در روز چهارشنبه ششم اسفند، رضا پهلوی طی پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، با بهکارگیری ادبیاتی تهدیدآمیز از «تمامیت ارضی ایران» سخن گفت. وی احزاب کرد و دیگر جریانهای خواهان حق تعیین سرنوشت را «تجزیهطلب» خواند و ارتش را به «عمل به وظیفهی ملی-میهنی» در برابر آنان فراخواند. کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران این موضعگیری را بهشدت محکوم میکند و ضروری میداند در این رابطه چند نکته را بهصراحت در برابر افکار عمومی بیان دارد.
نخست اینکه: رضا پهلوی که در توهم دستیابی به قدرت در فردای پس از جمهوری اسلامی میسوزد، با این اظهارات از هماکنون به نقشآفرینی در تقلید از پیشینیان خود میاندیشد. رضاشاه، پدربزرگ وی، با اتکا به سرنیزه و سیاست یکسانسازی اجباری، هویت فرهنگی، زبانی و سیاسی ملل غیرفارس ایران را بهطور سیستماتیک سرکوب کرد. محمدرضا شاه، پدر او، نیز با قدرت نظامی و دستگاه اطلاعاتی ساواک، هر صدای برابریخواهانهای را در میان مردم کرد، آذری، عرب، بلوچ و ترکمن در خون خاموش کرد. تهدید امروز رضا پهلوی نه یک موضعگیری تازه، بلکه بازتولید همان سیاست خشونتباری است که پدر و پدربزرگش آن را در عمل پیاده کردند.
دوم اینکه: رضا پهلوی در حال حاضر فاقد هرگونه پایگاه سیاسی واقعی و ساختار تشکیلاتی مردمی است. آنچه او را در رسانهها نگه میدارد، سرمایهگذاری کلان در تبلیغات رسانهای و ثروت بادآوردهای است که طی دههها از سرمایههای عمومی مردم ایران به جیب این خاندان رفته است. با این حال، حتی این میزان از بیقدرتی او را از صدور تهدید باز نداشته است. باید از خود پرسید: اگر فردا به قدرت برسد، چه خواهد کرد؟ کسی که امروز بدون داشتن هیچ اهرم قدرتی، ارتش را به سرکوب احزاب سیاسی فرامیخواند، بدون شک در صورت رسیدن به قدرت از پدر و پدربزرگ خود در این زمینه پیشی خواهد گرفت.
سوم اینکه: حق تعیین سرنوشت ملتها یک اصل بنیادین حقوق بینالملل است که در منشور سازمان ملل متحد و اعلامیهی جهانی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است. این حق، بدون هیچ اما و اگری، به معنای آزادی ملل در انتخاب آیندهی سیاسی خود، از جمله جدایی و تشکیل دولت مستقل است. اصطلاحاتی چون «تمامیت ارضی» و «تجزیهطلبی» در طول صد سال گذشته در ایران نه بهعنوان مفاهیم حقوقی، بلکه بهمثابه سلاحهای ایدئولوژیک ناسیونالیسم عظمتطلب برای سرکوب هر حرکت آزادیخواهانه و حقطلبانهای به کار گرفته شدهاند. در واقع، آنچه «تمامیت ارضی» نامیده میشود، چیزی جز تداوم سلطهی ملت حاکم بر ملل تحت ستم نیست. حزب کمونیست ایران این ابزار سرکوب را به هر شکلی که استفاده شود، رد میکند.
چهارم اینکه: «تجزیهطلبی» جرم نیست. در همان دموکراسیهای غربی که رضا پهلوی در دامن آنها پرورش یافته و از حمایتشان بهره میبرد، احزاب استقلالطلب بهطور قانونی فعالیت میکنند. حزب استقلال اسکاتلند در پارلمان بریتانیا نمایندگانی دارد؛ جنبش استقلال کاتالونیا در اسپانیا، با وجود فشارهای دولت مرکزی، به فعالیت قانونی خود ادامه میدهد؛ در بلژیک و کانادا نیز احزابی با خواستههای مشابه آزادانه عمل میکنند. فراخوان به ارتش برای مقابلهی نظامی با احزاب سیاسی که برای حقوق ملی مبارزه میکنند، نهتنها با معیارهای دموکراسی ادعایی رضا پهلوی در تضاد است، بلکه تشویق به جنایت علیه بشریت است.
پنجم اینکه: حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان آن، کومهله، موضع خود را در این باره بهروشنی در برنامهی «حاکمیت تودهای» بیان کردهاند: «ما حق کلیهی ملل ساکن ایران را در تعیین سرنوشت خویش، یعنی آزادی آنها تا حد جدایی کامل، به رسمیت میشناسیم. در عین حال، خواهان اتحاد آزادانه و داوطلبانهی کلیهی ملل ساکن در جغرافیای ایران بوده و معتقدیم چنین اتحادی به سود تودههای کارگر و زحمتکش است.» این موضع بر پایهی اعتقاد راسخ به شعار آزادی و برابری واقعی است. ما بر این باوریم که تنها اتحادی پایدار است که از سر انتخاب آزاد باشد، نه از سر اجبار و سرنیزه. ایران فردا باید خانهی آزاد و برابر همهی ملتهایی باشد که در آن زندگی میکنند؛ نه میراث خونینی که پهلویها با سرکوب و آتش ساختند و حکومت اسلامی آن را ادامه داد.
زنده باد حق ملل در تعیین سرنوشت خویش
زنده باد همبستگی کارگران و زحمتکشان همهی ملیتهای ایران
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
هفتم اسفند ۱۴۰۴
