاخصهای اقتصادی و بازارهای انرژی جهان بازتاب مییابد.
موقعیت ژئوپلتیک تنگه هرمز و پیامدهای راهبردی جنگ در منطقه
تنگه هرمز یکی از حیاتیترین گذرگاههای آبی جهان و شاهراه راهبردی اتصال کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس به آبهای آزاد از مسیر دریای عمان است. این کریدور ژئوپلتیک، نقش تعیینکنندهای در انتقال انرژی از منطقه به بازارهای جهانی ایفا میکند. کشورهای صادرکننده نفت از جمله عربستان سعودی، عراق، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در این حوزه جغرافیایی تعریف میشوند و بخش عمده صادرات انرژی خود را از همین مسیر انجام میدهند.
این منطقه استراتژیک به دلیل دارا بودن منابع عظیم نفت، گاز و سایر ذخایر زیرزمینی، به یکی از باارزشترین نقاط اقتصادی جهان تبدیل شده است. بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی مؤسسات معتبر بینالمللی از جمله Vortexa، روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت از طریق راهرو آبی تنگه هرمز به بازارهای جهانی صادر میشود؛ رقمی که سهم قابلتوجهی از تجارت جهانی انرژی را شامل میشود.
در صورت بروز بحران نظامی گسترده در منطقه، بهویژه در سناریوی رویارویی مستقیم میان ایالات متحده آمریکا و ایران، احتمال اختلال جدی در امنیت کشتیرانی و حتی بسته شدن این گذرگاه حیاتی وجود خواهد داشت. چنین وضعیتی میتواند صادرات نفت و گاز منطقه را بهطور گسترده مختل کرده و بازارهای جهانی انرژی را با شوک شدید مواجه سازد.
کشورهای حاشیه خلیج فارس که اقتصاد آنها عمدتاً تکمحصولی و متکی به صادرات انرژی است، در شرایط جنگیِ فرسایشی با آسیبپذیری مضاعف روبهرو خواهند شد. در بسیاری از این کشورها، بیش از ۹۰ درصد درآمدهای دولتی از محل استخراج و صادرات نفت و گاز تأمین میشود. بنابراین هرگونه انسداد یا ناامنی در تنگه هرمز میتواند موجب فلج اقتصادی، کاهش درآمدهای ارزی، بحران بودجهای و تضعیف ساختارهای مالی آنها شود.
پیامدهای احتمالی بحران

در صورت گسترش درگیری نظامی، سناریوهای زیر محتمل خواهد بود:
- تعطیلی یا کاهش فعالیت شرکتهای بزرگ تولید و انتقال انرژی
- افزایش شدید قیمت جهانی نفت و گاز
- کمبود کالاهای اساسی در بازارهای منطقهای
- تورم فزاینده و بیثباتی اقتصادی
- اختلال در امنیت تجارت دریایی و بیمه حملونقل
- تشدید فشار معیشتی بر شهروندان کشورهای وابسته به واردات
چنین وضعیتی نهتنها اقتصاد منطقه، بلکه زنجیره تأمین جهانی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد؛ بهویژه کشورهای آسیای شرقی که بخش قابلتوجهی از انرژی مورد نیاز خود را از این مسیر تأمین میکنند.
تلاش برای مسیرهای جایگزین و بازتعریف راهبرد انرژی
در نتیجه افزایش نگرانیها نسبت به امنیت ژئوپلتیک این منطقه، کشورهای ذینفع در حال رایزنی با قدرتهای بزرگ جهانی برای طراحی پروژههای جایگزین انتقال انرژی هستند؛ از جمله توسعه خطوط لوله زمینی، افزایش ظرفیت ذخیرهسازی راهبردی و ایجاد کریدورهای جدید صادراتی بهعنوان بدیل احتمالی تنگه هرمز. با این حال، هیچیک از این گزینهها در کوتاهمدت توان جایگزینی کامل این گذرگاه را ندارند.
در مجموع، هرگونه سناریوی جنگ در این منطقه نهتنها معادلات نظامی، بلکه توازن ژئوپلتیک، امنیت انرژی و ساختار پروژههای کلان راهبردی جهان را دستخوش تغییرات بنیادین خواهد کرد. تنگه هرمز امروز نهفقط یک گذرگاه آبی، بلکه یکی از حساسترین گلوگاههای ژئوپلتیک قرن بیستویکم به شمار میرود؛ نقطهای که ثبات یا بیثباتی آن میتواند اقتصاد جهانی را در معرض نوسانات شدید قرار دهد و نظم منطقهای را بازتعریف کند.
